-
-
جامعهشناسي تصويري
-
مستند (14) /
امير طهراني
-
-
استفاده از دادههاي تصويري در تحقيقات جامعهشناسي، يك گرايش تحقيقاتي نوظهور در اين رشته است كه توجه زيادي را در دهههاي اخير به خود جلب كرده است. اما آغاز شكلگيري جامعهشناسي تصويري را ميتوان دهه 1960 ميلادي در نظر گرفت. اولين جامعهشناسان تصويري با الهام از عكاسان مستند به دنبال تبيين موضوعاتي برآمدند كه تا آن زمان از حوزه بررسي جامعهشناسان به دور مانده بود. اين موضوعات عموما شامل مطالعات تصويري فرهنگ مصرف موادمخدر، گتوهاي سياهان، شهرهاي كوچك فقيرنشين و مسايل نژادي ميشدند. البته در زمينه همين موضوعات تعداد زيادي از كارهاي عكاسان مستند موجود بود كه بهنوعي موجبات برقراري ديالوگ ميان حوزههاي بصري و جامعهشناسي را مهياكرد. با پيدايش اين بستر و تاثيرات كارهاي انجام شده در ديگر حوزههاي علوم اجتماعي از جمله انسانشناسي، گرايش جديدی تحت عنوان جامعهشناسي تصويري شكل گرفت. به طور كلي جامعهشناسي تصويري به حوزهاي از جامعهشناسي اطلاق ميشود كه به تبيين وجوه تصويري زندگي اجتماعي ميپردازد. جامعهشناسي تصويري طيف وسيعي از علايق و كاربردها بر اساس بنيانهاي گوناگون نظري، برنامههاي پژوهشي متنوع را شامل ميشود. اما با وجود اين تفاوتها، ميتوان دو محور مهم را در جامعهشناسي تصويري شناسايي کرد: اول، تصاوير برساختهايي شمايلي هستند، بدين معنا كه آنها بازنماييهايي ساخته شده از چيزي معنادار هستند كه شخصي براي مقصودي معين در زماني خاص خلق كرده است. بنابراين، تصاوير نه تنها واجد تاريخ و سياست هستند، بلكه معمولا داراي خط سيري ميباشند، سفر از يك بافت اجتماعي به بافتي ديگر و شيوههاي متفاوتي كه به آنها معنا داده ميشود. دوم، تصاوير بخشي از استراتژيهاي ارتباطي هستند. تصاوير به طور معمول در حال داستان گفتن يا دادن اطلاعات ميباشند. افزون بر اطلاعاتي كه اين داستانها منتقل ميكنند، واجد كاركردي بلاغي نيز ميباشند كه از ارزشهاي حقيقت آنها جداييناپذير است. بدينترتيب تمامي جامعهشناسان تصويري، بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه تصاوير منابعي غني از اطلاعات درباره وجوه كاملا متنوعي از زندگي اجتماعي و فرهنگي فراهم ميآورد.
اما جهت انجام جامعهشناسي تصويري، در سطح تئوري و روش، ميتوان به دستكم سه رويكرد متفاوت اشاره کرد:
1- جمعآوري اطلاعات با استفاده از دوربين
و ديگر فناوريهاي ثبت تصوير
در اين زمينه، دوربين مشابه يك ضبطصوت عمل ميكند. دوربينهاي ويديويي و عكاسي به طور مشخصي به عنوان فناوري جمعآوري اطلاعات براي آزمايشها و كنشهاي متقابل گروههاي كوچك، مطالعات كلاس درس، قوم نگاري، مشاهدات مشاركتي، تاريخ شفاهي، استفاده از فضاهاي شهري و غيره بهكار ميروند. از اين رو جدا از چگونگي تحليل دقيق اطلاعات يا نحوه به ثبترسيدن تصوير، جامعهشناسان ميتوانند از دوربين براي ثبت و ذخيره اطلاعات مورد علاقه به گونهاي كه بتوان جزييات را مطالعه كرد، استفاده كنند.
علاوه بر اين، فناوري ثبت تصوير اجازه استفاده ماهرانه از اطلاعات تصويري را به ما ميدهد. اين همان چيزي است كه براي دانشمندان جامعهشناسي امكان مطالعه پديدههايي كه بسيار سريع، بسيار كند يا فوقالعاده كمياب، يا بسيار بزرگ يا كوچكاند را بهوسيله ثبت آن پديد ميآورد. به عنوان مهمترين نكته، جامعهشناسان تصويري به واسطه تدويني كه انجام ميدهند، ميتوانند با كنار هم گذاشتن رويدادها به مفهوم آن پيببرند. بهطور كلي، اولين مفهوم از جامعهشناسي تصويري شامل روشهاي تصويري جمعآوري و تحليل اطلاعات در حوزه جامعهشناسي است.
2- مطالعه اطلاعات تصويري توليدشده
در فرهنگها
جامعهشناسي تصويري در اين تلاش است كه به مطالعه تمامي گونههاي تصويري توليد شده بپردازد. هنر، عكس، فيلم، ويديو، فونتها، آگهيها، معماري، ماشينها، مد، آرايش، حالتهاي چهره، تاتو و بسياري ديگر، بخشي از مجموعه سيستم ارتباط تصويري توليد شده به وسيله اعضاي جامعه ميباشند. فهم و استفاده همين گونههاي تصويري به واسطه كدهاي نمادين تثبيت شده اجتماعي هدايت ميشوند. اين تصاوير برساخته يا ساختارزدايي ميشوند و ممكن است به عنوان يك متن به شيوههاي متفاوتي خوانش شوند. جامعهشناسان تصويري ممكن است آنها را دستهبندي و تقسيم كنند، يا كاربرد و موقعيت اجتماعي كه در آن توليد و مصرف ميشوند را مورد مطالعه قرار دهند. با توجه به آنچه ذكر شد، مفهوم دوم جامعهشناسي تصويري، گرايشي است جهت مطالعه توليدات تصويري جامعه يعني توليد، مصرف و معاني آنها.
3- برقراري ارتباط به وسيله هرگونه تصوير
و رسانهاي به غير از لغات
در پايان و با عنايت به مطالب پيش گفته، ميتوان اينگونه عنوان کرد كه جامعهشناسي تصويري بازتاب طيفي از تفكر درباره تخيل جامعهشناختي ميباشد كه به واسطه گسترش گفتمانهاي جامعهشناختي حول متن محوري، روايت محوري، روششناسيهاي پژوهش و استفاده از رسانه ارتباطي نوين در آنها، امكان شيوههاي ديگري از گفتن را پديد آورده است.