876 شماره
شنبه، 19 خرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: جامعه
 رئيس کل دادگستري استان فارس در گفت وگوي اختصاصي با شرق؛
 
 متهم اصلي جنايت مرودشت جاني بالفطره نيست
  الهه فراهاني


با توجه به اينکه حادثه بيجه هاي مرودشتي، فجيع ترين جنايت امسال است، شما به عنوان رئيس کل دادگستري استان چه اقداماتي براي اين پرونده انجام داده ايد؟

پس از اعلام گزارش نيروي انتظامي و قاضي کشيک قتل، من به عنوان رئيس دادگستري استان، با توجه به حساس بودن پرونده از ستاد رسيدگي به جرائم خاص دادگستري خواستم تا فوراً جلسه اي تشکيل دهند تا هرچه زودتر به اين پرونده حساس رسيدگي کنند. ستاد رسيدگي به جرائم خاص پس از پايان جلسات آمادگي خود را اعلام کرد و پرونده خارج از نوبت و به صورت فوق العاده مورد رسيدگي قرار گرفت.

 چه تاريخي پرونده را از نيروي انتظامي مرودشت به دادگستري فرستادند؟

در تاريخ 30 فروردين پرونده به دادگستري استان فارس ارجاع شد و اولين جلسه رسيدگي در تاريخ هفت ارديبهشت بود.

چرا پرونده در دادگاه مرودشت مورد رسيدگي قرار نگرفت؟

همان طور که گفتم اين پرونده جزء يکي از حساس ترين پرونده هاست و معمولاً اين جنايت هاي خاص که افکار عمومي را متاثر و جريحه دار مي کند، در دادگستري استان فارس رسيدگي مي شود.

پيش بيني مي کنيد با توجه به حساسيت پرونده آنها به اعدام در ملاء عام محکوم شوند؟

با توجه به افکار عمومي و حساسيت پرونده، احتمال اعدام در ملاء عام متهمان بسيار زياد است، البته بستگي به نظر و حکم قضات پرونده دارد.

با توجه به اينکه دو متهم نوجوان هستند و سنشان زير 18 سال است، آيا آنها هم اعدام مي شوند؟

من نمي توانم در اين مورد نظري بدهم، قضات ديوان عالي کشور در اين مورد تصميم مي گيرند.

اگر قضات متهمان را به اعدام محکوم کنند، شما آمادگي لازم را براي اجراي سريع حکم داريد؟

بله، در اين مورد هيچ مشکلي نداريم. سريع مقدمات اعدام فراهم خواهد شد تا متهمان به سزاي اعمالشان برسند.

آيا در استان فارس اعدام در ملاءعام اجرا مي شود؟

بله، در فسا و کازرون اعدام در ملاءعام اجرا مي شود. به عنوان نمونه همين امروز (هفتم خرداد) مرد جواني که در کازرون به اتهام قتل عمد با حکم قاضي به اعدام در ملاء عام محکوم شده بود، در حالي که هفت دقيقه بالاي چوبه دار بود، اولياي دم رضايت دادند، سپس مسوولان طناب دار را از گردن وي بيرون آوردند. خيلي جالب بود که اين مرد هنوز نفس مي کشيد که فوراً وي را به بيمارستان رساندند و با کمک پزشکان اين مرد قاتل به زندگي برگشت.

آيا جنايتي مشابه اين پرونده داشتيد که اين چنين افکار عمومي را جريحه دار کند؟

بله، حدود 3 ، 4 سال پيش دو نفر دختر بچه اي را مورد تجاوز قرار دادند و سپس سرش را بريدند. با توجه به حساس بودن موضوع دو قاتل به اعدام در ملاء عام محکوم شدند و در سال 83 حکم قاتلان در ملاء عام اجرا شد. دستگاه قضايي ما چنين پرونده هايي را سريعاً مورد رسيدگي قرار مي دهد و به اجرا مي گذارد.

نظر شما در خصوص پرونده بيجه هاي مرودشتي چيست؟

به عقيده من رضا... (متهم اصلي پرونده) جاني بالفطره نيست. او خودش قرباني شده و دچار مشکلات جنسي است. رضا يک سال پيش توسط دوستانش مورد تجاوز قرار گرفته، پدرش کارگر بازنشسته است و مادرش سه سال پيش به دست پسر بزرگش (برادر بزرگ رضا...) به قتل رسيد. يکي از برادران رضا به اتهام سرقت مسلحانه متواري است و برادر ديگر او يک سال و نيم پيش به اتهام مواد مخدر اعدام شد. رضا خانواده نابساماني دارد اما باز هم نبايد مرتکب چنين جنايت فجيعي مي شده و دو کودک بي گناه را قرباني مي کرده است. البته بايد ابعاد مختلف اين پرونده توسط کارشناسان مورد بررسي قرار گيرد. علت وقوع اين حوادث، مسائل اجتماعي، ضعيف بودن پايه هاي اعتقادي در خانواده، محيط اطراف و جامعه، مصرف مواد مخدر در خانواده، نوع رفتارهاي درون اجتماعي و نابساماني خانواده و ريشه هاي انتقامجويي است. چون رضا... با تجاوز به ديگران به نوعي قصد انتقام گيري از جامعه و محيط اطراف را دارد، در واقع عقده هاي دروني آنها تبديل به زخمي مي شود که درصدد انتقام برمي آيند.

متهمان اکنون در کدام زندان به سر مي برند؟

سه متهم در زندان عادل آباد شيراز و متهم 12 ساله که خواهرزاده رضا... است در کانون اصلاح و تربيت نگهداري مي شود.

آيا بيجه هاي مرودشتي فقط به تجاوز و قتل دو نفر اعتراف کرده اند؟

متهمان به قتل و تجاوز به دو کودک اعتراف کردند که جسدشان در رودخانه کشف شد. رضا... در جريان بازجويي هاي بعدي به قتل يک کودک ديگر به همين شيوه اعتراف کرد، اما نه جسدش در رودخانه کشف شد و نه شکايتي صورت گرفت.

متهمان که به قتل سومين کودک اعتراف کردند آيا او را مي شناختند؟

رضا.... در بازجويي ها مدعي شد که کودک سوم را نمي شناسد، امدادگران هم در رودخانه هيچ جسدي را پيدا نکردند.

به نظر شما چرا به قتل سومين کودک اعتراف کردند و جسدي کشف نشد، انگيزه آنها چه بوده است؟

من احتمال مي دهم اگر کودک سومي هم قرباني شده باشد خانواده وي براي حفظ آبرو شکايت نکرده اند، شايد هم متهمان بي دليل مدعي شدند که کودک سوم را هم قرباني کرده اند.

آيا تحقيقاتي در خصوص جرم هاي احتمالي ديگر خصوصاً تجاوز به کودکان ديگر از متهمان پرونده صورت گرفته است؟

ماموران چندين ساعت متهمان را مورد بازجويي قرار دادند، اما تاکنون آنها به تجاوز به کودکان ديگر اعترافي نکرده اند.

با توجه به اينکه دوستان و خانواده متهمان اقدام به تهديد خانواده قربانيان حادثه کرده اند، شما اقداماتي در خصوص محافظت از خانواده مقتولان انجام داده ايد؟

اگر خانواده کودکان قرباني شده در اين خصوص شکايتي کنند، موضوع مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت در غير اين صورت دادگستري وظيفه اي ندارد.

اهالي محل مرودشت اعلام کردند که خانواده کريم (کودک قرباني شده) به خاطر اذيت و آزارهاي دوستان و خانواده متهمان خانه خود را ترک کرده و به مکان ديگري رفته اند، در اين مورد اطلاعاتي داريد؟

خير، اگر شکايت کنند سريعاً مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت.
 پدر حامد شيري يکي از قربانيان مرودشت؛
 
 متهمان بايد در رودخانه سيوند غرق شوند
 

گروه اجتماعي؛«به ياد حامد عزيزم». اين جمله اي است که پشت شيشه ماشين پدر حامد (پدر يکي از قربانيان حادثه مرودشت) نوشته شده است. وارد خانه پدر حامد که مي شوي داخل حياط، ماشين پدر حامد پارک شده است. جلوتر که مي روي چند پله وجود دارد که پس از بالا رفتن از پله ها ورودي اتاق هاست. پدر و مادر حامد با گرمي از من و عکاس شرق استقبال مي کنند. پس از ورود به اتاق پذيرايي عکس هاي حامد که درون قابي قهوه اي رنگ روي ديوار است، نظرم را جلب مي کند، روي قاب عکس حامد نوار مشکي آويزان شده و پدر، برادر و مادر حامد سرتاپا مشکي پوش هستند. غم سنگيني در خانه پدر حامد سرگردان است. چشمان مادر از شدت گريه باز نمي شود. او مي گويد؛ «هر شب از دوري حامد گريه مي کنم، او بچه پاک و بي گناهي بود، نمي دانم چرا آن نامردان، حامد را انتخاب کردند؟» پدر سياهپوش با صداي بلند گريه مي کند و مي گويد؛ «زندگي بدون حامد برايم معنايي ندارد.» حدود 52 روز از مرگ حامد مي گذرد و من شب ها در اين خانه نمي خوابم. صدايش مرتب در گوشم است و من با خاطراتش زندگي مي کنم.

ملک حسين 45 ساله پدر حامد فوق ليسانس زبان انگليسي که معلم زبان 3 نفر از متهمان بود، در خصوص روز حادثه مي گويد؛ «روز 16 فروردين ماه بود. ظهر حامد از مدرسه به خانه آمد، هيچ وقت آخرين جمله اش را از ياد نمي برم که گفت؛ «حادثه هيچ وقت خبر نمي کند.» اين جمله را زماني که تلفن قطع شده بود به من گفت. ساعت 5 شد و حامد از خانه بيرون رفت تا از مغازه شير بخرد. حدود نيم ساعت گذشت و ما نگران حامد شديم. پسر بزرگم (17 سال دارد) بيرون رفت تا دنبال حامد بگردد. من هم به خانه دوستان و آشنايان زنگ زدم اما هيچ کس خبري از پسرم نداشت. ساعت 9 شب به کلانتري 12 مرودشت رفتم و موضوع را به ماموران اطلاع دادم. آن شب بدترين شب زندگي ام بود چون تا صبح همه بيدار بوديم و نمي دانستيم حامد کجاست.

بالاخره صبح شد. اول وقت به سراغ اهالي محل رفتم تا از آنها بپرسم که آيا اطلاعي از سرنوشت پسرم دارند؟

يکي از اهالي محل سرنخي به دستم داد و گفت؛ «آخرين بار پسرت را با رضا... (جواني که در همسايگي ما زندگي مي کرد) ديده ام.»

با اين سرنخ جلوي منزل رضا... رفتم. کفش و شلوارش خاکي بود از او پرسيدم که آيا از پسرم خبري دارد؟ اما او اظهار بي اطلاعي کرد. در حالي که مطمئن بودم او از سرنوشت پسرم خبر دارد، فوراً به کلانتري محل رفتم. دقايقي بعد با چند مامور نيروي انتظامي به محل آمديم و ماموران رضا... را دستگير کردند. او در اداره آگاهي به قتل حامد اعتراف کرد. پس از اعتراف رضا، ماموران همدستان وي را دستگير کردند و ما مدت يک هفته به همراه غواصان در رودخانه به دنبال جسد حامد مي گشتيم، تا اينکه در جريان اين جست وجو، جسد سيدکريم را پيدا کردند و رضا... پس از کشف جسد به قتل سيدکريم هم بدين شيوه اعتراف کرد.

با توجه به اينکه سه نفر از متهمان شاگردان شما بودند، شخصيت شان در آن زمان چگونه بود؟

پدر حامد مي گويد؛ «رضا، محمد و حسن سال 83 و 84 از شاگردان من بودند، اما هيچ وقت سر کلاس حاضر نمي شدند. حتي با اينکه در کلاس نبودند و درسشان هم خوب نبود، اما من به آنها نمره قبولي زبان انگليسي را دادم. چون خانواده هاي نابساماني دارند، هميشه از طرف مدرسه برايشان پوشاک و موادغذايي مي فرستادم. هيچ وقت تصور نمي کردم که روزي زندگي پسرم را بگيرند، من هميشه دلم به حال آنها مي سوخت. از نظر شخصيت هم مي شد گفت رضا ... هميشه آرام بود که بعدها اعتراف کرد روزهايي که به مدرسه نمي آمده توسط حسن و محمد مورد تعرض قرار مي گرفته است.»

چند روز بعد جسد پسرتان را در رودخانه مرودشت پيدا کرديد؟

حدود 9 روز بعد. جسد پسرم متورم شده بود و پزشکي قانوني اعلام کرد که چهار نفر وي را مورد تعرض قرار داده ا ند. لگن، بازوي سمت راست و سرش شکسته بود و آثار چاقو در گردنش ديده مي شد. آنها پيش از آنکه دستان پسرم را ببندند و داخل آب بيندازند، او را شکنجه کرده بودند.

شما درخواست قصاص هر چهار متهم را داريد؟

به هيچ عنوان حاضر به بخشش نيستم. دلم مي خواهد دست و پاي هر چهار متهم را ببندند و آنها را داخل رودخانه سيوند بيندازند. بدون آنکه هيچ ضرب و شتم و تجاوزي صورت گيرد. فقط در آب خفه شوند.

خانواده متهمان تابه حال سراغ تان نيامدند تا از شما بخواهند که فرزندان شان را ببخشيد؟

اصلاً. ولي از راه دور تهديد مي کنند. خصوصاً خانواده سيدکريم را خيلي اذيت مي کنند، به طوري که خانواده سيدکريم نقل مکان کرده اند و محل زندگي خود را تغيير داده اند.

پس از سه ساعت گفت وگو، همراه پدر، مادر، برادر و خواهر حامد به محل حادثه (رودخانه سيوند) رفتيم.

نزديک دو کيلومتر جاده خاکي است و اطراف جاده، علف هاي سرسبز روييده است. انتهاي جاده رودخانه خشک شده سيوند وجود دارد که تا چند ماه قبل (درست زمان حادثه) پر از آب بود، اما حالا کاملاً خشک شده بود.

صداي پرندگان در آن فضاي خوف آور مي پيچيد. پدر حامد جاي پاي پسرش را نشان مي دهد و مي گويد؛ «حامد را از اين لبه به پايين انداختند. عمق رودخانه خشک شده حدود 10 متر است. جاي بسيار خلوتي است و هيچ شخصي در اطراف آن ديده نمي شود.» پدر حامد مي گويد جسد حامد 20 متر آن طرف تر از جايي که پرت شده بود، پيدا شد در حالي که به چوب خشک شده اي گير کرده بود.

بعد از آن به سمت قبر حامد که در نزديکي جاده خاکي بود رفتيم؛

اي گل نورسيده ام داغ تو رو ديدن زود بود

مجلس بزم عزا بهر تو چيدن زود بود

بود اميدم که باشي وقت پيري بر سرم

ناگهان پيغام مرگت را شنيدن زود بود.

اين شعري است که پدر حامد روي سنگ قبر پسرش نوشته است.

قبر حامد در وسط قبرستان است. جلوتر هم قبر برادران رضا... که اقدام به خودسوزي کرده بودند، وجود دارد. ناگهان صداي گريه مادر حامد را مي شنوم که بالاي سر قبر پسرش نشسته و گريه کنان مي گويد؛ «چقدر آرزوها داشتي، اما حالا در اينجا خوابيدي. نمي دانم به کدامين گناه تو را از ما گرفتند؟،»

 
 
 بيجه هاي مرودشتي امروز پاي ميز محاکمه مي روند
 
رضا...، محمد...، حسن... و صادق... به بيجه هاي مرودشتي معروف شدند. اين 4 متهم که دو تن از آنها 18 ساله، يکي از آنها 16 ساله و ديگري 12 ساله است، در اقدامي جنون آميز دو کودک 9 ساله به نام حامد شيري و سيدکريم تاجيک را در مرودشت ربوده و پس از تعرض و ضرب و شتم دست و پاي دو کودک را بستند و داخل رودخانه انداختند. متهمان در تاريخ 6 خرداد امسال به اتهام ربودن سيدکريم در تاريخ 12 فروردين 86 و حامد در تاريخ 16 فروردين به بهانه گردش و خريد لوازم موتور، از سوي دادگاه شعبه 101 مرودشت به 15 سال حبس محکوم شدند. قسمت ديگر پرونده که رسيدگي به اتهام قتل و تجاوز به دو کودک است در شعبه 2 دادگاه کيفري استان فارس در شيراز رسيدگي مي شود و متهمان امروز (19 خرداد) به پاي ميز محاکمه مي روند.
 بيجه هاي مرودشتي از زبان هم محلي ها
 
 ديه را ما مي پردازيم بيجه ها را زودتر اعدام کنيد
 

شرق ؛ فاطمه زن 50 ساله که در همسايگي حامد (کودک قرباني شده) و رضا زندگي مي کند به خبرنگار شرق مي گويد؛ «اين حادثه بسيار تکان دهنده بود، طوري که هر روز مردم در خصوص اين حادثه با هم صحبت مي کردند. رضا 6بلوکي پسر همسايه ما بود. او پسر آرامي بود. چون يتيم بود و مادر نداشت، همه براي او دلسوزي مي کردند، محبتش مي کرديم. همه تعجب کرديم وقتي متوجه شديم که رضا مرتکب چنين جنايتي شده است. او هر روز با بچه هاي محل جمع مي شدند و فوتبال بازي مي کردند و ما در اين مدت هيچ رفتار مشکوکي از او نديديم.»

*** 

مجيد مرد 45 ساله يکي از کسبه محل مي گويد؛ «بعد از اين جنايت، ديگر جرات نداريم بچه هايمان را تنها به بيرون از خانه بفرستيم. پسر و دختر من وقتي از مدرسه تعطيل مي شوند خودم دنبالشان مي روم، حتي ديگر به سرويس مدرسه هم اطميناني ندارم.اين خبر همه محل را وحشت زده کرد به طوري که حتي بزرگسالان هم مي ترسند به تنهايي در محل رفت و آمد کنند.»

*** 

سعيد 18 ساله در خصوص متهمان مي گويد؛ «حسن و محمد (دو متهم پرونده) خانواده هاي نابساماني دارند و همه در محل از اين دو نفر مي ترسيدند. آنها سابقه قمه کشي در محل را داشتند. اما اصلاً هيچ کس تصور نمي کرد آنها اين طور دو کودک بي گناه را قرباني کنند. رضا هم همين طور. وقتي اين خبر در محل پيچيد که رضا، حسن و محمد به دو کودک تعرض کرده و به طرز فجيعي آنها را به قتل رسانده اند، همه شگفت زده شدند که چطور اين پسربچه هاي کم سن و سال فجيع ترين جنايت امسال را تاکنون رقم زده اند و اين حادثه تلخ حتي اگر متهمان هم اعدام شوند، در خاطره ها باقي مي ماند. شايد چندين سال بعد هم فرزندان ما از اين حادثه تلخ ياد کنند. اميدوارم اين موضوع عبرتي براي ساير جوانان و نوجوانان شود تا شاهد تکرار اين حادثه هاي تلخ نباشيم.»

*** 

پسر 10 ساله اي که دوست حامد شيري (کودک قرباني شده) است به خبرنگار شرق مي گويد؛ «حامد پسر آرام و سربه زيري بود. او شاگرد ممتاز و باهوشي بود. همه او را دوست داشتند و خوبي او زبانزد اهالي محل بود. تشييع جنازه حامد يکي از باشکوه ترين تشييع جنازه هاي مرودشت بود که جمعيت زيادي در آن حضور داشتند. او در خانواده فرهنگي بزرگ شده بود. پدرش معلم است و خواهر و برادر تحصيلکرده اي دارد. هنوز نمي دانيم چرا اين متهمان حامد را به عنوان طعمه خود انتخاب کرده اند؟،»

*** 

جلال مرد 40 ساله که کارمند اداره دولتي است، معتقد است که هرچه زودتر بايد بيجه ها اعدام شوند تا درس عبرتي براي سايرين باشد.وي مي گويد؛ «اين جنايتکاران بايد به زودي در مرودشت اعدام شوند تا شايد ترس اهالي محل کم شود و عبرتي براي سايرين باشد. همه محل حاضرند ديه را پرداخت کنند تا اين متهمان به زودي اعدام شوند و خانواده هاي کودکان قرباني کمي آرام بگيرند.»

*** 

فرهاد جوان 22 ساله مرودشتي نظر ديگري دارد. وي مي گويد؛ «به نظر من اعدام براي اين متهمان مجازات درستي نيست. مسوولان بايد اين موضوع را ريشه يابي کنند که چطور اين بچه هاي کم سن و سال مرتکب چنين جنايات فجيعي شدند. انساني که از نظر رواني سالم است، هيچ وقت مرتکب جرم و خلاف نمي شود، آن هم خلافي به اين شکل که دو کودک بي گناه را اين گونه قرباني کند. پس اين افراد از نظر شخصيتي و رواني مشکل دارند. اينکه آنها در ملاء عام اعدام شوند، هيچ مشکلي حل نخواهد شد و ما همچنان شاهد اين گونه فجايع در جامعه هستيم. بايد عمق فاجعه را بررسي کرد. بهتر است روانشناس و جامعه شناس درباره شخصيت اين افراد تحقيق کند و براي بازگشت اين افراد به جامعه چاره اي بينديشند نه اينکه وجود آنها را در جامعه پاک کنند. به آنها آموزش دهند. اگر اين افراد در يک محيط درست يعني خانواده درست تربيت مي شدند هيچ وقت جنايتکار از آب در نمي آمدند. آنها خودشان قرباني هستند. متهمان خودشان چندين بار مورد تعرض قرار گرفته اند آن هم در سن 15 سالگي که اوج بلوغ و رشد فکري آنهاست. پس چطور بايد از آنها توقع داشت که سالم باشند و سالم زندگي کنند. اين افراد درصدد انتقام بودند و به نظر من با اعدام اين افراد هيچ مشکلي حل نخواهد شد.»

*** 

رضا راننده اي در مرودشت معتقد است؛ «اين متهمان را در اختيار مردم مرودشت قرار بدهند، ما خودمان انتقام حامد و سيدکريم دو کودک بي گناه قرباني شده را از آنها مي گيريم. آخر چطور با بي رحمي بچه مردم را کشتند و به آب انداختند تا جان دادن شان را تماشا کنند. به کدامين گناه، دو کودک را از بين بردند؟»

*** 

مهناز دختر 25 ساله و دانشجوي ادبيات مي گويد؛ «کاش فقط به آن دو کودک تجاوز مي کردند و اين چنين آنها را به قتل نمي رساندند. از وقتي که خبر بيجه هاي مرودشتي را شنيديم، ترس در دل مان افتاده است. من يک برادر 10ساله دارم. باور کنيد شب ها از ترس بيدار مي شوم و به اتاقش مي روم تا ببينم سالم است يا نه، مرتب کابوس مي بينم. چهره اين متهمان جلوي چشمانم است. خدا به خانواده اين کودکان صبر بدهد، خيلي سخت است که تصور کني بچه ات را با اين بي رحمي شکنجه داده اند و دستانش را بسته اند و داخل رودخانه انداخته اند، واقعاً دلخراش است. اميدوارم خدا نصيب هيچ شخصي نکند.»

***

مژگان زن 50 ساله اي که در همسايگي رضا زندگي مي کند، مي گويد؛ «رضا پسر يتيمي بود هميشه دلم به حالش مي سوخت و دوستش داشتم. چون وضع مالي خوبي نداشتند، هفته اي يک بار غذاهاي مفصلي درست مي کردم و برايش مي فرستادم. هميشه با خودم مي گفتم رضا چه پسر سالمي است. با وجود برادرهاي خلافکارش و خواهرهايش که هميشه حرف و حديث پشت سرشان است، چقدر پسر خوبي است و خدا را شکر اين مثل بقيه نيست اما رضا دست همه آنها را از پشت بست و اسمش را در تاريخ به عنوان بيجه مرودشتي ثبت کرد. هنوز هم باورم نمي شود اين بيجه همان رضا است... .»

 
 
 شناسنامه متهمان در يک نگاه
 
 رضا... 16ساله

رضا نوجوان 16 ساله با همدستي سه نفر ديگر مرتکب لواط و قتل دوکودک 9 ساله شده است. وي هيچ گونه سابقه کيفري نداشت. پدر و مادر رضا 14 فرزند به دنيا آورده اند و رضا فرزند يکي مانده به آخر است. پدر وي کارگر بازنشسته شهرداري مرودشت است و در همسايگي حامد شيري (يکي از کودکان قرباني شده) زندگي مي کنند. دو برادر رضا چند سال پيش در پشت بام خانه اقدام به خودسوزي کردند و جان خود را از دست دادند. همچنين يکي از برادران رضا دو سال پيش مادرش را با ضرب و شتم به قتل رساند. برادر ديگرش به اتهام مواد مخدر اعدام شد و برادر ديگرش به اتهام سرقت مسلحانه متواري است.

* رضا ... در بازجويي هاي پليسي

«همراه محمد...، حسن ... و خواهرزاده ام صادق نقشه دو جنايت را طراحي کرديم. پيش از آن تابستان سال گذشته توسط محمد... و حسن... (18ساله) که از همکلاسي هايم بودند، مورد تعرض قرار مي گرفتم. اغلب روزهايي که به مدرسه نمي رفتيم، محمد و حسن مرا به خانه شان مي بردند و در آنجا به من تعرض مي کردند. آنها از اين صحنه فيلمبرداري کرده بودند و اگر با آنها نمي رفتم تهديد مي کردند که فيلم را پخش مي کنند. از ترس آبرويم هرچه آنها مي گفتند انجام مي دادم تا اينکه نقشه تجاوز به کودکان ديگر را کشيديم و اگر دستگير نمي شديم قصد داشتيم روزي يک کودک را مورد تعرض قرار دهيم.»

وي ادامه مي دهد؛ «از وقتي مادرم فوت کرده بود، در خانه احساس تنهايي مي کردم. چون توسط دوستانم مورد تعرض قرار گرفته بودم دلم مي خواست از پسربچه هاي ديگر انتقام بگيرم.

روز 12 فروردين ماه نقشه ربودن کريم (يکي از قربانيان حادثه) را کشيديم. کريم کودک 9 ساله دوست خواهرزاده ام صادق (يکي از متهمان پرونده) بود. او را به بهانه خريد لوازم موتور، سوار موتورسيکلت دوستم کرديم و سپس وي را نزديک رودخانه مرودشت برديم. در آنجا هر چهار نفر سيدکريم را مورد تعرض قرار داديم. سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داديم و بعد از بستن دست و پايش جسد وي را در رودخانه انداختيم.

اعتراف رضا ... به قتل حامد ؛ «حامد 9ساله در همسايگي ما زندگي مي کرد. پدرش معلم زبان ما بود. روز 17 فروردين 86 سرکوچه مان بوديم که حامد را ديديم. من به همراه حسن و محمد سوار بر پيکان جوانان محمد بوديم که حامد را به بهانه خريد لوازم يدکي موتور سوار ماشين کرديم. او همراه ما آمد اما وقتي نزديک رودخانه شديم او التماس کنان از ما خواست که بلايي سرش نياوريم. وقتي نزديک رودخانه مرودشت شديم هر سه نفر به او تعرض کرديم اين بار صادق ... با ما نبود. سپس با ضرب و شتم بازو و لگن او را شکستيم و با چاقو ضربه اي به گردن او وارد کرديم. او همچنان التماس مي کرد، پاي ما را مي بوسيد و مي گفت هر کاري با من کرديد قول مي دهم به پدرم چيزي نگويم، مرا نکشيد. من از آب مي ترسم. اما همه ما ترسيديم چون اگر حامد به پدرش مي گفت چون شاگردانش بوديم و ما را مي شناخت حتماً لو مي رفتيم. به خاطر همين دست و پاي حامد را بستيم و او را به داخل رودخانه انداختيم.

***
 محمد... 18 ساله

محمد... 18 ساله متهم ديگر پرونده است. خانواده وي فروشندگان مواد مخدر و مشروبات الکلي هستند. محمد چندين بار به اتهام نزاع و استفاده از قمه در مرودشت دستگير شده و در محل سابقه خوبي ندارد.

 حسن... 18 ساله

حسن 18ساله متهم ديگر پرونده چند وقت پيش پدرش را از دست داد. مادرش با مردي صيغه کرد، اما بعد از اينکه حسن به اتهام قتل دو کودک و تجاوز دستگير شد، مرد جوان مادر حسن را به خاطر آبرويش رها کرد و او را طلاق داد.

 صادق... 12 ساله

صادق 12ساله خواهرزاده رضا... است. به گفته اهالي محل صادق بسيار باهوش و تيز است. زرنگي او زبانزد خاص و عام است.

بنا بر نظريه پزشکي قانوني متهمان چندين بار مورد تجاوز قرار گرفته اند و آنها هيچ مشکل رواني و شخصيتي نيز ندارند.

متهم اصلي جنايت مرودشت جاني بالفطره نيست
متهمان بايد در رودخانه سيوند غرق شوند
بيجه هاي مرودشتي امروز پاي ميز محاکمه مي روند
ديه را ما مي پردازيم بيجه ها را زودتر اعدام کنيد
شناسنامه متهمان در يک نگاه

نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام