-
براي بانوي شيدا كه با سرطان دست و پنجه نرم ميكند
-
صدايي خسته در كوير
-
صفحه آخر (20) /
سيدابوالحسن مختاباد
-
-
اواخر هفته گذشته بود كه دوست نوازنده وآهنگسازي تماس گرفت و از ابتلا به سرطان يكي از بانوان خواننده و هنرمند موسيقي گفت؛ شيدا جاهد (امجدالملوك جاهديان) كه در كنار همسرش، مسعود جاهد آثاري شنيدني را براي ما آفريدند؛ آنهايي كه با موسيقي سنتي و تصانيف، بهخصوص تصانيف مرحوم قمر و علياكبرخان شيدا آشنا هستند، قطعا صداي بانو جاهد را در كنار صداي بم همسرشان شنيدهاند كه به چه طراوت و شادابياي آن آثار را بازخواني و البته برخي تصانيف ساخته همسرش را اجرا كرده است؛ آثاري چون«در فكر تو بودم»، «خستهام از اين كوير»، «كوچههاي بينشان»، «پنجره باز ميشود» و... .اكنون صاحب آن صدا با سرطان دست و پنجه نرم ميكند و گرفتار شيميدرماني و هزينههاي كمرشكن آن شده است. شايد بخشي از اين بيماري را نتيجه تقدير دانست، اما قطعا فشارهاي روحي و رواني كه بانوان هنرمند تحمل كردهاند، طبيعي است كه بر جسم آنها نيز اثر بگذارد و از تا ب وتوان مياندازدشان. آنها اين اميد را دارند كه ديده شوند و در چارچوب همين قوانين و عرف كشور فعاليت ميكنند و انتظار دارند كه برخي، كاسههاي گرمتر از آش نشوند و به دنبال بهانه براي مجوز ندادن نباشند. شايد اگر ما در كشوري زندگي ميكرديم كه هنرمندش ميتوانست از قبل حق تصنيف آثار و پخش هزارباره آن در صداوسيما مزد طبيعي خود را بگيرد، قطعا اثر «مهرگان» (اثري براي ني و اركستر كه البته به صورت دونوازي ني و ويلن بابك شهركي منتشر شد) آقاي جاهد كه هرروزه از شبكههاي مختلف پخش ميشود، يا برخي از آثار ديگرش، خود به خود آنقدر تامين مالياش ميكرد كه نيازي به نوشتن اين يادداشت و سخن از هزينههاي كمرشكن شيميدرماني نميشد. اما وقتي هنرمندي همانند محمد نوري با آن شهرت و اعتبار و اثري ماندگار هنگاميكه پايش به بيمارستان ميرسد، گرفتار هزينههاي آن ميشود و حتي يك ريال از حق پخش آثارش را به او نميدهند، چگونه ميتوان انتظار داشت كسي به فرياد هنرمندان كمتر شناختهشده اما مستعد و خلاق برسد. اگرچه پوششهاي بيمهاي در اينگونه موارد وجود دارد، اما با روند صعودي هزينهها عملا به كار همان بيماريهاي عادي ميآيند و واقعا اگر خداينكرده هنرمندي با يك بيماري در تراز بالاي هزينه مواجه شود (مثل يك عمل جراحي قلب، يا سرطان و شيميدرماني)، هزينهها به قدري سنگين و كمرشكن ميشوند كه جز با حمايت برخي نهادهاي مدني و خير، درآمدهاي شخص هنرمند و پوششهاي بيمهاي كفاف اينگونه هزينهها را نميدهد. اميد است كه دست خيري از سوي شوراي شهر تهران يا معاونت اجتماعي و فرهنگي شهرداري يا برخي موسسات مردمنهاد همانند خانه موسيقي يا خانه هنرمندان به سوي اين دو هنرمند دراز شود و آنها را از نگراني برهاند.