872 شماره
شنبه، 12 خرداد 1386
صفحه نخست :: ايران و جهان :: حقوق
 
آيت الله صانعي در گفت وگو با شرق؛
تفاوتي ميان شهادت زن و مرد نيست



آيت الله العظمي صانعي از مراجع تقليد نزديک به اصلاح طلبان است. فتاوي و نظرات فقهي وي همواره در محافل سياسي و مذهبي بحث برانگيز بوده است. او اگرچه ريشه در نهاد سنت (حوزه علميه) دارد اما نظراتش مدرن است و نظرات فقهي اش در خصوص مسائل زنان مورد استقبال اين طيف از جامعه قرار گرفته است. آيت الله صانعي از اولين روحانيوني است که اطرافيانش سايت اختصاصي براي او درست کردند تا مقلدينش با او در ارتباط باشند و از فتاوي او آگاه شوند. همچنين چندي است که مصاحبه ها و اخبار اين مرجع تقليد توسط ميل به مشترکين اينترنتي فرستاده مي شود و از اين جهت شايد بيت اين مرجع تقليد پرکارتر از سايرين باشد. او اگرچه يک مرجع تقليد است و دسترسي به اين مقام از نظر افکار عمومي مشکل است اما بيت او و نزديکانش دعوت مصاحبه را قبول مي کنند؛ چه حضوري و چه کتبي و حتي به صورت ايميل و اينترنتي. چه با مطبوعات داخلي و چه خارجي. هرچند در انتخاب سوالات محدوديت وجود دارد و آيت الله چندان علاقه مند به موضع گيري هاي صرف سياسي نيست اما جوابگويي سريع ايشان به خبرنگاران يکي از خصايص خوب مصاحبه با ايشان است. گفت وگوي شرق با آيت الله صانعي را مي خوانيد؛ گفت وگويي که فقط در مورد مسائل اجتماعي است و نظرات فقهي ايشان را در پي دارد.

 نظر شما در مورد حق ارث زنان چيست. آيا زن بايد صاحب يک هشتم ارث شوهر شود؟

اگر مردي بميرد و اولاد نداشته باشد، يک چهارم مال او را زن و بقيه را ورثه ديگر مي برند، و اگر از آن زن يا زن ديگر اولاد داشته باشد، يک هشتم مال را زن، و بقيه را ورثه ديگر مي برند؛ و زن از عين همه اموال منقول، ارث مي برد ولي از زمين و غيرمنقول هاي ديگر از عين آنها ارث نمي برد و از قيمت هوايي مانند ساختمان و درخت، ارث مي برد و اما ارث بردن زن از قيمت زمين، مطلقاً، مانند هوايي بعيد نيست، بلکه خالي از وجه و قوت نيست، هر چند احتياط به مصالحه در خصوص زمين مخصوصاً زمين خانه و بالاخص نسبت به زني که صاحب فرزند از زوج مورث نباشد، مطلوب و نوعي عمل به فتواي معروف بين فقهاي شيعه است و در صورتي که زوج، وارث ديگري غير از زوجه نداشته باشد، کل ماترکش به همسرش مي رسد و اين عمل، مطابق با احتياط، بلکه خالي از قوت هم نيست.

نظر شما در مورد ديه زن و مرد چيست؟

به نظر اين جانب، ديه زن با مرد مساوي است. قضائاً لاطلاق ادله الديه و عدم دليل بر تقييد.

 آيا در دنياي امروز که زنان همپاي مردان کار مي کنند درست است که شهادت دو زن معادل شهادت يک مرد باشد. آيا يک زن به تنهايي آنقدر بالغ نيست که شهادتش مقبول باشد؟ و اگر دليلش اين است که زن از روي احساسات تصميم مي گيرد پس چطور از يک مادر انتظار داريم که فرزندانش را درست تربيت کند و تحويل اجتماع دهد؟

به نظر اين جانب فرقي بين شهادت مرد ها و زن ها - از لحاظ تعداد و موارد قبول - به جهت بناي عقلا و الغاي خصوصيت و مقتضاي علت ذکر شده در آيه شريفه نمي باشد مگر مواردي که دليلي خاص برداشتن خصوصيتي در شهادت زن ها داشته باشيم مانند موردي که در آيه شريفه آمده است و حکم در آيه در همه زمان ها و در مواردي که مثل مورد آيه مي باشد به حکم علت ذکر شده (أن تضل إحداهما فتذکر إحداهما الاخري) و به حکم عموميتش ثابت است کما اينکه نسبت به مورد هم اگر در بعضي از زمان ها و در بعضي از زن ها آن علت نبود آن حکم هم درباره آنها نيست چون العله تخصص و تعمم براي تفصيل بيشتر مي توانيد به کتاب شهادت زن در اسلام تاليف حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ فخرالدين صانعي مراجعه فرماييد.

 چرا وقتي پدري فرزندش را به قتل مي رساند جزايش اعدام نيست؟

استثنا از اصل کلي قصاص در قتل ولد توسط والد که در روايات صحيحه و معتبره آمده به نظر اين جانب اختصاص به جايي دارد که قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصايح خيرخواهانه پدر باشد نه ساير موارد که قتل با انگيزه هاي ديگر -که در بقيه قتل ها وجود دارد- باشد، که در آن صورت اصل کلي قصاص ثابت است و به عبارت ديگر عدم قصاص والد اختصاص دارد به جايي که جان پدر با همه عواطف و نصايح و خيرخواهي براي فرزندش و تخلف فرزند، به لبش رسيده و تقريباً اگر نگوييم تحقيقاً، پدر کانه به خاطر همان نصايح و تخلف ها بدون اختيار دست به چنين عملي زده، نه در جاهايي که پدر با انگيزه هايي که در ساير قتل ها موجود است قتل را انجام دهد يعني قتل به خاطر اغراض شخصي و دشمني و طمع در مال و پست و رياست و يا فاش نشدن خيانت ها و امثال آنها بوده. چون در اين گونه قتل ها والديت و ولديت که در لسان ادله آمده، هيچ گونه دخالت و سهمي نداشته و ادله استثنا به خاطر همين دلالت، يا ظهور در قسم اول دارد و يا از قسم دوم منصرف است و به هر حال شمول دليل استثنا به خاطر اطلاق دليل مي باشد و آن اطلاق يا به خاطر همان اشعار ذکر شده و مناسبت حکم و موضوع منصرف از قتل هايي با انگيزه ضد بشري و ضد انساني (يعني قسم دوم) مي باشد و تنها شامل قسم اول است يعني انصراف به سوي او دارد و يا اصولاً همان جهت دخالت عنوان والديه و ولد در قتل و فهم عقلايي که قانونگذار نمي خواهد جنايت فرزند را بدون قصاص بگذارد و مناسبت حکم و موضوع سبب ظهور لفظي آن دليل به واسطه قرينه ذکر شده در اختصاص به قسم اول است. به علاوه که اگر بر فرض قبول کنيم که دليل اطلاق دارد و شامل همه قتل هاي فرزند توسط پدر مي شود نيز بايد قائل به اختصاص بشويم، چون اطلاقش خلاف قرآن (ولکم في القصاص حياه يا أولي الالباب) مي باشد، به خاطر آنکه با چنين استثنايي و نداشتن ترس از قصاص حيات فرزندان و جامعه تأمين نخواهد شد و ناگفته نماند آيه ولکم في القصاص لسانش آبي از تخصيص است، پس اطلاق آن ادله مخالف با آن مي باشد و بايد ضرب علي الجدار شود. اما استثنا از قصاص در مورد قتل عاطفي ولد توسط والد که بيان شد به حيات جامعه ضربه اي نمي زند، چون قتل پدر براي چنان قتل هايي مانع و رادع قتل پدران در آن حال خاص نمي باشد و از همه گذشته شايد بتوان گفت که اصولاً ادله قصاص نفس مختص به دعواي افراد از همان راه هاي دشمني و حيواني و ضد انساني مي باشد و از اول شامل قتل عاطفي و خيرخواهانه اي که جان پدر از باب خيرخواهي به لبش رسيده، نبوده و نمي شود و نيز بايد توجه داشت که از همه گذشته احتمال اختصاص در ادله استثناء مانع تمسک به اطلاق است و بايد اقتصار بر قدر متيقن شود که همان قتل هاي عاطفي پدر مي باشد.

 يعني مي توان شخصي را با اين اعتقاد که مهدورالدم است بدون محاکمه به قتل رساند؟

پاسخ اين گونه سوال ها را گرچه بايد در کتب فقهي مستدل جست وجو نمود و گذشته از اينکه اعتقاد، موجب نفي قصاص ولو مطابقت آن با واقع ثابت شود چه رسد که خلاف آن ثابت گردد که مفروض در سوال است، نبوده و نمي باشد، و خون همه افراد براي همگان محقون است و تنها در موارد حدود براي محکمه و در موارد قصاص براي اولياي دم مهدور مي باشد به علاوه به هر حال در شرايط فعلي هيچ کس بدون مراجعه به محکمه حق کشتن افراد را ندارد، چون بر فرض در موردي ولو نادر پيدا شود که في حد نفسه فتوا بر جواز در آن باشد «مثل سب النبي»، ليکن با توجه به مفاسد و ضررها و بدبيني ها و ناامني ها، حرام و قتل نفس محسوب مي گردد و موجب قصاص است، و ادله جواز بر فرض عموم و شمولش براي نظام و حکومت اسلامي تخصيص خورده با ادله دفع مفاسد، و نفي ضرر به آبروي اسلام و نظام آن هم در شرايط امروز نيز تخصيص مي خورد.

 چرا حق حضانت فرزندان متعلق به مادر نيست. به هرحال اکنون هم زنان ما بنيه مالي همانند مردان دارند و هم اينکه تحقيقات علمي نشان داده که کودکان و نوجوانان به مادران خود بيشتر نياز روحي دارند تا پدرانشان؟

اگر چه به نظر اين جانب، حق الحضانه مادر در فرزند ـ چه دختر و چه پسرـ هفت سال است، ليکن به هر حال اگر جدا کردن فرزند از مادر داراي حرج و مشقت براي فرزند يا مادر باشد، حق الحضانه پدر به خاطر قاعده نفي حرج ساقط مي گردد، مگر آنکه نبود فرزند نزد پدر نيز حرجي باشد که در اينجا بايد اکثر حرجاً مراعات شود، يعني هر يک از پدر يا مادر، چنانچه فرزند به او داده نشود بيشتر در مشقت واقع مي شود و بيشتر صدمه مي بيند، و تعارض حرجين در مورد سوال که مربوط به دو نفر مي باشد، مانند تعارض ضررين مربوط به دو نفر مي باشد که در آنجا در رساله لا ضرر همين مبنا را اختيار نموده و مطابق با تحقيق هم مي باشد، چون شارع تعالي که نخواسته بندگانش در حرج قرار بگيرند، قطعاً خواستار حکمي است که حرجش کمتر است، چه در دو حرج نسبت به يک شخص و چه نسبت به دو شخص، چون همه بندگان در نظر او به منزله شخص واحد مي باشند؛ و اما اگر حرج ها مساوي باشند، به نظر مي رسد که حق الحضانه پدر مقدم بر مادر باشد، چون حکم به اينکه پدر از حق خودش استفاده نکند خود اين حکم براي او حرجي مي باشد، به علاوه که اطلاق دليل حق الحضانه پدر هم محکم است.
دستاورد اجلاس قضات ايستاده


نخستين اجلاس دادستان پايتخت هاي کشورهاي اسلامي در شرايطي با صدور بيانيه نهايي پايان يافت که مهمترين دستاورد آن حمايت از تاسيس «اتحاديه حقوق و قضايي کشورهاي اسلامي» مرکب از روساي قوه قضائيه کشورهاي عضو بود. درحالي که دادسراي عمومي و انقلاب تهران در سال84 با برگزاري همايش علمي قضات ايران و اروپا با عنوان «نقش دادستان در دادرسي عادلانه» که با انجام سخنراني ها و ارائه مقالات چند قاضي و مقام رسمي اروپايي و يکي از قضات ايران در کنار شماري از وکلاي دادگستري به گفته دادستان تهران در راستاي تحقق مديريت علمي و اقدام قانوني و قاطع در انجام وظايف خود اقدام کرده است، بانيان همايش اخير با رويکردي کاملاً متفاوت به بهره گيري از عضويت و همکاري کشورهاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي براي هماهنگي در سياست هاي کلان قضايي و هم پوشاني برخي فعاليت ها و اقدامات حقوقي و قضايي همسان نظر داشتند. صرف نظر از کيفيت و کميت شرکت کنندگان که بعضي از آنها در سطح بالاتر از عنوان اعلام شده براي حضور در اين اجلاس به ايران آمدند، به طور معمول نمي توان ارائه ايده هاي نو، علمي و در عين حال کاربردي را انتظار داشت. چرا که حتي سخنراني شمار اندکي از حقوقدانان برجسته ايراني در نشست اخير- در غياب حقوقدانان برجسته ديگر- بيش از آن که طرحي نو در اندازد به بيان کلياتي از ظرفيت هاي قانوني حقوق اساسي، حقوق شهروندي و حقوق بشري و مطابقت برخي از آنها با فقه و شرع اسلامي از ديدگاه سخنرانان اختصاص يافت.

رئيس قوه قضائيه که پيش از اين گفته بود دادستان ها به عنوان «قضات ايستاده» بايد همواره اين بينش و فرهنگ را داشته باشند که به عنوان «مدعي العموم مردم» هستند و نه «مدعي العموم دولت و حاکميت»، در اين همايش بر استقلال دادستان از دولت تاکيد کرد. هرچند بحث تخصصي و گفت وگوي کارشناسي درباره اين موضوع - استقلال دادستان از دولت يا قوه قضائيه - و آثار و تبعات آن نشد، اما اشاره به سخنان «فيليپ ولتي» سفير سوئيس در تهران در همايش قضات ايران و اروپا جالب توجه است که گفته بود «کار دادستان يافتن حقيقت است و براي دادستان وظيفه اي براي تنبيه مظنون وجود ندارد.» اين اشاره نغز از آن حيث مهم است که سخنگوي قوه قضائيه در نشست خود با خبرنگاران با اشاره به ابلاغ دستورات رئيس قوه قضائيه به دادستان ها درباره نحوه اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، اقدامات انجام شده توسط ضابطين قضايي را با هماهنگي دادستان ها اعلام کرد. در اين ميان مروري بر سخنان «آلبرتئو پايولتي» معاون قضايي دفتر بين المللي حقوق کيفري در وزارت دادگستري و دادستان ناپل مفيد به نظر مي رسد. وي که به عنوان يکي از ميهمانان «سازمان دفاع از قربانيان خشونت» به همايش قضات ايران و اروپا دعوت شده بود، با تشريح نقش دادستان ها در نظام قضايي بريتانيا که واحد مستقلي زير نظر دادستان کل مستقل از قوه قضائيه وظايف آن را انجام مي دهد و سازمان قضايي فرانسه که وزير دادگستري اين اختيار را اعمال مي کند، به تشکيل پليس قضايي در ايتاليا و کارکرد آن در مقابله با دخالت قوه مجريه در کار قوه قضائيه اشاره مي کند. اما در نهايت با وجود تاکيد بر نقش پليس و اختيارات بسيار متفاوتي که در نظام هاي حقوقي دارند حتي دادستان ها را در اين کشور منفعل تر و ايستاتر نسبت به پليس مي داند. در نتيجه دادستان ها را به تضمين حداکثر احترام به قانون و قانونمندي و ارزيابي فعاليت هاي خود فرا مي خواند.

در حالي که در برخي کشورهاي حاضر در اجلاس تهران حقوق بشر به معناي متعالي و شناخته شده آن در نظام حقوقي بين المللي قابل تشخيص نيست و ادعايي هم بر آن وجود ندارد، اما در برخي از آنها مقوله سوم حقوق بشر شامل حق بر صلح، حق بر محيط زيست سالم، حق بر توسعه، حق بر ميراث مشترک بشريت و حق ارتباطات و بنا بر يک ديدگاه «حقوق همبستگي» مطرح و مورد بحث است. گو اينکه مقوله چهارم حقوق بشر هم براي جلوگيري از احتمال سوءاستفاده علمي از حيثيت و کرامت انساني مورد توجه محافل حقوقي است. ليکن هنوز محافل رسمي ما هنوز تکليف خود را با حقوق بشر از نوع نسل اول و دوم که در قديمي ترين اسناد حقوق بشري به روشني تصريح شده است، روشن نکرده اند. همچنان که به گفته دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه لازم است که براي تدوين اسناد جدي حقوق بشر از خواب بيدار شويم.
اصلاح قانون تعزيرات با نگاه حقوق بشري

شرق؛
بايد اصولي همچون استقلال فردي و عدم تعرض به حريم شخصي و امنيت آن بر اساس اسناد حقوق بشري و قانون اساسي، ممنوعيت تفتيش عقايد و شغل و حيثيت افراد، حق متفاوت بودن افراد، تفکيک حوزه هاي عمومي و خصوصي و اصل منع صدمه به شهروندان تا زماني که جرم مستوجب مجازات قانوني را مرتکب نشده اند، در جرم شمردن رفتارها در قانون رعايت شوند. رئيس کميسيون سياست جنايي مرکز مطالعات راهبردي و توسعه قضايي با بيان مطلب فوق در چهارمين همايش علمي مرکز گفت؛ اصلاح بخش تعزيرات و مجازات هاي بازدارنده قانون مجازات اسلامي در اين کميسيون آغاز شده است و سال آينده پايان مي يابد.

امير حمزه زينالي با بيان اينکه کليات قانون را اداره تدوين لوايح عهده دار شده است و حدود و قصاص را مرکز مطالعات فقهي قوه قضائيه انجام مي دهد، گفت؛ قوانيني که با جان، مال و ناموس مردم مربوط است و حوزه آزادي افراد را مشخص مي کند نبايد آزمايشي و بدون بررسي دقيق توسط قانونگذار تصويب شود. امير حمزه زينالي با اشاره به جرم انگاري هاي کلي و مبهم در اين قانون در بيان اشکالات ديگر در بخش تعزيرات و مجازات هاي بازدارنده افزود؛ در خيلي از موارد رويکرد تشديدي در پيش گرفته است، قوانين شکلي و ماهوي را در هم آميخته است که ضعف بزرگي براي قوانين ما محسوب مي شود و علاوه بر سخت گيري در برخي جرائم امنيتي، ايراد هاي نگارشي هم دارد. وي به برخي توصيه هاي ارائه شده و ضروري به عنوان بايسته هاي انشايي در تدوين قانون اشاره کرد و گفت؛ اجتناب از اصطلاح سازي در عين نوآوري، پرهيز از ارائه مثال هاي بي مورد و حصر و احصاي نادرست، خودداري از پيچيده نويسي و فعل سازي هاي نادرست و کلمات مبهم و دوپهلو شماري از 26مورد پيشنهادها براي اعمال در نگارش قانون است. رئيس کميسيون سياست جنايي با تاکيد بر تفکيک قوانين شکلي و ماهوي، از لزوم توجه به گفتمان حقوقي کشور و واژگان مصطلح در ميان حقوق دانان و قضات سخن گفت و افزود؛ براي رعايت اصول نگارشي در قانون نويسي، بايد قانون کيفري که محدوديت و ممنوعيتي را براي افراد تعريف مي کند صريح، روشن، جامع و کامل باشد و مغايرتي با اصول قانون اساسي، اصول اخلاقي و ديگر اجزاي نظام حقوقي نداشته باشد. وي بي توجهي به اصول قانون اساسي از جمله اصل 9 درباره آزادي هاي افراد و ممنوعيت محدود کردن آزادي افراد را در برخي جرم انگاري ها يادآور شد و گفت؛ شوراي نگهبان قانون اساسي تاکنون يک بار به اين اصل به هنگام تصويب قانون منع به کارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره استناد کرده است. اين متخصص حقوق جزا سپس با بيان بايسته هاي ماهوي در تدوين قانون مجازات بر ضرورت رفع خلأ هاي موجود در حوزه جرم انگاري خواستار پيش بيني جرائم عليه محيط زيست و منابع طبيعي، جرائم اقتصادي و تجاري، جرائم عليه عدالت و موارد ديگر مورد غفلت قانونگذار شد. زينالي با بيان اينکه در برخي کشورها اصول راهنماي مبناي کار قانونگذار تدوين شده است، از وجود نوعي «قيم مآبي قانون» در قوانين که آسيب فرد به خودش را جرم دانسته است، انتقاد کرد و درباره محدوديت هاي عملي در جرم انگاري افزود؛ قانونگذار بايد با رويکرد حداقلي، کنترل هاي غيررسمي و پيشگيري را بر کنترل هاي رسمي مقدم بداند و بعد به سمت کيفر برود. بايد قانونگذار به ضمانت اجراهاي اداري و مدني ارجحيت بدهد و با رعايت قانونمندي و توجه به انتظارات عمومي - از حيث رابطه جرم انگاري با دموکراسي و ارزش هاي مورد قبول مردم - به کارکردهاي جرم انگاري توجه داشته باشد.

رئيس کميسيون سياست جنايي به پيمايش هاي ملي نگرش هاي ايرانيان در دولت خاتمي اشاره کرد و با بيان اينکه در برخي موارد نگرش مردم و حاکميت به يک موضوع يکسان نيست، حاصل بي توجهي به چنين تفاوتي را در قانونگذاري بي توجهي شهروندان به قوانين اين چنيني و تبديل قانون به يک ببر کاغذي توصيف کرد که آن را به منزله حکم مرگ آن قانون دانست. اين کارشناس ارشد حقوق کيفري و کيفرشناسي توجه و بررسي آثار جرم انگاشتن برخي رفتارها و اينکه از وقوع جرم جلوگيري مي کند را بسيار مهم دانست و بدين ترتيب جرم شناسي جرم انگاري را در اين باره ضروري خواند. وي با بيان بايسته هاي ضمانت اجراي کيفري از نبود معيارهاي کمي و کيفي در تعيين کيفر در قوانين موجود خبر داد و خواستار ارزيابي ميزان هماهنگي کيفرهاي پيشنهادي با جامعه شناسي و روانشناسي مردم ايران با توجه به مجازات هاي اجتماعي(جايگزين) مطروحه در مجلس شد. وي با انتقاد از استفاده قانونگذار در به کار بردن عبارت «در حکم محارب» به ويژه در جرائم موسوم به «عليه امنيت ملي» در مواردي که شرايط دقيق محارب مطابق موازين فقهي وجود ندارد، آن را جايگزيني مصلحت به جاي انطباق دقيق با شرع دانست.
نقش مجمع تشخيص مصلحت در برابري ديه مرد و زن
امير مقامي؛ سخنان اخير رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره اصلاح قانون مجازات براي برابرشدن ديه زنان و مردان، از نظر مطابقت با فقه و قانون اساسي مورد تأمل فقها و حقوقدانان قرارگرفته است. موافقان به اقتضائات اجتماعي اشاره مي کنند و مخالفان عمدتاً نظر خود را بر پايه نظر مشهور فقها پايه گذاشته اند. برخي معتقدند اگر ملاحظات تقنيني صرفاً بر مبناي «نظر مشهور» بوده و نسبت به مصالح اجتماعي و فتواي مخالف بي تفاوت باشد، ممکن است اهداف قانون گذاري حاصل نشود. تا آنجا پيش رفته اند که معتقدند در صورت مغايرت مصوبه مجلس با نظر مشهور و مطابقت آن با فتواي عده قليلي از فقها که فقاهت و اجتهادشان مسلم است، نمي توان به يقين گفت که آن مصوبه، مغاير موازين اسلامي است. زيرا اين بدان معناست که فتواي برخي فقها را نيز مغاير اسلام بدانيم در حالي که «فتواي مغاير اسلام» وجود ندارد و مخصوصاً از نظر فقه شيعي، نظريه «تخطئه» پذيرفته شده است. يعني براي هر قضيه شرعي، حکم واحدي وجود دارد که فقيه و مجتهد درصدد دستيابي به آن است و ممکن است در اين راه خطا کند. لذا حتي فتواي مشهور نيز از احتمال خطا مصون نيست و فتواي غير مشهور نيز الزاماً مغاير حکم واقعي نيست. اين عکس نظريه برخي از اهل سنت است که معتقدند هر نظري که مجتهد پس از تلاش خود به دست آورد، همان حکم خداوند است. فقهاي اماميه همچنان معتقدند نظرهاي متعدد مجتهدان، درباره خود و مقلدانشان لازم الاتباعند. بنابراين دليلي ندارد که حکم غير مشهور، الزاماً مغاير «موازين اسلامي» باشد، چرا که همان حکم براي برخي افراد لازم الاتباع است. به هرحال نظريه اين حقوقدانان در تفسير اصل چهارم قانون اساسي تاکنون راه به جايي نبرده و شوراي نگهبان نيز تاکنون به روشني اعلام نکرده است که چه معياري براي تعيين «موازين اسلامي» به کار مي برد؛ نظر فقهي فقهاي عضو شورا، نظر فقهي ولي فقيه (گرچه حکم ثانويه باشد) يا نظر «مشهور»؟ قدر مسلم آن است که تاکنون شورا، مصوبات منطبق با فتواهاي نادر و نيز مصوبات منطبق با حکم ثانويه رهبري را خلاف موازين اسلامي دانسته تا مجمع تشخيص مصلحت نظام طبق نظر رهبري در مورد آنها تصميم گيري کند، چنان که در مورد ديه اقليت هاي ديني، مجمع با استناد به حکم حکومتي رهبري، نظر مجلس را تاييد کرد. اما نکته مهم ديگر در نقد سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني اين است که ايشان ابراز داشته اند؛ «اگر مجلس تصويب نکرد يا شوراي نگهبان آن را رد کرد، ما در مجمع مي توانيم در اين زمينه اقدام کنيم.» در واقع اين پرسش وجود دارد که آيا مجمع، ابتکار قانون گذاري نيز دارد؟ طبق اصل 112تنها نقش تقنيني مجمع عبارتست از تشخيص مصلحت در مواردي که شوراي نگهبان، مصوبه مجلس را به دليل مغايرت با قانون اساسي يا موازين اسلامي رد کرده است. بسياري از حقوقدانان معتقدند مجمع نمي تواند قانون گذاري کند و مثلاً مواد يا تبصره هايي به مصوبه مجلس بيفزايد؛ زيرا اين امر مغاير اصول 58 و 85 قانون اساسي درباره «حق انحصاري نمايندگان مجلس براي اعمال قوه مقننه» است؛ گرچه مواردي از دخل و تصرف مجمع در مصوبات مجلس ديده مي شود. در اين خصوص نظريه تفسيري شماره 4575 شوراي نگهبان مورخ 3/3/1372 جالب توجه است. شورا از يک سو معتقد است مجمع نمي تواند مستقلاً در مصوبه قانوني خود تجديدنظر کند و عملاً اين اختيار را فقط براي مجلس دانسته است. از سوي ديگر در پاسخ به اين سوال که «اگر تعارضي بين مصوبات مجمع و قوانين عادي و اساسي و مقررات رسمي ديگر کشور به وجود آيد تکليف چيست؟ و حاکم کدامند؟» و نيز «آيا مجلس شوراي اسلامي و ساير مراکزي که به نحوي حق تعيين ضوابط و مقررات و قوانين را دارند، مي توانند مصوبات مجمع را رد و نقض و يا فسخ و ابطال کنند؟» چنين اظهارنظر کرده است که «مطابق اصل چهارم قانون اساسي مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام غنيزف نمي تواند خلاف موازين شرع باشد و در مقام تعارض نسبت به اصل قانون اساسي موردنظر مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان (موضوع صدر اصل 112) و همچنين نسبت به ساير قوانين و مقررات کشور مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام حاکم است.» بنابراين شوراي نگهبان برتري مصوبات مجمع نسبت به مصوبات ساير نهادها را اعلام کرده است. در مقام جمع پاسخ هاي شوراي نگهبان بايد گفت که شورا معتقد به حق قانون گذاري مجلس است و حتي در مواردي که مصوبه مجلس پس از رد شوراي نگهبان با تاييد مجمع، به قانون تبديل شده باز هم حق مجلس براي اصلاح قوانين محفوظ است و مجمع نمي تواند راساً دخالتي در اين امر کند؛ اما در مورد تعارض مصوبات مجمع با ساير نهادهاي تعيين کننده مقررات در کشور، مصوبه مجمع ترجيح دارد و به نظر مي رسد منظور از «مصوبه» در اين قسمت، چيزي جز اعلام نظر براي تشخيص مصلحت در اختلافات مجلس و شوراي نگهبان و البته در قلمرو ساير وظايف مصرح در اصل 112 است که اين رجحان نيز ناشي از اعمال اختيارات رهبري است و نه حقي که براي مجمع در نظر گرفته شده باشد. بنابراين از اين نظريه شوراي نگهبان نيز نمي توان استنتاج کند که مجمع، ابتکار قانون گذاري - آن هم در موضوعاتي که قبلاً قوانيني در آن وجود دارد - خواهد داشت؛ و در مورد اصلاح قانون ديه نيز ظاهراً بنابر همين اصل مجمع بايد منتظر اقدام مجلس باشد؛ يا احتمالا در صورت تصويب موضوعي همچون برابري حقوق زنان و مردان، ذيل سياست هاي کلي نظام و درصورت تاييد رهبري، بدين وسيله مجلس را مجبور به اصلاح قانون کند.


تفاوتي ميان شهادت زن و مرد نيست
دستاورد اجلاس قضات ايستاده
اصلاح قانون تعزيرات با نگاه حقوق بشري
نقش مجمع تشخيص مصلحت در برابري ديه مرد و زن
معاون امنيتي دادستان تهران؛ به موسويان تذکر داده بوديم
زنان ايران در نشست فعالان زن در ايرلند
وضع دادگاه ويژه روحانيت مطلوب است
برگزاري دادگاه يکي از متهمان تجمع ميدان هفت تير در 21 خرداد
احکام لازم براي برخورد شديد با اراذل و اوباش

معاون امنيتي دادستان تهران؛ به موسويان تذکر داده بوديم
باشگاه خبرنگاران جوان؛ معاون امنيت دادستان تهران درخصوص بازداشت موسويان براي ادامه تحقيقات گفت؛ چندين بار به ايشان تذکراتي داده شده بود که اگر به اين تذکرات عمل مي کردند ما مجبور نمي شديم ايشان را بازداشت کنيم. معاون امنيت دادستان تهران صرف داشتن سند محرمانه را براي موسويان جرم ندانست و گفت؛ هر سندي نمي تواند جرم باشد و بعضي از اسناد محرمانه اي که در اختيار ايشان بوده است، غيرقانوني نيست، اما درباره در اختيار داشتن برخي اسناد از سوي آقاي موسويان در حال تحقيق هستيم اما قطعاً نمي توانيم بگوييم که داشتن همه اين اسناد جرم بوده است. حداد درخصوص دستگيري موسويان به باشگاه خبرنگاران گفت؛ توسط اطلاعاتي که از طريق وزارت اطلاعات در اختيار دادستاني قرار گرفته بود و با حکم قضايي، ايشان را دستگير کرديم و با توجه به اينکه تحقيقات از ايشان در مرحله ابتدايي به پايان رسيد، طبق قانون با قرار وثيقه آزاد شدند اما تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. وي درباره برخي انتقادات مبني بر ناهماهنگ بودن قرار با جرم موسويان گفت؛ اين انتقادات ناشي از کم اطلاعي منتقدين مي باشد و قرار 200 ميليون توماني کاملاً متناسب با جرم بوده است. وي افزود؛ درباره جاسوسي برخي ايرانيان دستگير شده به نتايج بسيار خوبي رسيده ايم و آنها به بسياري از مسائل اعتراف کرده اند... معاون امنيتي دادستان تهران درباره دستگيري چند ايراني به اتهام جاسوسي گفت؛ از نظر ما اينها تابعيت ايراني دارند و در تحقيقاتي که صورت گرفته درباره اتهام جاسوسي آنها به نتايج بسيار خوبي رسيده ايم. وي در اين باره خاطرنشان کرد؛ آنها به خيلي از مطالب اعتراف کرد ه اند.


زنان ايران در نشست فعالان زن در ايرلند
شرق؛ اولين کنفرانس بين المللي سازمان زنان برنده جايزه نوبل به مدت چهار روز در ايرلند برگزار شد. اين نشست با حضور 5 برنده زن جايزه نوبل و هفتاد مهمان زن از 31 کشور جهان از تاريخ 7 تا 10 خردادماه برگزار شد. بر اين اساس از ايران نيز فعالان زن در حوزه حقوق بشر، وکالت، حقوق کودکان و حقوق زنان در حوزه فعاليت هاي خود سخنراني و مشارکت کردند. شيرين عبادي و نرگس محمدي در حوزه حقوق بشر، نسرين ستوده در حوزه حقوق زنان، ثريا عزيزپناه در حوزه حقوق کودکان و ليلا ارشد در حوزه حقوق زنان در اين نشست بحث و گفت وگو ارائه دادند. در اين نشست چهارروزه موضوعات چالش «بنيادگرايي، توسعه امنيت اقتصادي و خشونت عليه زنان» و «استراتژي بين المللي در مورد ايجاد صلح و دسترسي به عدالت»، «نقش زنان در پايان بخشيدن به استفاده از سلاح» و «زنان در رسانه ها» به بحث و گفت وگو گذاشته شد.


وضع دادگاه ويژه روحانيت مطلوب است

ايسنا؛رئيس قوه قضائيه گفت؛ بحمدالله وضع دادگاه و دادسراي ويژه روحانيت مطلوب و مناسب است و نقش مهمي در حل و فصل مسائل و مشکلات حقوقي اين قشر ايفا مي کند. هاشمي شاهرودي تاکيد کرد؛ دادگاه و دادسراي ويژه روحانيت بايد براي حفظ جايگاه حساس و نقش تاريخي روحانيت در ايران و متناسب با آن، برنامه ريزي و تلاش کند تا بتواند به نحوي مقتضي جلوي آسيب هايي را که ممکن است به بدنه و حريم روحانيت نفوذ کند بگيرد و حرمت و شأن روحانيت را در جامعه روز به روز بالاتر ببرد. هاشمي شاهرودي نقش دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت را بسيار حساس خواند و افزود؛ دادسرا و دادگاه ويژه روحانيت با برنامه ريزي صحيح و مناسب و استفاده از روش هاي مختلف مي تواند به حل و فصل پرونده ها و دعاوي مرتبط با روحانيت همراه با حفظ شأن و جايگاه آنان بپردازد و در اين راه بايد راهکارهاي مناسبي را تبيين و اجرا کند.



برگزاري دادگاه يکي از متهمان تجمع ميدان هفت تير در 21 خرداد

ايسنا؛ وکيل مدافع نسيم سلطان بيگي يکي از متهمان پرونده تجمع غيرقانوني 22 خرداد 85 در ميدان هفت تير گفت؛ دادگاه موکلم بيست و يکم ماه جاري برگزار مي شود. محمد شريف بيان کرد؛ دادگاه موکلم بيست و يکم ماه جاري در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار مي شود. نسيم سلطان بيگي به تبليغ عليه نظام، شرکت در تجمع غيرقانوني ميدان هفت تير و اغتشاش متهم است.



احکام لازم براي برخورد شديد با اراذل و اوباش
ايسنا؛ معاون رئيس قوه قضائيه با بيان اينکه اين قوه در برخورد قاطع با اراذل و اوباش و افراد برهم زننده امنيت اجتماعي تاکيد دارد، گفت؛ قوه قضائيه احکام لازم در راستاي برخورد شديد با اين افراد را در کمترين زمان ممکن صادر خواهد کرد. وي با اعلام اينکه در حال حاضر روي لوايح کيفري و لايحه قصاص، مباحث بسياري در قوه قضائيه مطرح است، توضيح داد؛ در حال حاضر اين موضوع مطرح است که شايد بسياري از افرادي که مجازات زندان براي آنان در نظر گرفته مي شود، خيلي شديد با آنها برخورد شده است. معاون اداري مالي قوه قضائيه گفت؛ شايد برخي افرادي که در زندان هستند جرمشان آن قدر سنگين نباشد که زنداني شوند، در اين زمينه تعزيرات قضايي اسلامي بهترين نوع مجازات را براي افراد تعيين کرده که بر مبناي آن استفاده از زندان را کاهش مي دهد. معاون مالي و اداري قوه قضائيه با تاکيد بر اينکه با توجه به حجم رسيدگي به پرونده ها، قضات ما در کشور قضاتي هستند که فقط بر اساس وجدان شرعي خود کار مي کنند، افزود؛ قضات ايراني از پرکارترين قضات هستند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام