882 شماره
شنبه، 26 خرداد 1386
صفحه نخست :: سبك زندگي :: زندگي
 تعريف هايي براي موفقيت و روش هاي دستيابي به آن
 
 حسادت ديگران را برانگيزيد
 

نوشين ديانتي؛ گام نخست براي دستيابي به موفقيت اين است که تعريف درستي از آن در ذهن داشته باشيم. شايد بهترين تعريف اين باشد؛ موفقيت به پايان رساندن هر آن چيزي است که قصد آن را کرده ايم. به عبارت ديگر موفقيت يعني تمام کردن کاري که براي آن برنامه ريزي کرده ايم. اين تعريف تصوري از شکست و موفقيت به دست مي دهد يعني اگر برنامه اي بريزيد و آن را دنبال کنيد به موفقيت مي رسيد و اگر برنامه اي را که مي ريزيد دنبال نکنيد شکست مي خوريد. به اين ترتيب مي توانيد درباره هر روز زندگي تان قضاوت کنيد و در پايان هر روز به خود بگوييد؛ «شکست خوردم» يا «موفق شدم».

شايد اين موضوع واضح و مبرهن به نظر برسد اما واقعيت اين است که تعداد کمي از افراد وقتي قصد کاري را مي کنند آن را به پايان مي رسانند.

مردم اعتقادات گوناگوني راجع به موفقيت دارند. يکي فکر مي کند موفقيت يعني انباشتن پول روي پول، ديگري رسيدن به اهداف را موفقيت مي داند و کس ديگر تحقق بخشيدن به استعدادهاي بالقوه را. تعريف جالب ديگري هم از موفقيت هست؛ برانگيختن حسادت ديگران. به هر حال بيشتر مردم بر سر ارتباط موفقيت با هدف توافق دارند. بعضي مي گويند موفقيت يعني هدف و هر چيز ديگري جز آن حاشيه است. براساس اين تعريف کساني که اهداف مشخصي دارند و آنها را مکتوب کرده اند در زمان بسيار کوتاه تري نسبت به کساني که چنين کاري نکرده اند به اهداف شان دست مي يابند. البته نحوه هدف گذاري هم مهم است طوري که تمام قدرت ذهن ناخودآگاه آدم براي رسيدن به آن به کار گرفته شود. نظر ديگري هم در تعريف موفقيت هست که مي گويند موفقيت يعني با آرامش انجام دادن آنچه گفته ايد که انجام مي دهيد. معمولاً مردم آنچه را که مي گويند انجام نمي دهند چه رسد به آنکه آن کار را با آرامش به پايان ببرند.

بعضي ديگر عقيده دارند موفقيت يعني انضباط و کارهاي منظم ساده اي که هر روز به آن عمل شود. قدرت نظم و ترتيب روزانه از تصور خارج است چون اگر هر روز به اين رويه عمل کنيم تاثير آن روز به روز بيشتر مي شود. ممارست خوب يعني 365 روز توجه؛ البته مي توان از چند خطاي کوچک چشم پوشيد. با چنين ممارستي حتي نمي توان شکست را تصور کرد. وقتي نظم و ترتيب به عادت روزمره بدل شود معمولاً فرد ديگر به آن فکر نمي کند و وقتي متوجه تاثير آن مي شود که نتايج مثبت به سوي او سرازير مي شود. مثلاً نويسنده اي را در نظر بگيريد که روزي يک صفحه داستان مي نويسد و اين عادت را در طول سال حفظ مي کند. حتي اگر روزهاي تعطيل را حساب نکنيم تا پايان سال حدود 300 صفحه داستان نوشته است. اگر او کارش را حتي براي مدت کوتاهي ترک کند منبع الهام و انرژي خود را از دست خواهد داد اما اگر هر روز کارش را ادامه بدهد، حتي روزي چند کلمه بنويسد، ذهن اش مانند آهنربا افکار مربوط را به خود جذب مي کند و آنها را بسط مي دهد. کارهاي مهمي را مي توان به اين شيوه در ساعت هاي مرده روز يا پس از اتمام شغل روزانه به سرانجام رساند. همين روش نظم و ترتيب روزانه به تنهايي مي تواند زندگي ما را دگرگون کند. يکي ديگر از مزاياي نظم و ترتيب روزانه اين است که چنين کارهايي به سرعت تبديل به عادت مي شوند و عادت شخصيت ما را خلق مي کند. مي گويند انگيزه چيزي است که شخص را وادار به شروع کار مي کند و عادت چيزي است که شما را به ادامه آن وامي دارد.

بعضي ها اعتقاد دارند موفقيت ربطي به پول درآوردن ندارد بلکه آنچه موفقيت محسوب مي شود، رشد کردن و رسيدن به موقعيتي است که آدم در نظر ديگران ارزشمند باشد. البته شايد با همين تعريف هم پول درآوردن موفقيت محسوب شود زيرا مردم براي کسب ارزش ناچار به پرداخت پول هستند. کسي که کارش را خوب و درست انجام مي دهد معمولاً مي تواند هزينه هرچه را مي خواهد فراهم کند اما بعضي ها هم هستند که اعتقاد دارند موفقيت يعني مهرباني با مردم و لذت بردن از زندگي.

کسي که اين طور فکر مي کند حتي اگر ورزشکار حرفه اي باشد فقط به بردن فکر نمي کند و از باختن نمي ترسد. او فکر مي کند اگر تمام تلاشش را در هر بازي به کار بگيرد کارش را خوب و درست انجام داده است و البته با چنين تلاشي معمولاً برنده هم مي شود. به اين ترتيب تعريف موفقيت براي چنين فردي به کار گرفتن صد درصد توان و کوشش براي رسيدن به هدف است حالا نتيجه هرچه باشد فرقي نمي کند و البته معمولاً نتيجه عالي خواهد بود.

تعريف بسيار زيباي ديگري درباره موفقيت مي گويد؛ موفقيت نتيجه عمل کردن مداوم در جهت مهمترين اهدافمان است. وقتي انرژي و توانمان را همواره بر آنچه بيشترين اهميت را دارد متمرکز مي کنيم راهي جز موفق شدن باقي نمي ماند. بيشتر و بيشتر خنديدن، احترام به فرهيختگان، مهر و محبت کودکان را برانگيختن، کسب ستايش منتقدان صادق، تحمل خيانت نارفيقان، درک زيبايي، پيدا کردن بهترين ها در ديگران و درک اينکه وجود شما باعث مي شود حتي يک نفر هم که شده راحت تر زندگي کند؛ همه اينها موفقيت هستند.

 استحقاق و توانايي موفقيت

يکي از بزرگ ترين روانشناسان امريکايي به نام ويليام جيمز شکست را به بي اعتمادي شخص به خودش مربوط مي داند و مي گويد؛ تنها يک علت براي شکست انسان وجود دارد و آن بي اعتقادي شخص به خود حقيقي اش است.

اعتقاد به خود بخش بسيار بزرگي از موفقيت است. معمولاً دو باور اساسي براي دستيابي به موفقيت ضرورت دارد. ابتدا بايد باور داشته باشيد که مستحق موفق شدن هستيد و نيز باور داشته باشيد که توانايي موفق شدن را داريد.

انضباط در کار هم در دستيابي به موفقيت موثر است. توانايي وادار کردن خود براي به تاخير انداختن لذت هاي آني براي رسيدن به لذت هاي بزرگ تر در درازمدت از ضروريات اجتناب ناپذير موفقيت است.

خواست عميق موفقيت هم حتي اگر احتمال دسترسي به آن کم باشد، از ديگر پيش نيازهاي رسيدن به آن است. اگر کسي بخواهد موفق بشود بايد سوداي آن را در سر بپروراند. ممکن است به آرزويش نرسد اما هنگامي که سرش را بالا مي گيرد بايد زيبايي آن را ببيند، به آن اعتقاد داشته باشد و بکوشد هر جا که آرزويش مي رود آن را دنبال کند. آدم بايد رويايش را محکم نگه دارد و در هر شرايطي آن را رها نکند. ممکن است مجبور شويد آرزويي را 20 يا 30 سال يا بيشتر از آن در ذهن خود نگه داريد اما نااميد نشويد، خود را در شرايطي مجسم کنيد که آرزويتان برآورده شده است. هر کس روياي شخصي خودش را دارد، اما اصول بيشتر آنها يکي است چون همه ما براي زندگي احتياج به دليل داريم پس براي خود هدفي تعيين کنيد و تا روز مرگ آن را رها نکنيد. اگر هنوز نمي دانيد چه هدفي برگزينيد، کتابي برداريد و مشغول مطالعه شويد.

بدترين کار اين است که از بيکاري تلويزيون تماشا کنيد. با تلويزيون ديدن هيچ وقت هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. آدم هاي موفق کاري که مي خواهند انجام دهند حتي اگر چيزي که مي خواهند خوردن 50 بستني باشد، اين کار را شروع مي کنند و تا پايان ادامه مي دهند. اگر دنبال شغلي مي گرديد و براي پيدا کردن آن ناچاريد هزار کپي از سوابق تحصيلي و شغلي خود را امضا کنيد و به شرکت ها و موسسات دور و نزديک ببريد حتماً اين کار را بکنيد چون با شروع و پيگيري اين کار حتماً به شغل مورد نظرتان دست خواهيد يافت.

اصل اساسي اين است که بايد کاري را که لازم مي دانيد انجام بدهيد. بعضي اهداف هم نياز به انجام کارهاي مشخصي دارند پس چه دوست داشته باشيد چه دوست نداشته باشيد بايد اين کارها را انجام دهيد. ممکن است هدف شما مستلزم کار سخت، سفر دور يا هم کلامي با افرادي باشد که دوست شان نداريد اما چاره اي نيست اگر مي خواهيد به هدف تان برسيد بايد از همين راه برويد. کمال گرايي دشمن موفقيت است. در کمال گرايي انسان هيچ وقت حرکت نمي کند چون هميشه منتظر است که همه شرايط مهيا شود.

اگر مي خواهيد ثروتمند شويد بايد کارهايي بکنيد که شما را به اين هدفتان نزديک مي کند. اصلاً درست نيست که هر وقت وسوسه مي شويد که پروژه هايتان را نيمه تمام کنار بگذاريد به خودتان تلقين کنيد که از اول هم خيلي مشتاق اين کار نبودم. بعضي ها فکر مي کنند مي توانند از راه هاي ميانبري مانند دلالي يا کلاهبرداري زود پولدار شوند اما اگر اعتقاد داشته باشيد «از هر دستي بدهي از همان دست مي گيري» حتماً راه هاي شرافتمندانه تر را انتخاب خواهيد کرد. بيشتر افراد موفق بر اهميت عمل کردن در دستيابي به موفقيت تاکيد دارند. عمل کردن کليد موفقيت است و بي عملي تنها علتي است که باعث مي شود آدم ها به موفقيتي که رويايش را در سر مي پرورانند نرسند. نکته مهم ديگر در رسيدن به موفقيت حفظ خونسردي است. بدون اينکه عجله کنيد يا هول شويد فقط کاري را که به نظرتان مهم و دلخواهتان است انجام بدهيد. مي گويند موفقيت به سراغ کساني مي آيد که آنقدر سرشان شلوغ است که به دنبال موفقيت نمي گردند پس هدفتان موفق شدن نباشد فقط کاري را که دوست داريد و به آن اعتقاد داريد انجام بدهيد بعد خواهيد ديد که موفقيت خود به خود مي آيد. مادام که به خدا و خودتان اعتقاد داشته باشيد، سخت بکوشيد و به هيچ کس اجازه ندهيد به شما بگويد نمي توانيد اين کار را انجام بدهيد موفق خواهيد شد. گاهي براي رسيدن به موفقيت بايد آموزش ديد و موفقيت وقتي حاصل مي شود که وقتي مي خواهيد و وقتي هم که نمي خواهيد آموزش ببينيد. گاهي اوقات آموزش ديدن آسان است اما گاهي نياز به تلاش بسيار دارد زيرا ممکن است در آن زمان خاص حس و حال آموزش نباشد.

اگر ضمن تلاش براي رسيدن به هدفتان به افرادي برخورديد که از کار شما يا نتيجه حاصل از آن خوششان نمي آمد نگران نباشيد. فقط براي رسيدن به هدفي که تعيين کرده ايد بکوشيد و بگذاريد آنها قضاوت خودشان را داشته باشند حتي سعي نکنيد براي آنها استدلال کنيد و ديگران را راضي نگه داريد. تنها شما مسوول اهداف خودتان هستيد. منتهاي کوشش خود را به کار بگيريد تا خودتان راضي شويد، در نهايت امکان دارد ديگران هم از نتيجه کار شما راضي باشند.

براي هر موفقيتي بايد بهايي پرداخت و معمولاً کار سخت با خستگي همراه است. موفقيت فرزند کار سخت و پشتکار است. نمي توان با چرب زباني يا رشوه دادن موفقيت حقيقي به دست آورد. بها را بپردازيد و موفقيت را در آغوش بکشيد. به ياد داشته باشيد هر موفقيتي موفقيت ديگري به دنبال مي آورد.

 از عقايد محدودکننده بگريزيد

آيا تا به حال شده که بخواهيد در کاري موفق شويد اما به دلايل ناشناخته اي از آن باز بمانيد؟ ممکن است براي چنين اتفاقي دلايل گوناگوني وجود داشته باشد اما حتماً نخستين و مهمترين علت آن به خود شما بازمي گردد خيلي وقت ها باورهايي که در زندگي برگزيده ايد شما را از رسيدن به موفقيتي که براي آن تلاش مي کنيد باز مي دارد. سه راهکار اساسي زير کمک مي کند اين باورهاي محدودکننده را کنار بگذاريد.

1- آنها را بشناسيد

نخستين راهکار اين است که باورهايي که شما را از اهدافتان در زندگي دور مي کند بشناسيد تصور اينکه چيزي سرجايش نيست يا درست کار نمي کند به اين معني نيست که مشکلتان حل شده است بلکه بايد دقيقاً پيدا کنيد چه محدوده اي در سيستم باورهايتان شما را عقب نگه مي دارد.

2- آنها را با باورهاي تقويت کننده جايگزين کنيد

هنگامي که متوجه شديد کدام باورها شما را عقب نگه مي دارد بايد آنها را با باورها و تفکراتي جايگزين کنيد که شما را قدرتمند مي سازد. مثلاً اگر فکر محدودکننده اي داريد که براساس آن تصور مي کنيد فقط ثروتمندان در زندگي موفق هستند و مي توانند پيش بروند بايد آن را با اين تفکر جايگزين کنيد که هر کسي که راه موفقيت را ياد بگيرد مي تواند زندگي خوبي داشته باشد.

3- با بزرگان نشست و برخاست کنيد

يکي از بهترين راه ها براي حذر از باورهاي محدودکننده اين است که اطراف خود را از آدم هايي پر کنيد که کارهاي بزرگي در زندگي شان انجام داده اند. هرقدر بيشتر با اين افراد معاشرت کنيد بيشتر متوجه مي شويد که آنها هم مثل خودتان آدم هاي معمولي هستند. تنها تفاوتشان با شما اين است که آنها نسبت به شما به چيزهاي بزرگ تري فکر مي کنند و اعتقاد دارند.

 
 
 به نظر شما من موفقم؟
 
همه ما مي خواهيم موفق شويم پس سوال اين نيست که آيا مي خواهيد موفق شويد يا نه. بلکه سوال اين است که چه کسي مي گويد شما موفق هستيد يا نه شايد بگوييد «خب معلوم است خودم مي گويم که موفقم يا نه» اما پاسخ هميشه به اين سادگي ها هم نيست.

بيشتر مردم موفقيت خود را با عوامل خارجي مي سنجند، عواملي مانند تاييد ديگران اعم از مدير، همسايه يا دوست، پولي که مي گيرند، ثروتي که جمع کرده اند، عنوان شغلي که دارند يا مدال هاي ورزشي که برنده شده اند. اگر آگاه باشيد که تعيين کننده موفقيت شما چه کسي يا چيزي است (مثلاً کسي که پايه حقوق را تعيين مي کند يا کسي که درباره ترفيع شغلي تصميم مي گيرد) متوجه خواهيد شد که آنها گروه کوچکي از مردم و اطرافيان شما هستند؛ مثلاً همکلاسي ها يا همکارانتان، همسايه ها يا دوستانتان در باشگاه ورزشي در حالي که حقيقت موفقيت اين نيست. اگر هم کسي از شما بپرسد به نظرتان چه کساني شما را موفق نمي دانند فقط مي توانيد نام چند نفر به خصوص را بشماريد. حالا که به اين نکته آگاه شديد بايد از خود بپرسيد چرا قضاوت بعضي از اطرافيانتان درباره موفق بودن يا نبودنتان بر نظر ديگران ارجح است. اگر متوجه شويد خود شما هستيد که چنين انتخابي مي کنيد، خودش موفقيت بزرگي است. در چنين موقعيتي اين توانايي را داريد که تصميم بگيريد. آيا مي خواهيد همين گروه کوچک افراد درباره موفقيت شما قضاوت کنند يا نه. احتمالاً پاسخ تان منفي باشد. حتي شايد از بعضي از آن افراد خوشتان نيايد.هنگامي که اين نکته را متوجه شديد احتمالاً انتخاب آگاهانه و پرقدرتي خواهيد کرد که چه کسي درباره موفق بودن يا نبود نتان نظر بدهد. بيشتر اوقات خودتان هستيد و کساني که دوستشان داريد. هنگامي که اين نکته را درک کنيد قدرت بي پاياني را تجربه خواهيد کرد چون مسووليت سنجش و ارزيابي موفقيت تان بر عهده خودتان خواهد بود. زندگي از اين منظر کاملاً متفاوت است.

موفقيت تان را بر اين اساس ارزيابي کنيد که چقدر براساس ارزش هايي که به آن باور داريد زندگي مي کنيد، چقدر به خودتان وفادار مي مانيد، چقدر استوار زندگي مي کنيد و چقدر کاري که مي کنيد براي خودتان معني دارد. اگر قصد و هدف خود را يافته باشيد به آن تحقق مي بخشيد نه اينکه فکر کنيد ديگران چه نظري خواهند داشت. موفقيت داشتن نيست؛ عنوان شغلي بهتر، حقوق بيشتر، ثروت بيشتر، موقعيت بهتر يا دوستان بانفوذتر. موفق بودن و عمل کردن براساس همان بودن است که به آنچه مي خواهيد بدل شويد. موفقيت موقعيتي کاملاً شخصي است.هيچ وقت شما نمي توانيد بفهميد که مديرعامل يک شرکت بزرگ موفق تر است يا يک زن سرپرست خانوار بيکار. فقط خود آنها مي توانند تشخيص بدهند و فقط خود شما مي توانيد بفهميد چقدر موفق هستيد. هيچ کس ديگري نمي تواند در اين باره نظر بدهد مگر اينکه خودتان به آنها اجازه بدهيد و استانداردهاي آنها را قبول داشته باشيد. شايد بگوييد قسمتي از لذت موفقيت اين است که ديگران از شما با صفت موفق ياد کنند. آيا بايد از اين لذت صرف نظر کرد؟

اگر کسي توجه نکند موفق شدن چه اهميتي دارد؟ به ياد داشته باشيد مردم به هر حال متوجه خواهند شد اما به شيوه اي کاملاً متفاوت. کساني که شما را از نزديک مي شناسند مي فهمند و موفقيت شما را مي بينند. کساني هم که دورتر هستند متوجه مي شوند که شما خودتان را موفق ارزيابي مي کنيد يا خير. مردم ناخودآگاه از شيوه حرف زدن، راه رفتن و عکس العمل هاي تان نتيجه گيري مي کنند. همه اين چيزها نشانه هايي از نوع تفکر شما درباره خودتان در خود دارند. پس به روش منحصر به فرد خود در موفق شدن ايمان داشته باشيد و اجازه بدهيد خودش را نمايان کند. اگر چنين رفتاري برايتان دشوار است طوري رفتار کنيد «انگار که» از احساس موفقيت منحصر به فرد خودتان مطمئن هستيد. افرادي که موفق به نظر مي آيند اعتماد به نفس دارند.
 بررسي عواملي که ممکن است زندگي شما را تغيير دهد
 
 بادبان ها را بکشيد
 

 
بهاره مهرنژاد؛ اين روزها با هر که برخورد مي کني، فرق نمي کند چه سمت و شغلي داشته باشد و از نظر اقتصادي و اجتماعي در چه شرايطي زيست کند. مهندس باشد يا بازارياب يا مدير کل يک دفتر بازرگاني يا حتي بيکار فرق نمي کند، وقتي حالش را مي پرسي و از وضعيت روحي اش جويا مي شوي، مي گويد؛ «خسته ام.» اينکه خستگي از کجا آمده و چرا در تنش رخنه کرده را بيان نمي کند. فقط مي گويد خيلي خسته ام. آن قدر اين عبارت را در گوشه و کنار مي شنويم که ديگر کلمه خستگي معني خود را از دست داده. پيشتر ها وقتي کسي کار سنگين انجام مي داد يا بي وقفه و بدون استراحت مشغول به کار بود مي شنيديم که خسته است. اما اين روزها اين جمله را از دهان خيلي ها مي شنويم. اين احساس حتي بارها و بارها به خود ما دست داده که يک روز صبح در حالي که استراحت و خواب کافي هم داشتيم ولي نخواهيم که از رختخواب بيرون بياييم و خود را براي رفتن به اداره، دانشگاه و... آماده کنيم. تا به حال فکر کرده ايد که اين احساس خستگي از کجا منشأ گرفته است؟

مي خواهم يک حقيقت شگفت انگيز به شما بگويم، مغز انسان هيچ گاه دچار خستگي نمي شود. کشفيات اخير نشان مي دهد که شما مي توانيد حدود هشت تا دوازده ساعت بي وقفه کار کنيد بدون اينکه توانايي تان کاهش يابد. هنگامي که مغز فعاليت مي کند در خوني که از آن عبور مي کند کمترين اثري از خستگي در آن ديده نمي شود. برخلاف انتظار، قسمت عمده خستگي هايي که ما از آنها رنج مي بريم از فکر است. روانشناسان معتقدند، آنچه موجب خستگي مي شود آسيب هاي روحي و رواني است که از مشغوليات و ناراحتي هاي فکري سرچشمه مي گيرد. تصور کنيد فردي که هيچ گونه کار به اصطلاح يدي انجام نمي دهد و اتفاقاً در شرايط مطلوبي هم زندگي مي کند نيز همانند کارگري که از صبح تا شب در مترو مشغول به کار است ابراز خستگي مي کند. به واقع کسي از پشت ميز نشستن خسته نمي شود، آن چيزي که ذهن او را به خود مشغول مي سازد و در درازمدت تبديل به ناراحتي روحي مي شود باعث خستگي مي شود. نگراني و اندوه، خشم و غضب و احساس پوچ بودن بيشتر از انجام کارهاي سنگين مي تواند ما را خسته و آزرده سازد. پزشکان نگراني، هيجان و التهابات روحي را سه عامل موثر در خستگي ها بيان مي کنند.

تلفات ناشي از ناراحتي هاي روحي با سرعت فلاکت باري در حال افزايش است. از هر بيست نفر در امريکا يک نفر مدتي از عمر خود را در کلينيک هاي اعصاب و روان سپري مي کند. شايد گفتن اينکه نگراني و اندوه يکي از دلايل بروز بسياري از بيماري هاست برخي از پزشکان را دلگير کند ولي واقعيت اين است که ريشه اغلب بيماري هاي مهلک نگراني و اندوه است. بررسي هايي که در امريکا بر نوع زندگي کارمندان مبتلا به فشار خون و زخم معده و بيماري قلبي شده نشان مي دهد که بيش از يک سوم اين کارمندان در زندگي دچار هيجان و ناراحتي هاي روحي هستند. فکرش را بکنيد شما در اين شهر پرهياهو، شلوغ و پرترافيک براي بهبود اوضاع اقتصادي و بهتر کردن شرايط معيشتي خود در حال کار کردن هستيد. آن وقت ناچاريد پولي را که مي بايست براي خوشي و لذت بردن از زندگي خرج کنيد، به کلينيک هاي مشاوره و روان درماني بپردازيد تا علت از دست رفتن آرامش تان در زندگي را پيدا کنيد. به راستي، زندگي اي که در مقابل دادن تمام لذت هاي دنيا، سلامتي روحي و جسمي انسان را از او بگيرد، چه سودي دارد؟

اشتباه بسياري از افراد در اين است که به جاي اينکه روح آسيب ديده شان را ترميم کنند به دنبال معالجه جسم شان هستند، درحالي که جسم و فکر يکي بوده و نمي توان آنها را جدا و به طور جداگانه درمان کرد.

وقتي اندوه، ترس و نگراني تمام بدن شما را تصرف کند خواسته يا ناخواسته دچار وضعيتي مي شويد که تصميم مي گيريد ارتباطتان را با دنياي اطراف قطع کنيد و کنج محل کار يا خانه بنشينيد و به دور از تمامي همراهان و همکاران تان به دنياي خيالي خود پناه ببريد. غافل از اينکه بيرون از روياهاي شما آدم هاي زيادي هستند که برهه اي از زندگي شرايطي مشابه وضعيت امروز شما داشته اند و مي توانند با راهنمايي هايشان به شما کمک کنند. پريشان حالي هيچ سودي ندارد جز اينکه نگراني و اضطراب شما را چندين برابر مي کند و شما را در برقراري ارتباط با همنوعانتان درگير مي سازد. آن وقت است که تمام دريچه هاي ارتباطي بسته مي شود و خستگي مثل موريانه اي بر تاروپود شما حمله ور مي شود و شروع به خوردن مغزتان مي کند. همين الان با همين گفته ها مي توانيد تصور کنيد که نگراني چه بلايي مي تواند سر شما درآورد. البته خيلي خود را مقصر ندانيد. عوامل متعددي وجود دارد که در ابتلاي شما به نگراني و ناراحتي دخيل اند. شيوه زندگي مدرن که در آن انسان ها با استرس هاي بيشتري روبه رو مي شوند يکي از مهم ترين آنهاست که مي تواند تاثير مخربي بر سلامت جسم و روح بگذارد. مطالعه کميسيون بهداشت اروپا از افزايش روزبه روز مراجعه افراد به بيمارستان هاي اعصاب و روان نشان مي دهد که اين مشکل در اغلب نقاط دنيا در حال رشد است. دکتر توماس هاوارد متخصص کلينيک روانپزشکي لندن اعتقاد دارد شناخت عوامل استرس زا بسيار مهم است. او مي گويد ما بايد چگونگي مقابله با استرس هاي معمول را بدانيم و بتوانيم با مسائل استرس زا کنار بياييم در غير اين صورت دچار مشکلات جسمي و روحي فراواني خواهيم شد.

البته پيشنهاد من اين نيست که شما به مسائل زندگي بي اعتنا و خونسرد باشيد، خير. زندگي آنقدر هم سهل نيست که بتوانيم چنين راهکاري ارائه دهيم. بهتر اين است که در مورد پيشامد هاي زندگي به جاي در نظر گرفتن جنبه هاي منفي، نيروهاي مثبت را پرورش دهيد. به عبارت ديگر لازم است که ما متوجه مشکلات خود باشيم ولي نبايد نگران شويم. بين توجه داشتن و نگران بودن تفاوت زيادي وجود دارد. در فرق بين اين دو همين کافي است که يک فرد بشر مي تواند به مشکلات بزرگ زندگي خود توجه کند و بي هيچ اعتنايي به افکار منفي و نااميد کننده سرش را بالا نگه دارد و با قدم هايي راسخ و استوار گام بردارد و به جنگ مشکلات برود و جز افکار مثبت و اميدبخش انديشه ديگري به خود راه ندهد. فکر نکنيد که افتخار بزرگي است که شما از تمامي آنچه در اختيار داريد کمال استفاده را ببريد. آنچه حقيقتاً اهميت دارد بهره بردن از زيان است و اين دقيقاً دليل برتري افراد باهوش و موفق از ديگران است. تمامي آنچه گفته شد براي تاکيد اين مطلب بود که نگراني مولد خستگي است. دليل زياد شنيدن واژه «خسته ام» در اين روزها نيز حکايت از نگراني بيش از حد آدم ها دارد. همه ما مي توانيم در اين هياهو و غوغاي شهري امنيت خود را حفظ کنيم و نيرومند تر از گذشته با در نظر گرفتن تمامي مشکلات براي نزديک شدن به تصوير ايده آلي که در ذهنمان ساخته ايم تلاش کنيم. غيرممکن نخواهد بود اگر مشکلاتمان را به خوبي حلاجي کنيم. شايد بهتر باشد اول مشکلاتمان را اندازه گيري کنيم که آيا واقعاً ارزش اين را دارد که تا اين اندازه به آن اهميت دهيم. بدون اينکه حقيقت را درک کنيم و از اصل مطلب باخبر شويم هرگز نمي توانيم مشکلي را به خوبي حل و فصل کنيم. بدون درک حقيقت هر چقدر خود را آزار دهيم جز پريشاني و اغتشاش فکري نتيجه ديگري نخواهيم گرفت. نصف بيشتر نگراني هاي دنيا را کساني به وجود مي آورند که تلاش دارند قبل از به دست آوردن اطلاعات کافي تصميم نهايي را بگيرند. مطمئن باشيد اگر بتوانيد قبل از هجوم نگراني و استرس افکارتان را متمرکز کنيد و آگاهي هايتان راجع به آن مساله را کامل کنيد، نصفي از مشکلتان به خودي خود حل مي شود. ولي ما معمولاً اينگونه رفتار نمي کنيم و پيش از آنکه بفهميم مشکل از کجا آمده تصميم به انتخاب راه چاره که در اغلب موارد هم آخرين و بدترين راه حل است مي گيريم. 

چند دستورالعمل معجزه آسا براي از بين بردن خستگي

براي از بين بردن عبارت مسموم «خسته ام» در زندگي همين کافي است که بدانيد نگراني و اندوه مهمترين دليل بروز آن است. ديگر وقت آن رسيده که از جا برخيزيد و براي خلاصي از شر آن اقدام کنيد. يک کاغذ هميشه همراه خودتان داشته باشيد و در طول روز تمامي مسائلي را که باعث رنجش خاطر و نگراني شما مي شود بنويسيد. اين کار به تقويت قوه سنجش شما نيز کمک مي کند. وقتي مشکلات را براساس درجه اهميت شان اولويت بندي مي کنيد بعد از مدتي ديگر از هر مساله ساده و پيش پا افتاده اي نگران نمي شويد و هر پيشامدي هرچند ناگوار نمي تواند روحيه شما را تخريب کند. روي کاغذ بنويسيد که چه چيز باعث نگراني تان شده است و چه کارهايي مي توانيد در اين رابطه انجام دهيد. تصميمتان را بگيريد و بدون هيچ گونه شک و دودلي اقدام کنيد. ترديد داشتن در مورد به مرحله انجام رساندن تصميم هم يکي از دلايل بروز نگراني است پس بدون اينکه به خودتان مشکوک شويد تصميمتان را عملي سازيد.

اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد که بيش از حد ممکن به مسائل و مشکلات دامن مي زنيد ذهن تان را به کار يا حرفه اي که مورد علاقه تان است مشغول سازيد. شايد سطحي به نظر برسد که اشتغال به کار مي تواند باعث انحراف فکر شود و دغدغه و دلواپسي را رفع کند ولي اين موضوع از مدت ها پيش در علم روانپزشکي به صورت يک قانون کلي درآمده است که مي گويد انسان هرقدر هم از توانايي مغزي بالايي برخوردار باشد باز هم نمي تواند در يک لحظه ذهنش را معطوف چندين مساله کند. مغز انسان در يک لحظه بيشتر از يک نوع احساس را نمي پذيرد به اين معني که شما نمي توانيد در يک لحظه هم خوشحال باشيد و هم در اندوه و نگراني به سر بريد. اشتغال به کار داروي خوبي است تا از شر افکار پريشان و دلهره آور رهايي يابيد. اين براي همه ما پيش آمده وقتي کاري انجام مي دهيم يا در جمع دوستان سرگرم هستيم کمترين اضطراب و دلهره اي نداريم. اما همين که تنها مي شويم به جاي اينکه به لحظات خوش و شيرين فکر کنيم ترس و نگراني به سراغمان مي آيد و ما را غرق اين افکار مي کند که آينده چه خواهد شد؟ آيا بالاخره مي توانم به خواسته ها و آرزوهايم برسم؟ اصلاً مي توانم روي خوشي و سعادت را ببينم يا خير؟ اين جملات به اضافه احساس خوب نبودن، پوچي و ناتواني وقتي در تنهايي به سر مي بريم مدام در مغزمان رژه مي روند تا عاقبت ما را به جنگ خودمان بيندازند. اما همه اينها وقتي در کار غرق مي شويم از بين مي رود و جايش را نوعي آرامش و راحتي دروني مي گيرد. راه ديگري که مي توانيد به کمک آن از نگراني ها جدا شويد مرور و يادآوري خاطرات خوش است. بيشتر وقت ها براي اينکه ناراحتي هايي را که از چيز هاي بي اهميت به وجود آمده است برطرف سازيم بايد خاطره هاي خوش را جايگزين آنها کنيم.

پر و بال ندادن به مسائل کم اهميت و جزيي نيز تاثير مثبتي در کاهش نگراني دارد. فراموش نکنيد که اهميت دادن به مسائل کوچک و سطحي تنها زندگي شيرين را به کام انسان تلخ مي کند پس چرا ساعات و اوقات گرانبهاي خود را با تامل و اندوه طي کنيم. هيچ وقت اجازه ندهيد چيزهاي کوچک زندگي شما را تباه کند.

اينکه شما چه داريد يا که هستيد يا کجا هستيد يا مي خواهيد چه بکنيد شما را خوشحال يا اندوهگين نمي کند بلکه نحوه تفکر شما درباره زندگي است که برايتان شادي يا اندوه مي آورد. ذهن تان را متوجه اتفاقات خوشايند کنيد. افکار شما همان هايي هستند که هر لحظه و هر زمان شما را به انسان ويژه اي تبديل مي کند. برخوردي حاکي از شجاعت، صراحت و شادماني داشته باشيد. اگر تصميم به انجام کاري داريد سعي کنيد آن را در ذهن تان تثبيت کنيد و بعد بي آنکه از مسير خارج شويد مستقيم به سوي هدف پيش برويد. ذهن خود را متوجه کارهاي بزرگ و باشکوهي که دوست داريد انجام بدهيد بکنيد و آن وقت خواهيد ديد روزبه روز به آن تصويري از خودتان که هميشه آرزويش را داشتيد نزديک تر مي شويد.

استراحت آخرين پيشنهاد براي رفع خستگي هاست. منظور از استراحت فقط خوابيدن نيست. از مغزتان شروع کنيد. هرگاه احساس خستگي کرديد روي صندلي لم دهيد، عضلات صورتتان را شل کنيد، چشمان تان را ببنديد. محروميت ها را از ياد ببريد و با يادآوري اتفاقات خوشايند و موهبت ها و تکرار کلمات مثبت و جملات تاکيدي به مغزتان فرمان آرامش دهيد. بادبان ها را بکشيد و از غرق شدن نهراسيد.
 
 
 آنچه مردان انکار و زنان اهمال مي کنند
 
ميانگين عمر مردان بسيار کوتاه تر از زنان است زيرا آنها مراقب خودشان نيستند. بسياري از مردان حاضر نيستند بپذيرند يا متوجه نيستند که به کمک نياز دارند، و بقيه توصيه هاي پزشک خود را رعايت نمي کنند.

 انکار کردن

بيشتر مردان تمايل دارند نشانه هاي ظهور يک بيماري را انکار کنند. از جمله وجود خون در مدفوع يا ظهور عوارض پوستي غيرعادي.

 به تعويق انداختن مراجعه به پزشک

بسياري از مردان حتي علائم جدي بيماري هاي قلبي را منکر مي شوند. نشانه هاي بحراني مانند خستگي، بي حسي در بازوي چپ، درد قفسه سينه. متاسفانه هنگامي به بيمارستان مراجعه مي کنند که بايد مستقيماً به CCU بروند.

 غافل شدن از آزمايش پروستات

آزمايش پروستات برايشان ناخوشايند است. معاينه لمسي تنها راه تشخيص به موقع سرطان پروستات است. آزمايش خون بايد حتماً به همراه معاينه لمسي انجام گيرد.

همه مردان بايد اين آزمايشات را بعد از 40 سالگي انجام دهند مخصوصاً آنهايي که تغذيه نادرست دارند يا چاق هستند که در آنها خطر ابتلا به اين نوع سرطان افزايش مي يابد.

به تعويق انداختن آزمايش سرطان روده بزرگ

90 درصد سرطان هاي روده مي تواند به موقع تشخيص داده و درمان شود. بيشتر مردان (و زنان) بايد از 50 سالگي کولوسکوپي انجام دهند و پس از آن هر 5 تا 10 سال آزمايش را تکرار کنند.

 مردان نگران سطح کلسترول خود نيستند

بسيار ضروري است که مردان از ميانسالي سالي يک بار آزمايش خون انجام دهند و ميزان کلسترول خون شان را پايين آورند.

 تغذيه نادرست

با وجودي که مردان در مقايسه با زنان به چربي بسيار حساس ترند اغلب بيشتر از غذاهاي فست فود و چرب استفاده مي کنند.

 سيگار

مرگ هاي حتمي ناشي از استعمال دخانيات بالاترين ميزان مرگ و مير را در بين مردان داراست.

 سهل انگاري هاي زنانه

آمارها نشان مي دهد که زنان بيشتر از مردان به پزشک مراجعه مي کنند البته اين دليل نمي شود که آنها هميشه بهترين انتخاب را براي حفظ سلامتي شان داشته باشند. خطاي بسيار رايج زنان اين است که آنها بيش از آنکه به فکر علاج خود باشند فکر و خيال کرده و غصه مي خورند.

 سهل انگاري در معاينات فردي

هر ساله در امريکا نزديک به 10 هزار زن مبتلا به سرطان سينه مورد معالجه سريع قرار نمي گيرند چون نتيجه ماموگرافي آنها طبيعي به نظر مي رسيده است. بنابراين يک بار مراجعه به پزشک در سال جايگزين معاينه فردي و ماهيانه نمي شود. چنانچه توده اي در سينه خود احساس کرديد فوراً با پزشک مشورت کنيد.

 سهل انگاري در معالجه پوست

زخمي که بهبود نمي يابد و خالي که شکل يا رنگ آن تغيير کرده مي توانند نشانه هاي سرطان پوست باشند.

 انجام ندادن آزمايش خون

زنان و به خصوص آنهايي که در معرض خطر ديابت هستند بايد به طور مرتب آزمايش خون انجام دهند. آزمايش غده تيروئيد و ميزان کلسترول حتماً بايد در آزمايشات منظم انجام شود.

 آشنا نبودن با نشانه هاي حمله قلبي

برعکس مردان، نشانه شماره يک در زنان، احساس سنگيني در قفسه سينه نيست بلکه بيشتر خستگي و ميل مداوم به خوابيدن است. سوزش معده يا سوءهاضمه شديد نيز مي تواند علامت يک حمله قلبي قريب الوقوع باشد.

 استفاده بي رويه از هر نوع محصولات بهداشتي شخصي

بسياري از محصولات بهداشتي که به عنوان ضدعفوني کننده معرفي مي شوند به ناحيه واژينال آسيب مي رسانند. اگر مي خواهيد از اين محصولات استفاده کنيد محصولاتي را انتخاب کنيد که داراي PH مناسب باشند. (5/5 PH) اگر از بوهاي نامطبوع مزمن رنج مي بريد اين امر ممکن است نشانه مشکلات غده تيروئيد، ديابت يا کمبود استروژن باشد بنابراين به پزشک مراجعه کنيد.

 حذف صبحانه

حذف صبحانه و خوردن شام مفصل اشتباه بسيار بزرگي است.

 چهارزانو نشستن

چهارزانو نشستن جريان خون را مسدود و ايجاد واريس مي کند. بهتر است پاها را روي زمين دراز کنيد.

 عطر زدن قبل از رفتن زير آفتاب

اين کار مي تواند موجب بروز واکنش شيميايي شود و ضايعات پوستي جدي به همراه آورد.
 
 
 تعطيلات پرخطر
  محبوب اربابي

هر ساله در سرتاسر دنيا با شروع تعطيلات تابستاني آمار مرگ و مير و جراحت هاي شديد در بين کودکان بالا مي رود. دوچرخه سواري، آب تني و شنا، اسکيت، حتي تاب و سرسره بازي در شمار فعاليت هاي تابستاني بسيار پرطرفدار هستند. گاهي اين بازي ها خطراتي را به دنبال دارد. با پيشگيري و رعايت نکات ايمني، تا حد زيادي مي توان اين حوادث را کاهش داد.

 دوچرخه سواري

پژوهش ها نشان مي دهد که توانايي تجزيه و تحليل اطلاعات و اتخاذ تصميمات سريع و درست، به تدريج بين 10 تا 14 سالگي و پس از آن رشد مي يابد. حتي اگر بسياري از کودکان زماني که پنج يا شش ساله هستند از هماهنگ سازي لازم براي دوچرخه سواري برخوردار باشند، توانايي آنها براي تشخيص به موقع خطرات عبور و مرور خياباني هنوز کامل نشده است. هر تابستان صدها کودک دوچرخه سوار در برخورد با وسايل نقليه به شدت مجروح و ده ها تن قرباني مي شوند که از اين ميان 80 درصد مرگ وميرها و تقريباً 30 درصد جراحت هاي شديد، نتيجه آسيب ديدگي هاي جمجمه اي است.تنها با استفاده از کلاه ايمني دوچرخه مي توان خطر ضربات مغزي و جمجمه اي را 70 تا 85 درصد کاهش داد. اگر فرزندتان قصد دوچرخه سواري دارد، نکات زير را رعايت کنيد؛

- مطمئن شويد فرزندتان حتماً هنگام دوچرخه سواري کلاه ايمني بر سر مي گذارد و مخصوصاً آن را درست مي پوشد. کلاه ايمني بايد مستقيم روي سر قرار گيرد، بدون اينکه روي سر بازي کند و به چپ و راست خم شود و بند کلاه حتماً بايد بسته باشد.

- وقتي فرزندتان کمتر از 12 سال دارد اجازه ندهيد در خيابان دوچرخه سواري کند مگر وقتي که او را همراهي کنيد. در سن 12 سالگي هم بايد ابتدا نحوه دوچرخه سواري در خيابان را به فرزندتان هنگامي که قوانين عبور و مرور در خيابان را به او ياد مي دهيد، روي اهميت اين نکته پافشاري کنيد که ابتدا ببينيد آيا وسايل نقليه در مدخل هاي ورودي کوچه و خيابان هستند يا نه. کودکاني که در پياده روها دوچرخه سواري مي کنند اغلب توسط وسايل نقليه اي که وارد کوچه يا خيابان مي شوند مجروح مي شوند. بسيار مهم است به کودکان تاکيد کنيد هرگز با دوچرخه در کوچه و خيابان ماجراجويي نکنند و خود را به خطر نيندازند. فرزند شما بايد به دفعات و ساعت هاي زياد به همراه شما تمرين کند تا بتواند به تنهايي در خيابان دوچرخه سواري کند. کودکان در اين سن اغلب به خودشان خيلي اطمينان دارند و براي به دست آوردن استقلال، سماجت مي کنند. هرگز تسليم آنها نشويد و اگر از توانايي ها و شايستگي هاي آنها مطمئن نيستيد، اجازه ندهيد به تنهايي در خيابان دوچرخه سواري کنند.

 اسکيت

علاوه بر رعايت موارد بالا، اجازه ندهيد فرزندتان کفش هاي اسکيت را به پا کند مگر آنکه مطمئن شويد قبل از آن کلاه ايمني، زانوبند، محافظ آرنج و مچ بند را به طور کامل پوشيده است.

- به فرزندتان ياد بدهيد در تقاطع کوچه و خيابان ها کاملاً متوقف و به دو طرف نگاه کند تا مطمئن شود راه آزاد است سپس از خيابان عبور کند.

 شنا و آب تني

هر ساله ده ها کودک در آب غرق يا به دليل عوارض شبه خفگي، در بيمارستان ها بستري مي شوند که ممکن است موجب بروز ضايعات مغزي دائمي شود. کودکان زير پنج سال در مقايسه با کودکان بزرگتر، دو برابر بيشتر در معرض خطر غرق شدن هستند زيرا آب برايشان جذابيت دارد اما خطرات آن را نمي شناسند. بيشتر موارد غرق شدن در کودکان خردسال، زماني رخ مي دهد که آنها در نزديکي آب «بازي» مي کنند و نه هنگام «شنا». يک سوم موارد غرق شدگي و شبه غرق شدگي در استخرها روي مي دهد.

- اگر استخر داريد، مطمئن شويد که حصاري (با حداقل 2/1 متر فاصله و مجهز به يک در مقاوم در برابر ورود کودکان) از چهار طرف استخر خانوادگي را محافظت مي کند. ديوار اقامتگاه شما نبايد يکي از چهار گوشه اين حصار باشد.

- وقتي کسي شنا نمي کند نردباني را که به استخر وارد مي شود، برداريد.

- هميشه در کنار کودک زير پنج سال خود بمانيد وقتي او در آب يا حياطي که آب دارد بازي مي کند براي حفاظت بيشتر به او جليقه نجات بپوشانيد.

- يک کودک مي تواند در 20 سانتيمتر آب غرق شود. در نتيجه هرگز فرزند کوچکتان را هنگامي که لباس شنا به تن دارد تنها نگذاريد زيرا ممکن است سر بخورد و غرق شود. به لاستيک ها و کمربندهاي بادي که به کمر يا بازوي بچه ها بسته مي شوند اعتماد نکنيد آنها جلوي غرق شدن کودک را نمي گيرند.

- مراقب بچه هاي بزرگتر و نوجوان باشيد، حتي اگر خوب شنا مي کنند. آب به کسي رحم نمي کند، بچه ها گاهي خيلي سريع خود را در محاصره آب مي بينند و تنها در عرض چند دقيقه ممکن است غرق شوند.

- هنگام شناي فرزندانتان يک تلفن بي سيم يا موبايل کنار استخر بگذاريد تا هرگز براي پاسخ دادن به تلفن آنها را ترک نکنيد. فراموش نکنيد که چند ثانيه غفلت کافي است تا فاجعه اي رخ دهد.

- اگر به دريا مي رويد هرگز کودکتان را بدون مراقب نزديک آب رها نکنيد، به خصوص اگر شنا کردن نمي داند. زياد به غريق نجات ها اعتماد نکنيد زيرا بايد از افراد زيادي مراقبت کنند، لاستيک ها و جليقه هاي بادي نيز قابل اعتماد نيستند. اگر جريان آب قوي است يا موج ها تند هستند مراقبت را دوبرابر کنيد. شن و ماسه ساحل نيز ممکن است به انواع ميکروب ها آلوده باشد. اجازه ندهيد فرزندتان بدون لباس در ماسه ها بازي کند دختران کوچک ممکن است دچار عفونت هاي واژينال شوند بنابراين روي ماسه ها حوله اي پهن کنيد. (ترجيحاً زير چتر آفتابي)

 پياده روي در کوچه و خيابان

هر تابستان ده ها کودک عابر پس از برخورد با وسايل نقليه تسليم مرگ يا در اثر جراحات شديد در بيمارستان ها بستري مي شوند. سرعت وسايل نقليه هنگام حرکت تاثير زيادي بر شدت جراحات دارد. مثلاً يک عابر پياده در برخورد با وسيله نقليه اي با سرعت 30 کيلومتر در ساعت، 10 درصد در معرض خطر کشته شدن قرار مي گيرد، اما اگر وسيله نقليه با سرعت 50 کيلومتر در ساعت حرکت کند، احتمال خطر به 80 درصد افزايش مي يابد. والدين هرگز نبايد اجازه دهند فرزندشان از خيابان هاي شلوغ که سرعت حرکت وسايل نقليه بالاست به تنهايي عبور کند.

اگر فرزندتان کمتر از 9 سال دارد مطمئن شويد همراه فردي بزرگ تر به خيابان مي رود. کودکان زير 9 سال هنوز نمي توانند در خيابان درست تصميم گيري کنند. آنها خيلي زود و به آساني حواس شان پرت مي شود و نمي توانند به طور عيني و ملموس خطر را تشخيص دهند. مواردي مانند سرعت مجاز، فاصله وسيله نقليه، صداي بوق و... براي آنها غير قابل تشخيص است. اگر راننده اي بوق بزند ممکن است کودک- که نمي تواند صداها را آن طور که بايد تفسير کند- موقعيت خود را اشتباه جهت يابي مي کند.

- آموزش اصول ايمني در خيابان را از زماني که کودکتان هنوز خيلي کوچک است شروع کنيد. در مورد اهميت توقف کامل در تقاطع خيابان ها و کوچه ها تاکيد کنيد و به آنها ياد دهيد همواره ببينند آيا از مدخل کوچه و خيابان وسيله اي وارد مي شود يا نه. به فرزندتان ياد بدهيد وقتي مي خواهد از جلوي ماشيني که ايستاده عبور کند، مستقيم به چشمان راننده نگاه کند تا مطمئن شود راننده متوجه حضور او در خيابان شده است. وقتي بچه ها کوچک هستند، والدين بايد همراه آنها به خيابان بروند و به آنها ياد بدهند چگونه مي تواند در ايمني کامل از خيابان عبور کرد. تا زماني که براي والدين اثبات نشده که فرزندشان مي تواند به تنهايي از خيابان عبور کند نبايد اجازه اين کار را به او بدهند.

 زمين هاي بازي

هر ساله در فصل تابستان صدها کودک در پي سقوط از وسايل بازي در پارک ها و زمين هاي بازي شديداً مجروح مي شوند.

- مطمئن شويد که وسايل بازي بر روي سطح نرمي (ماسه، شن ريز، صفحه هاي پلاستيکي و...) کار گذاشته شده است. از بازي در زمين هايي که سطح آنها سخت و سيماني است دوري کنيد.

- اگر کودک شما کمتر از پنج سال دارد، اجازه ندهيد روي وسايلي که ارتفاع شان بيشتر از 5/1 متر است بازي کنند. وزن کودکان خردسال نسبت به قدشان بسيار سنگين تر است و هنوز نمي توانند تعادل خود را حفظ کنند، بنابراين بيشتر از ديگران در معرض خطر سقوط هستند.

- مراقب وسايلي که ممکن است در کودک ايجاد خفگي کند باشيد، مانند طناب، بند کلاه ايمني، بندهاي لباس (ممکن است در وسيله بازي گير کنند و باعث خفگي کودک شوند).

- هميشه يک چشمتان به فرزندتان باشد، به ويژه در سنين پيش دبستاني و مراقب باشيد از وسيله بازي صحيح استفاده کنند.

- بررسي کنيد سطح وسايل بازي (تاب، سرسره و...) زياد داغ نباشد.

 نيش حشرات

بچه ها معمولاً از نيش حشرات در امان نيستند. خوشبختانه در اغلب موارد آسيب ديدگي ملايم است اما گاهي خطرات جدي به دنبال دارد.

- وقتي به مناطق مملو از حشرات مي رويد لباس هاي آستين بلند و شلوار بلند به فرزند خود بپوشانيد.

- بهتر است جنس لباس ها داراي بافت محکم يا پارچه اي ضخيم باشد تا از پوست بهتر محافظت کند، از آنجا که پشه ها جذب رنگ هاي تيره مي شوند، رنگ هاي کمرنگ را انتخاب کنيد.

- اگر از پمادهاي دفع حشرات استفاده مي کنيد محصولي را انتخاب کنيد که داراي غلظت کمتري باشد و در عوض دفعات استفاده را افزايش دهيد زيرا پوست بچه ها بسيار لطيف است. هرگز اين مواد را روي صورت و دست ها نماليد زيرا ممکن است وارد دهان يا چشم هاي کودک شود.

هرگز اين پماد ها را براي بچه هاي زير دو سال استفاده نکنيد.

براي تسکين درد ناشي از نيش حشرات؛

- کمپرس آب سرد کنيد.

- از دارويي استفاده کنيد که به شکل لوسيون باشد.

در موارد زنبورزدگي (زنبور معمولي، زنبور عسل، زنبور سرخ)، نيش را با موچين يا سوزني که روي شعله داغ شده بيرون بکشيد، سپس ضد عفوني کنيد. با اين همه، بعضي کودکان نسبت به سم اين حشرات حساسيت دارند و دچار آلرژي مي شوند، بنابراين جاي نيش ها مي تواند خطرناک حتي مرگبار باشد. اگر در کودکتان واکنش هاي غير طبيعي مي بينيد (قرمزي روبه ازدياد و گسترده، باد کردن صورت و مشکلات تنفسي) در مراجعه به پزشک و مراکز درماني ترديد نکنيد.
 نگاهي به جزئيات يک برنامه ورزشي اصولي
 
 دست ها همه بالا
 
اهميت ندارد که شما آدم اهل سياست و جناح بندي هستيد يا خير. آنچه در اين ستون مهم است حفظ سلامت شماست که راهي جز اصولگرايي را برنمي تابد. براي يک زندگي سالم بهترين شيوه اتخاذ يک شيوه اصولي است. مثلاً اگر مي خواهيد لاغر شويد به جاي انواع و اقسام رژيم هاي غيراصولي که در سالن هاي آرايش و سوپرمارکت و شاپينگ سنتر ها از زبان اين و آن مي شنويد بياييد با انجام يک برنامه ورزشي اصولي خود را به وزن دلخواه برسانيد.

متاسفانه در چند دهه اخير ورزش جايگاه حقيقي خود را از دست داده و تنها عده معدودي در فعاليت هاي بدني شرکت مي کنند. افزايش ساعاتي که در پاي تماشاي تلويزيون و اينترنت صرف مي شود، شيوع اپيدميک چاقي و فراواني وسايل مدرن که زندگي را راحت تر مي کنند، همه گوياي اين حقيقت است که بسياري از مردم زندگي با سبک بي تحرک دارند. متاسفانه ورزش در نظر افرادي که بيشترين نياز را به آن دارند روندي خسته کننده و پرزحمت به شمار مي رود. اما اگر به نحو درست و منظم و به طور معتدل ورزش انجام شود، عاملي حيات بخش در حفظ سلامتي خواهد بود. ولي واقعاً فوايد ورزش چيست؟افزايش حفاظت در برابر بيماري هاي قلب و عروق يکي از فوايد ثابت شده است. ورزش منظم همچنين در عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي - عروقي نظير چاقي، استرس، هيپرتانيسون (فشار خون بالا)، چربي خون بالا و قند خون بالا را کنترل مي کند و به علاوه نقش مهمي در افزايش طول عمر و بهبود کيفيت زندگي و توانايي در ادامه کار خواهد داشت. به طور کلي ورزش پايه لذت بخش و مثبتي براي روش سالم تري در زندگي به شمار مي رود و برخلاف اقدامات سلامت بخش ديگر موجب افزايش وضعيت مطلوب فرد مي شود تا اينکه محروم کننده از چيزي باشد. هم اکنون به خوبي مشخص شده که حتي ورزش با ميزان معتدل خطر ابتلا به بيماري قلبي را کاهش مي دهد. مصرف دو هزار کالري در هفته از طريق ورزش به طور کلي کافي تلقي مي شود. اين مقدار مصرف از منابع مختلفي ممکن است تامين شود مانند فعاليت هاي روزمره نظير اتو کشيدن، باغباني، واکس زدن کفش خانواده، گردگيري کردن و... که يقيناً اين ميزان فعاليت از بي تحرکي بهتر است. در حقيقت آن دسته از کساني که بي تحرک هستند، در عمل سود قلبي- عروقي بيشتري را از تحرک ولو سبک مي برند تا افرادي که بيشتر اوقات خود را به انجام تمرينات ورزشي سخت مي گذرانند.

در نهايت ورزش بدن را قادر مي سازد که چربي را به نحو موثرتري به عنوان سوخت مصرف کند. براي افرادي که مي خواهند رژيم بگيرند، ورزش اثر محدوديت کالري را افزايش داده و بيشتر موجب کاهش چربي نسبت به توده عضلاني مي شود. اغلب افرادي که مشکل اضافه وزن دارند، کالري بيشتري دريافت و کالري کمتري مصرف مي کنند که بدن اين کالري اضافه را به صورت چربي ذخيره مي کند. در اين زمان، ورزش بهترين راه براي سوزاندن چربي ها است. ورزش ميزان فرآيند متابوليسم را به هنگام فعاليت افزايش داده و بدون قطع کالري از ميزان چربي بدن خواهد کاست. اثر پرورشي ورزش به 4 عامل بستگي دارد؛ تعداد، شدت، مدت و طريقه ورزش. طبق توصيه کالج طب ورزشي امريکا، افراد سالم براي کسب تندرستي قلبي بايستي موارد زير را رعايت کنند.

تعداد؛ ورزش مي بايست 3 الي 5 بار در هفته انجام شود.

شدت؛ شدت ورزش برحسب ضربان قلب ماکزيمم بوده و از کم کردن سن فرد از عدد 220 حاصل مي شود. به عنوان مثال، ماکزيمم ضربان قلب يک فرد 40 ساله 180 (180 = 40- 220) است. از آنجايي که ورزش در چنين حد ماکزيمم، سريعاً منجر به خستگي مي شود کالج فوق توصيه مي کند ورزش بين 60 تا 90 درصد ماکزيمم ضربان قلب انجام شود. طبق همان مثال، يک فرد 40 ساله بايستي ورزش را با شدتي انجام دهد که ضربان قلب بين 108 تا 162 در دقيقه برسد.

(108 = 0/60+ 180) (162=0/90 +180) که البته اين ميزان در تمامي افراد يکسان نيست و با وضعيت سني آنها تغيير مي يابد. افراد پير يا آنهايي که در وضعيت سلامت خوبي نيستند مي توانند از پايين ترين حد مجاز ورزش استفاده کنند.

مدت زمان؛ وقت هر جلسه ورزش بايستي بين 20 تا 60 دقيقه باشد. به طور کلي تمامي اين دستورالعمل ها متناسب با نوع وضعيت شخص تغيير مي يابد و انتخاب تعيين آن بر مبناي تشخيص پزشک معالج فرد خواهد بود.

طريقه ورزش؛ به طور کلي دو شکل اساسي در روش ورزش کردن وجود دارد؛ هوازي (ايروبيک) و غيرهوازي (ايزومتريک).

ورزش هوازي؛ اين نوع از ورزش که با افزايش ميزان بازده و افزايش مصرف اکسيژن همراه است، به عقيده متخصصان طب ورزش موثرترين روش بهبود ظرفيت حياتي ريه و بهبود سيستم قلبي- عروقي است. پياده روي، دويدن، تند رفتن، شنا، ايروبيک، اسکيت، اسکي و طناب زني مثال هاي خوبي از ورزش هوازي به شمار مي روند. اولين گام در اين برنامه ورزشي، آماده کردن بدن براي فعاليت هاي بدني است. يکي از اشتباهات شايع در ميان افرادي که با جديت فوق العاده شروع به ورزش کرده اند آغاز ورزش با يک برنامه ورزشي شديد و ناتوان کننده است که منجر به ترک ورزش به علت خستگي مفرط، درد و احتمالاً آسيب است. براي افرادي با روش زندگي کاملاً بي تحرک يا کساني که داراي بيماري هاي ارتوپديک هستند يا از چاقي رنج مي برند، بهتر است ورزش را با فعاليت هاي روزمره ساده تر آغاز کنند. پياده روي روزانه، تنها حتي اگر يک بار در روز و به مدت 5 تا 10 دقيقه باشد بهتر از نشستن است و پايه اي براي ادامه ورزش به صورت طولاني تر و شديد تر است.

 جلسه ورزشي

زمان جلسه ورزشي، هرقدر که باشد،20 ، 30 الي 40 دقيقه، بايستي قبل از شروع آن گرم کردن (نرمش) و پس از خاتمه آن نيز آرام کردن ورزشي انجام داد. گرم کردن موجب چندين اثر مي شود. نرمش موجب تغيير مسير خون به عضلات در حال ورزش مي شود، ميزان ضربان قلب و تنفس را به تدريج افزايش مي دهد و کمک مي کند که عضلات و مفاصل خشک و سفت را نرم تر کند. يک نرمش خوب مي تواند پياده روي آرام يا دوچرخه سواري به مدت 5 الي 10 دقيقه باشد که با کشش هاي ملايم گروه هاي بزرگ عضلاني دنبال شود. پس از ورزش شديد، خون تمايل دارد که در اندام هاي تحتاني تجمع يابد مگر آنکه يک دوره آرام کردن ورزشي مناسب قبل از نشستن يا خوابيدن انجام شود. اين مهم ممکن است شامل پياده روي آهسته، کشش هاي ملايم تر يا انجام همان فعاليت هاي ورزشي با سرعت و شدت کمتر در عرض پنج الي ده دقيقه باشد. به افرادي که مسن هستند يا از بيماري عروق کرونر رنج مي برند، توصيه مي شود که ورزش را در ضربان قلب کمتري آغاز کنند و به تدريج آن را به 70 درصد يا بيشتر افزايش دهند، در صورتي که ضربان از اين ميزان بيشتر شد، عاقلانه است که آن را کاهش دهند و اگر دچار درد سينه، گيجي و عود بيماري قلبي شدند سريعاً آن را قطع و به پزشک مراجعه کنند.
 
 
 دست انداز لاغري
  دکتر رضا آمري نيا
بسياري از افراد چاق به دنبال ميانبرهايي هستند که بدون دردسر وزن خود را کم کنند. يکي از اين روش ها استفاده از قرص هاي لاغري است، ما در اين مقاله تشريح خواهيم کرد که استفاده از اينگونه داروها نه تنها کمکي به اين افراد نمي کند بلکه عوارضي که ايجاد مي کند ممکن است مشکلات آنها را دوچندان کند.تعداد و انواع داروهاي لاغري که در کتب مرجع تغذيه اعلام شده است انگشت شمار بوده و کلاً به دو دسته اصلي و البته چند گروه فرعي تقسيم مي شوند؛

الف- گروه اول داروهاي ضداشتها هستند (مثل Sibutramine) که با تحريک توليد هورمون هاي سروتونين و ساير کاته کولامين ها و تاثير آنها بر مرکز اشتها در مغز باعث کاهش اشتها مي شوند. البته بايستي توجه داشت که اين داروها عوارضي چون افزايش فشار خون، افزايش ضربان قلب، اضطراب و در نهايت در صورت مصرف بي رويه سکته هاي قلبي يا مغزي دارند.

ب- گروه دوم داروهايي هستند که باعث جلوگيري از جذب چربي از دستگاه گوارش مي شوند (مثل Xenical). مساله بسيار مهمي که افراد علاقه مند به اين داروها بايستي بدانند اين است که اين گروه دارويي تاثيري بر جذب انواع کربوهيدرات ها مثل شيريني و شکلات و... ندارند و کساني که پول زيادي بابت آن مي دهند بايستي آگاه باشند که فقط 30درصد جذب چربي هاي خورده شده توسط اين داروها مهار مي شود و همين امر است که معمولاً درمان چاقي با مصرف اين گروه به علت عدم آگاهي کافي بيماران به شکست مي انجامد. عوارض اين گروه کمتر از داروهاي ضداشتها بوده و از جمله آنها مي توان به اسهال چرب و کمبود ويتامين هاي محلول در چربي (مثل A، E و...) اشاره کرد.

دسته ديگري از داروها هستند که به عنوان حجم دهنده سيستم گوارش به خصوص معده عمل مي کنند و در حقيقت با پر کردن معده باعث کاهش اشتها مي شوند (مثل آگارآگار). اين گروه به عنوان عوامل موثر در درمان چاقي محسوب نمي شوند.حال اين سوال پيش مي آيد که اين داروها را چه کساني مي توانند مصرف کنند. بايستي عرض کنم که داروهاي لاغري در موارد چاقي مفرط (Morbid Obesity) و يکسري از بيماري هاي مرتبط با چاقي استفاده مي شود يعني در مواردي که ادامه چاقي باعث ايجاد عوارض مهلک تري همچون ديابت، فشار خون و... شده و سلامتي فرد را به مخاطره اندازد.

بايستي توجه داشت تبليغات وسيعي روي داروهاي گياهي براي درمان چاقي صورت مي گيرد که البته با توجه به اينکه ماده موثره اين داروها و فرمولاسيون و مکانيسم اثر آنها ناشناخته است توصيه نمي شود.

اگر قرص هاي لاغري را بدون تجويز پزشک و بدون رعايت رژيم غذايي مناسب مصرف مي کنيم در انتظار اين عوارض باشيد؛افزايش فشارخون، تعريق، به هم خوردن عادت ماهانه، سردرد، سرگيجه، جوش هاي صورت، اضطراب، کم خوابي، تشنگي، خشکي دهان، افزايش ضربان قلب، اسهال.
 
 
 حفظ کيفيت و سلامت غذا
  نوشين ديانتي
هميشه کيفيت ماده غذايي که در يخچال نگهداري مي شود نسبت به ماده غذايي که تازه مصرف شود، کمي افت دارد اما اگر ماده غذايي در شرايط مناسب و در زمان پيشنهادي روي بسته آن نگهداري شود، طعم و خاصيت آن تغيير چنداني نخواهد داشت.

کيفيت با سلامت متفاوت است. غذايي باکيفيت پايين ممکن است سالم باشد مثل ميوه اي که زيادي رسيده يا شير پاستوريزه اي که ترش شده. برعکس، ممکن است ماده غذايي ناسالم ظاهر يا مزه مناسبي داشته باشد در حالي که شمارش ميکروبي آن بالا باشد. مثلاً اگر مرغ پخته کنار مرغ خام قرار گرفته باشد و مقداري از آب مرغ خام به آن نفوذ کند، آلوده مي شود چون ممکن است حاوي باکتري سالمونلا باشد. هدف شما در نگهداري مواد غذايي در خانه بايد اين باشد که کيفيت و سلامت مواد غذايي را توامان حفظ کنيد.

حفظ کيفيت مواد غذايي به چند عامل بستگي دارد؛ کيفيت ماده غذايي خام، فرآيند توليد محصول غذايي، روش نگهداري ماده غذايي پيش از خريد و مدت نگهداري. معمولاً بهترين زمان مصرف که روي بسته هاي مواد غذايي نوشته مي شود اين عوامل را در نظر مي گيرد. باکتري ها از طريق جابه جا شدن هاي بي دقت وارد مواد غذايي مي شوند بنابراين هميشه دست ها، يخچال، فريزر و ظرفي که غذا در آن است را تميز نگه داريد.

 انتخاب مواد غذايي

براي اطمينان از سلامتي ماده غذايي معمولاً روي بسته بندي آنها تاريخ هايي نوشته مي شود. معمول ترين تاريخ هايي که روي بسته هاي مواد غذايي مي نويسند اينها هستند؛

تاريخ مصرف؛ اين تاريخ نشان مي دهد محصول پس از خريد تا چه موقع بهترين کيفيت خود را حفظ مي کند.

تاريخ انقضا؛ اين تاريخ آخرين روزي است که محصول بايد خورده شود. تازگي ها تخم مرغ ها هم تاريخ انقضا دارند که بايد به آن توجه بشود.

تاريخ بسته بندي؛ اين تاريخ روي کنسروها و ساير مواد غذايي بسته بندي شده نشان مي دهد فراوري چه روزي صورت گرفته است. البته از روي اين تاريخ نمي توان فهميد بهترين زمان مصرف ماده غذايي چه موقع است.

تاريخ فروش؛ اين تاريخ کمتر روي بسته بندي مواد غذايي ايراني ديده مي شود و نشان مي دهد آخرين روز مناسب براي فروش آن ماده غذايي چه موقع است. پس از خريد مشتري تا زمان معمول براي نگهداري و خوردن آن وقت دارد. اين تاريخ براي محصولات نان و شيريني مناسب است.

موقع خريد مواد غذايي در نظر داشته باشيد اگر بسته بندي آن به هر طريقي آسيب ديده باشد عمر نگهداري آن کمتر از تاريخ هاي ذکر شده خواهد بود بنابراين هميشه در انتخاب مواد غذايي بسته اي را برداريد که پاره نشده يا شکسته نباشد. مواد غذايي يخچالي بايد سرد و مواد غذايي فريزري بايد يخ زده و سفت باشند. اگر خريدهاي ديگري هم داريد اول آنها را انجام بدهيد بعد به سراغ خريد مواد غذايي يخچالي و فريزري برويد.هنگام خريد گوشت، مرغ و ماهي آنها را در پلاستيک جداگانه اي قرار بدهيد تا با مواد غذايي ديگر تماس نداشته باشند. مواد غذايي فاسدشدني را سريع به خانه برسانيد و در يخچال بگذاريد. اگر فاصله خريد کردن و به خانه رسيدن به يک ساعت برسد، در هواي گرم بايد گوشت را در کلمن يخ بگذاريد و به خانه ببريد. وقتي هم که به خانه رسيديد فاسدشدني ها را فوراً در يخچال بگذاريد. دماي بين 4 تا 60 درجه سانتيگراد خطرناک ترين محدوده دمايي است چون باکتري ها در اين محدوده بسيار سريع رشد مي کنند و تعداد آنها در هر 20 دقيقه دو برابر مي شود.براي نگهداري مواد غذايي در يخچال يک قانون مهم وجود دارد و آن اين است که هرچه را زودتر در يخچال گذاشته ايد زودتر مصرف کنيد، خوب است که هرچه را تازه مي خريد در يخچال عقب تر بگذاريد تا باقيمانده مواد غذايي که از قبل در يخچال هستند و جلوتر قرار گرفته اند زودتر مصرف شوند. براي سالم ماندن مواد غذايي در يخچال موارد زير را رعايت کنيد. در يخچال را به خصوص در هواي گرم زياد باز و بسته نکنيد. غذاهاي فاسدشدني را در ظرف دردار بگذاريد يا خوب در کاغذ آلومينيومي بپيچيد تا عطر و طعم شان حفظ شود و نيز عطر ساير مواد غذايي موجود را به خود نگيرد.

گوشت، مرغ و ماهي خام بايد بسيار خوب پيچيده بشوند تا به مواد غذايي ديگر چکه نکنند. اگر آنها را آماده و بسته بندي شده مي خريد در کيسه پلاستيک بزرگ و سالم يا در سيني بزرگي بگذاريد که آب شان در يخچال راه نيفتد. اگر احياناً يخچال تان به اين طريق آلوده شد آن را با آب گرم و صابون بشوييد و با محلول يک قاشق نمک در يک ليوان آب ضدعفوني کنيد.گوشت پخته يا هر غذايي که از شب مانده بايد خوب پوشانده شود تا خشک نشود. از تماس مواد خام و پخته جلوگيري کنيد.
 
 
 در جست وجوي هويت از دست رفته
  غزل غازياني
با عجله دويد تا خودش را به اتوبوس برساند. روي نزديک ترين صندلي نشست. برخلاف هميشه ترجيح مي داد سکوت کند و چشمان اش را تا رسيدن به مقصد روي هم بگذارد، اين بار مشتاقانه به دنبال گوش شنوايي مي گشت تا حرف دلش را به او بگويد. چقدر احساس نياز مي کرد. نياز به صحبت کردن، شنيده شدن، مورد توجه قرار گرفتن...

کدام يک از شما آخرين باري که با همسرتان درددل کرده ايد را به ياد داريد؟ چند درصد از شما به نياز عاطفي و رواني خود توجه مي کنيد؟ آيا تا به حال به دنبال ارتباط واقعي خود با نيازهاي عاطفي تان بوده ايد و سعي کرده ايد به آنها پاسخ دهيد؟ انسان نيازمند آفريده شده و تا آخر عمر نيز نيازمند خواهد ماند. همه ما خواسته يا ناخواسته، از روي عادت روزانه به نيازهاي جسماني خود پاسخ مي دهيم. هنگام گرسنگي به دنبال غذا مي گرديم، تشنگي خود را با نوشيدن يک ليوان آب رفع مي کنيم. به هنگام خستگي، چشمان خود را مي بنديم و سعي مي کنيم حتي شده براي چند ساعت کوتاه بخوابيم. چرا همه فکر مي کنند نياز انسان به همين موارد محدود مي شود. چند درصد انسان ها، صادقانه به نداي عاطفه درون خود پاسخ مي دهند؟ آدمي فطرتاً نياز به نوازش، حمايت، محبت، تمجيد و احترام دارد. اين نيازها از زمان متولد شدن تا به کهولت رسيدن همواره با ما خواهند بود.حتي روانشناس انسان گراي معروف امريکايي، آبراهام ماسلو (Abraham Harold Maslow) در هرم روان شناسي خود، هرم ماسلو، نياز جسماني انسان را در پايين ترين طبقه و به ترتيب نيازهاي عاطفي و رواني از جمله نياز به عشق ورزيدن و از عشق ديگران بهره مند شدن، نياز به تعريف و تمجيد ديگران، نياز به تحقق يافتن آرزوها و در آخر نياز به معنا و هدف داشتن در زندگي را با توجه به اهميت آنها در رده هاي بالاتر هرم قرار داده است.همه ما زماني که احساس مي کنيم جسم مان در خطر است، به سرعت نگران مي شويم. خوردن انواع و اقسام قرص ها و داروها را به راحتي مي پذيريم. خودمان را به آب و آتش مي زنيم تا هرچه زودتر بهبود يابيم. اما هميشه از سلامت روان خود غافليم.کدام يک از شما به طور مرتب و متداوم نزد مشاور مي رويد؟ چرا اين باور غلط در بين مردم رايج شده که تا فردي دچار بحران روحي و رواني نباشد، نبايد نزد مشاور، روانشناس يا روانپزشک برود؟، شايد بسياري از شما به اين امر آگاه نباشيد که در صورت انجام مشاوره منظم و هميشگي، هرگز نياز به مراجعه به روانپزشک و استفاده از دارو نخواهيد داشت. با کمي مطالعه بيشتر به راحتي مي توانيد تفاوت ميان اين دو را پيدا کنيد؛ مشاوره معمولاً در مراکز غيرطبي صورت مي گيرد. مشاور عموماً بر موقعيت هاي عيني و واقعي تمرکز مي کند. با افرادي سروکار دارد که مشکلات نوروتيک ندارند، بلکه قرباني فشارها و تنش هاي محيط بيروني شده اند. وي اغلب بر مشکل خاصي تمرکز مي کند و مساله گشايي و سازگاري بيشتر با محيط را مدنظر قرار مي دهد.در نتيجه خيلي راحت تر از آنچه فکرش را بکنيد مي توانيد سلامت روح و روان خود را تضمين کنيد.مسلماً بسياري از شما بعد از درددل کردن با يک دوست حس مثبتي داريد، حتي اگر در آن گفت وگو هيچ راه حل مناسب و مشکل گشايي ارائه نشود باز هم بعد از اتمام گفت وگو احساس بهتري نسبت به قبل خواهيد داشت. حال تصور کنيد که اين دوست، فرد تحصيلکرده و تعليم ديده در اين زمينه باشد. واضح است که اين صحبت ها نتيجه بهتري براي شما در برخواهد داشت.

انسان به طور غريزي احساس مي کند که به گفت وگو درباره مسائل عاطفي درونش نيازمند است. تا به حال توجه کرده ايد هنگامي که شروع به صحبت مي کنيد، مسائل را از نظر اهميت اولويت بندي نمي کنيد؟، مسلماً ترجيح مي دهيد با بيان و بازگو کردن مشکلات درون تان به آرامش خاطر دست يابيد و کمي از درد و خستگي روحتان را کاهش دهيد. همين «شنيده شدن» و «درک شدن» از سوي ديگر، ممکن است شما را در کشف نيازهاي واقعي عاطفي ياري دهد. در نتيجه، سعي مي کنيد آگاهي بيشتري درباره آنچه واقعاً باعث رنجش روح شما مي شود به دست آوريد. زماني که اين آگاهي به وجود بيايد، به طور غيرقابل اجتناب، به دنبال راه حل مي گرديد و در پي آن، تلاش براي رسيدن به آرامش... به محض اينکه نيازهاي رواني و عاطفي خود را شناختيد، مي بينيد که خيلي راحت تر از قبل مي توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد. ديگر لزومي ندارد در غار تنهايي ذهن خود فرو رويد. شما مي توانيد با صحبت کردن و بيان احساسات درون تان بخشي از وجود و هستي خود را با ديگران قسمت کنيد. مطمئن باشيد همين طور که شما نياز به شنيده شدن داريد، شخص مقابل نيز نياز به شنيدن دارد. با اين روش مي توانيد يک قدم به «معنا و هدف والاي روح تان» نزديک تر شويد.سعي کنيد دوست و همراه خوبي براي خود باشيد، به نياز روح خود پاسخ دهيد و به احساسات و نداي درون تان گوش فرادهيد. هر زمان که خودتان را بيشتر دوست بداريد يا از سوي ديگران مورد محبت و عشق بيشتري قرار بگيريد، عواطف سرکوب شده درون تان نمايان شده و توجه شما را بيشتر به خود معطوف مي سازد؛ احساسات خفته اي که منتظر هستند تا شما نياز به محبت را حس کنيد تا آنگاه بروز پيدا کنند. چنانچه بتوانيد بر اين احساسات فائق شويد، مسلماً احساس بهتري خواهيد داشت. در اين صورت مي توانيد تاييد و احترام ديگران نسبت به خود را افزايش دهيد، استعدادها و توانمندي هاي خود را بشناسيد و به آن روح ببخشيد.پس از همين لحظه سعي کنيد مقداري از وقت روزانه خود را براي روح و روان تان صرف کنيد. مطمئن باشيد که خيلي بيشتر از جسم تان نياز به مراقبت و توجه دارد،
 
 
 بهترين رنگ براي پنجره ها
  سپيده سليمي


قاب پنجره ها در يک اتاق به همراه ساير جزئيات معماري آن، مانند گچبري هاي روي سقف و ديوار يا قاب شومينه، به ديوارها بعد و هويت مي بخشند و علاوه بر جنبه کاربردي بر نماي ظاهري اتاق نيز تاثيري شگرف دارند. به عنوان مثال زوارهاي چوبي که به منظور جلوگيري از صدمه زدن صندلي ها به ديوار روي آن نصب مي شوند علاوه بر ايفاي نقش محافظت از ديوار با تغيير ابعاد ظاهري ديوار نيز بر روي آن اثر مي گذارند.

به عنوان يک قانون کلي، مي توان تمام اين جزئيات را همرنگ با ديوارهاي آن رنگ کرد تا در تمام اتاق وحدت و هماهنگي برقرار شود. اما اگر مايل باشيد برخي از ويژگي هاي معماري اتاق را مورد تاکيد قرار دهيد و نماي پررنگ تري به آنها ببخشيد بايد از رنگي متمايز براي آنها استفاده کنيد. براي قاب پنجره ها و درها رنگ هاي روغني براق بر رنگ هاي مات ارجحيت دارند چون از دوام بيشتري برخوردارند اما به خاطر داشته باشيد اگر مي خواهيد در و پنجره اي را که قبلاً رنگ براق خورده مجدداً رنگ بزنيد ابتدا با يک کاغذ سنباده کمي روي سطح صيقلي رنگ را مخدوش کنيد تا رنگ جديد روي آن نلغزد.

 پنجره هاي سفيد براي ديوارهاي رنگي

اگر ديوارها رنگي هستند، چه رنگ ديوار ملايم و چه تند باشد، هماهنگي پنجره ها و جزئيات معماري سفيد با آن تضمين شده و روشي مطمئن است. در اتاق هايي که از نور طبيعي کمي برخوردارند يا رنگ ديوار در آنها تيره است در و پنجره هاي سفيد سبب افزايش روشنايي و درخشندگي در اتاق مي شوند و با تعديل آن مجالي براي استراحت چشم فراهم مي آورند.

در اتاق هايي که نور فراوان يا ديوارهايي به رنگ هاي روشن پاستلي دارند سفيد کردن قاب در و پنجره ها با ايجاد کنتراستي ملايم موجب مي شود رنگ ديوارها شفاف تر و درخشان تر به نظر برسد. به خاطر داشته باشيد سفيد کردن در و پنجره ها هميشه به معناي استفاده از سفيد خالص نيست. در بسياري از موارد افزودن مقدار بسيار کمي از رنگ منتخب شما براي ديوار به رنگ سفيد، فقط باعث مي شود رنگ مذکور در سفيد انعکاس داشته باشد و کمي از سردي آن بکاهد، در حالي که سفيد همچنان و کاملاً سفيد به نظر مي رسد. براي ترکيب رنگ هاي تيره بسيار گرم استفاده از کرم هاي بسيار روشن نتيجه مطلوبي دارد اما سفيد خالص در کنار رنگ هاي سرد مطلوب تر به نظر مي رسد، چه ديوارها با رنگي گرم و پرانرژي مانند آجري پوشانده شده باشند و چه رنگي سرد مثل سبز روشن داشته باشند، افزودن خطوط سفيد در قالب قاب در و پنجره ها يا گچبري، قرنيز و زوار به ديوارها فضا را بازتر و روشن تر جلوه مي دهد. اين خطوط سفيد احساسي از روشنايي و پاکيزگي را به ما القا مي کنند. آنها با جسارت بر روي صفحات رنگين ديوار خودنمايي مي کنند و به اتاق بعد بخشيده موجب بزرگتر ديده شدن آن مي شوند. با استفاده از اين تاثيرات بصري شما مي توانيد ابعاد اتاق را از نظر ظاهري تغيير دهيد و حس وسعت و باز بودن فضا را به بيننده القا کنيد. به همين ترتيب رنگ زدن ويژگي هاي منحصر به فرد اتاق مانند قاب شومينه با رنگ سفيد مي تواند آن را به کانون توجه بيننده در اتاق تبديل کند.

 پنجره هاي رنگي

رنگ زدن قاب در و پنجره ها با رنگي به غير از سفيد توجه بيننده را بيشتر به سوي آنها جلب مي کند. اگر دوست داريد قاب در و پنجره ها و ساير جزئيات اتاق را رنگين در نظر بگيريد رنگي را انتخاب کنيد که از نظر رنگمايه تضاد ملايمي با ديوارها داشته باشد اما به لحاظ ارزش و غلظت رنگي با آن برابر باشد. رنگ مناسب را مي توانيد از ميان رنگ هاي موجود در دکوراسيون اتاق انتخاب کنيد. رنگي روشن و درخشان را براي ديوارها در نظر بگيريد و سپس براي پنجره ها و قاب در رنگي تيره تر از آن را انتخاب کنيد.

اگر ديوارهاي اتاق با رنگ هاي روشن پوشانده شده اند مي توانيد با رنگ زدن قاب در و پنجره ها و گچبري هاي سقف به رنگي ملايم اما متفاوت با رنگ ديوار آنها را برجسته کنيد. رنگ هاي ملايم روي قاب در و پنجره ها و در کنار ديوارهاي سفيد يا استخواني علاوه بر اينکه خطوط و ابعاد آنها را چشمگيرتر و ديدني تر مي کند حس وسعت بيشتري را در فضا ايجاد مي کنند. به ويژه اگر اين رنگ ها در ساير جزئيات معماري اتاق و خطوط کنار سقف امتداد پيدا کنند با تاکيد بر ابعاد اتاق و ايجاد خطوط افقي رنگي در اطراف آن موجب مي شوند ابعاد اتاق بزرگتر از آنچه هست به نظر برسد.

اگر ديوارهاي اتاق سفيد يا کرم هستند رنگ هايي از قبيل خاکستري، آبي، سبز روشن، زرد خردلي و قرمز آجري مي توانند بهترين انتخاب براي قاب پنجره ها باشند. در قرن هجدهم ميلادي به دليل کميابي و گرانقيمت بودن پيگمان هاي رنگي بسياري از مردم رنگ سفيد را براي ديوارهاي منزلشان انتخاب مي کردند سپس براي رنگ بخشيدن به فضا جزئياتي مانند قاب در و پنجره و حاشيه ديوارها را با رنگ هايي از خانواده رنگ چوب رنگ مي زدند.

 قاب در و پنجره با رنگ و بافت طبيعي چوب

قاب در و پنجره ها در خانه هايي که در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ساخته شده اند اغلب از چوب بود. در خانه هاي قديمي ايراني هنوز مي توانيم در و پنجره هاي چوبي را مشاهده کنيم. چوب خودرنگ و لاک خورده با رنگ هاي گرم و طبيعي گرما را به فضاي خانه مي آورد. رنگ هاي طبيعي چوب به نوع لاک يا وارنيش آن بستگي دارد. چوب ها را مي توان با رنگ هاي مخصوص چوب که بافت طبيعي آن را نمي پوشانند نيز رنگ زد و بدون از دست دادن بافت و گره هاي زيباي آن به رنگ دلخواه درآورد. اين رنگ هاي جوهرمانند به بافت چوب نفوذ مي کنند و رنگ آن را تغيير مي دهند. به اين ترتيب بافت طبيعي چوب نيز علاوه بر رنگ آن به فضاي خانه زيبايي مضاعفي مي بخشد. رنگ هاي جوهري در مجموعه متنوعي از رنگ مايه هاي گوناگون از زرد طلايي گرفته تا قهوه اي هاي مختلف و حتي متمايل به قرمز آجري موجود هستند. با انتخاب رنگ مناسب براي پنجره ها مي توانيد تاثير آنها در فضاي خانه را دوچندان کنيد.
 
 
 سرد و شفاف مثل يخ
 
روزهاي داغ تابستان به همين زودي از راه رسيده اند و اگرچه از نظر تقويمي هنوز چند روزي به آغاز فصل تابستان باقي مانده اما در روزهاي اخير گرماي آن را احساس کرده ايم. در اين روزهاي داغ البته دسرهاي سرد و يخي مثل انواع بستني ها، نوشيدني هاي خنک و سالادهاي سرد اشتهابرانگيزترين خوراکي ها هستند و هيچ چيز لذت بخش تر از صرف اين خوراکي ها نيست. اما گرماي هوا موجب شده دسرهايي از قبيل بستني در زمان بسيار کوتاهي ذوب شده و حتي فرصت سرو شايسته آن را از ميزبان مي گيرند.از طرف ديگر هر غذايي هر اندازه ساده و مختصر باشد با تزئين زيبا اشتهابرانگيز مي شود. حال آنکه فاخرترين غذاها اگر بدون تزئين و آرايش و مثلاً در بشقاب هاي کاغذي سرو شوند چندان جذابيتي ندارند. در حقيقت در چنين مواقعي لذت بصري از غذا گرفته مي شود. با اين توصيفات درست کردن يک کاسه يخي که در ديواره هايش گل هاي زيبا و رنگارنگ محبوس هستند مي تواند واجد هر دو ويژگي ذکرشده در اين خطوط باشد، هم دسر شما را خنک نگه مي دارد و هم بر زيبايي آن مي افزايد. اين کاسه هاي يخي که به راحتي ساخته مي شوند ظرفي فوق العاده براي انواع سالاد به خصوص سالاد ميوه و بستني ها هستند. براي ساخت اين کاسه ها به دو ظرف که در برابر سرما و يخ زدن مقاوم باشند نياز داريم که يک يخ شکل بوده اما اندازه يکي بزرگ تر از ديگري باشد به طوري که وقتي ظرف کوچک تر درون ظرف بزرگ تر قرار مي گيرد حدود 1 تا 5/2 سانتي متر فاصله ميان ديواره هاي آنها وجود داشته باشد. بهتر است از ظروف فلزي مثل قالب هاي بستني و ژله يا کيک براي اين منظور استفاده کنيد چون کاسه هاي بلوري ممکن است بر اثر فشار ناشي از ازدياد حجم يخ بشکنند.

ظرف بزرگ تر را در سينک ظرفشويي يا داخل يک سيني لبه دار قرار دهيد و مقداري آب در آن بريزيد. سپس ظرف کوچک تر را درون آن بگذاريد. با ريختن ماده اي سنگين مثل حبوبات، برنج يا حتي شکر در داخل ظرف کوچک تر آن را از حالت شناور خارج کرده و در داخل ظرف بزرگ تر پايين ببريد تا ته ظرف در حدود 5/2 سانتي متر بالاتر از ته ظرف بزرگ تر قرار بگيرد. حين انجام اين کار ممکن است مقداري از آب داخل ظرف بزرگ تر سرريز کرده و از آن بيرون بريزد.

تعدادي گل هاي کوچک و برگ هاي مختلف را که از قبل با کندن سرگل ها از شاخه آماده کرده ايد در فاصله ميان دو ظرف قرار دهيد. ممکن است از سرگل هاي کامل يا گلبرگ هاي پراکنده استفاده کنيد.

پس از چيدن گل ها در جاي خود ظرف ها را به همان ترتيب و به آرامي در فريزر قرار دهيد. اين کاسه يخي بايد چندين ساعت يا يک شب در فريزر بماند تا کاملاً يخ زده و جامد شود. چندساعت قبل از زمان مصرف کاسه يخي را از فريزر خارج کنيد و بگذاريد حدود 10 دقيقه در دماي اتاق بماند تا ظرف ها به راحتي از آن جدا شوند. ابتدا به آرامي ظرف کوچک تر را جدا کنيد و سپس کاسه يخي را برگردانيد و از داخل ظرف بزرگ تر خارج کنيد- کاسه يخي را دوباره در فريزر بگذاريد تا کاملاً سرد شود و سپس از آن براي سرو دسر مورد نظرتان استفاده کنيد.
 
 
 دلمه گوجه فرنگي به روشي متفاوت
 
فصل بهار فصل پخت انواع و اقسام دلمه هاست که در ميان آنها دلمه گوجه فرنگي به خاطر مزه ترشي آن، به خودي خود چاشني خوبي در پخت دلمه به حساب مي آيد. اگرچه اين دلمه روش معمول پخت دلمه گوجه فرنگي نيست ولي طعم دلپذيري دارد.

مواد لازم براي چهار نفر؛

- هشت عدد گوجه فرنگي متوسط

- 50 گرم يا يک سوم فنجان دانه ذرت

- دو قاشق سوپ خوري سرکه يا آب ليموترش

- 50 گرم يا يک چهارم فنجان برنج آبکش شده

- يک حبه سير (خرد شده)

- 50 گرم يا يک دوم فنجان پنير چدار (رنده شده)

- يک قاشق سوپ خوري گشنيز تازه خردشده

- نمک و فلفل به ميزان لازم

- سه قاشق سوپ خوري روغن زيتون

- دو قاشق سوپ خوري برگ رزماري تازه

طرز تهيه؛

1- سر گوجه فرنگي ها را با چاقوي تيزي ببريد. فضاي داخل هر يک از آنها را با قاشق مرباخوري با دقت خالي کنيد به صورتي که غشا، ديواره گوجه فرنگي، به قدري نازک نشود که در حين پخت به اصطلاح وا برود؛ بنابراين يک قشر چند ميلي متري براي گوجه فرنگي ها باقي بگذاريد. گوشت داخل گوجه فرنگي ها را در ظرف ديگري بريزيد.

2- فر اجاق گاز را به مدت يک ربع روي 180 درجه سانتي گراد يا 350 درجه فارنهايت يا شماره 4 از پيش گرم کنيد. گوشت داخل گوجه فرنگي ها را به همراه سرکه يا آب ليموترش و دانه هاي ذرت در داخل تابه اي بريزيد و آن را بر روي شعله اجاق گاز قرار دهيد تا گوجه فرنگي هاي خرد شده و دانه هاي ذرت پخته شوند.

ذرت و گوجه فرنگي پخته شده را به همراه برنج، رزماري، گشنيز ، پنير چدار، نمک و فلفل و سير در کاسه بزرگي بريزيد با هم خوب مخلوط کنيد. داخل تک تک گوجه فرنگي ها را با مخلوط حاصل پر کرده و در داخل ظرف مخصوص فر اجاق گاز بچينيد. پس از پايان چيدن گوجه فرنگي هاي پخته در داخل ظرف بر روي مواد داخل هر يک از گوجه فرنگي ها کمي روغن زيتون بريزيد و پس از گذاشتن در ظرف يا پوشاندن سطح روي ظرف با ورق هاي فويل آلومينيوم آن را در فر اجاق گاز قرار دهيد و با همان درجه اي که از پيش گرم شده بود، به مدت 15 الي 20 دقيقه يا تا زمان پخت کامل بپزيد.
 
 
 بستني ماستي ريواس و زنجبيل
 

وقتي که ماست يخ زده با ميوه و سبزي معطر طعم دار شود، مي تواند جايگزين سالمي براي بستني هاي رايج و غيررژيمي باشد. در حالي که اين دسر خوشمزه، چربي بسيار پايين و کلسيم و پتاسيم بسيار بالايي دارد. اين بستني نه تنها براي سيستم استخواني بدن مفيد است بلکه به خاطر زنجبيل موجود در آن، به هضم غذا و درمان ناراحتي هاي معده و روده کمک مي کند.

مواد لازم براي 6 نفر؛

- 300 گرم يا يک و يک دوم فنجان ماست کم چرب معمولي

- 200 گرم يا يک فنجان پنير ماسکارپونه

- 350 گرم يا سه فنجان ساقه ريواس خرد شده

- سه قاشق سوپ خوري عسل

- سه تکه کوچک زنجبيل تازه (خلالي خرد شده)

طرز تهيه؛

1- در يک کاسه بلوري ماست و پنير ماسکارپونه را به وسيله همزن دستي يا برقي با هم مخلوط کنيد. اين مخلوط را در داخل ظرفي که مناسب قرار دادن در فريزر است، بريزيد و به مدت يک ساعت در داخل فريزر قرار دهيد.

2- ساقه هاي ريواس و زنجبيل خردشده را به همراه عسل در داخل يک قابلمه بزرگ بريزيد و 5 قاشق سوپ خوري آب نيز به آن اضافه کنيد. در ظرف را بگذاريد و شعله اجاق گاز را کم کنيد تا ريواس ها و زنجبيل ها نرم شده و بپزند. اين مدت حدود نيم ساعت طول خواهد کشيد. در اين فاصله زماني مرتب مواد را هم بزنيد. پس از پخت کامل ريواس ها، قابلمه را از روي اجاق گاز برداريد و کناري بگذاريد تا سرد شوند.

پس از سرد شدن مخلوط ريواس و زنجبيل پخته شده، آنها را در داخل دستگاه غذاساز يا خردکن بريزيد تا پوره اي يکدست حاصل شود.

3- مخلوط ماستي که به مدت يک ساعت در فريزر قرار داده بوديد و حالا نيمه يخ زده شده است را از فريزر بيرون آوريد و به پوره ريواس و زنجبيل اضافه کنيد. دوباره دستگاه خردکن را روشن کنيد تا همزمان با مخلوط شدن ماست با پوره ريواس و زنجبيل، يخ هاي ايجاد شده در آن نيز خرد شود.

4- مخلوط ماستي را دوباره داخل ظرف مخصوص فريزر بريزيد و دو ساعت در فريزر قرار دهيد. پس از طي اين مدت ظرف را از فريزر خارج کنيد و مواد را با قاشق با هم مخلوط کنيد سپس دوباره ظرف را در فريزر قرار دهيد و بگذاريد بستني کاملاً سفت شود، حالا با قاشق مخصوص بستني، توپ هاي بستني را به تعداد دلخواه در داخل هر ظرف قرار داده و سرو کنيد.

نکته 1؛ براي اينکه اين کار راحت تر انجام گيرد، 15 دقيقه پيش از سرو بستني، آن را از فريزر به يخچال منتقل کنيد.

نکته 2؛ اگر ريواس خريداري شده شما قرمزرنگ نبود، مي توانيد در مراحل درست کردن بستني کمي رنگ قرمز خوراکي به آن اضافه کنيد.

 از چي چه مي دانيد
 
 چي و بدن شما
  الهام اسمعيلي
در مرکز بدن هر يک از ما هفت نقطه متمرکز انرژي وجود دارد که هر يک از آنها را چاکراه مي نامند. از سويي ديگر براي پراکنده شدن انرژي از اين چاکراه ها به تمام نقاط بدن 14 مسير يا مريدين (meridian) وجود دارد.

انرژي «چي» را که شما از محيط اطرافتان دريافت مي کنيد از طريق همين مسيرها يا مريدين ها در بدنتان جاري مي شود. طب سوزني و طب هاي مکمل ديگر مانند آن نيز براساس هدايت انرژي چي در همين مسيرها پايه گذاري شده اند. لازم به ذکر است محيطي که در آن زندگي مي کنيد، غذايي که مي خوريد، هوايي که تنفس مي کنيد، آبي که مي نوشيد، زمين و اجزاي آن، خورشيد و ديگر اجرام آسماني و... همگي داراي جريان انرژي چي هستند که به شما منتقل شده و بر روي جريان انرژي چي در بدن شما تاثير مي گذارند.

 chi در جهان

انرژي چي نه تنها در زمين و ساير سياره ها، بلکه در تمام منظومه شمسي و کهکشان ها نيز در جريان است. انرژي چي از سياره زمين در جهت بالا به طرف بيرون پرتوافکني مي کند که آن را نيروي زمين مي نامند و در همان لحظه ديگر سيارات اطراف زمين نيز انرژي چي را به طرف زمين و اجزا و موجودات آن پراکنده مي کنند ولي اين پرتوافکني به سمت پايين بوده و به آن نيروي آسماني گفته مي شود. در نتيجه حرکت انرژي چي در سطح زمين، اجزاي آن، انسان ها و حتي محل اقامت و محل کار آنها، تحت تاثير انرژي چي خود زمين و ديگر سيارات اطراف آن قرار مي گيرد. پس همان طور که محل قرارگيري زمين، خورشيد و سيارات در حال تغيير است، جهت جريان چي و تاثيرات ناشي از آن نيز تغيير مي کند.

در ضمن انرژي چي در محيط اطراف، توسط باد، آب، انرژي تابش خورشيد، نور و صدا حمل مي شود.

 انواع چي

1- چي آسماني (Heaven chi)، 2- چي انساني (Human chi)، 3- چي زميني (Earth chi)

چي آسماني شامل چي هوا، آب و هوا، آسمان، جو، ستاره ها و ديگر اجرام آسماني و کيهاني است. چي آسماني و جو شامل انرژي شرايط آب و هوايي است که بر روي انسان و نحوه زندگي اش تاثير مي گذارد و چي کيهاني انرژي فضاي خارج از زمين و اجرام آسماني شامل خورشيد، ماه و ديگر سيارات است که آن را نيروي طبيعت مي نامند. در واقع مي توان گفت بدون چي منظومه شمسي، هيچ زندگي اي در زمين وجود نخواهد داشت.

چي انساني؛ همان جريان چي موجود در بدن هر فرد است که بر روي شخصيت، روابط او با ديگران، حالات روحي و بسياري از موارد ديگر و از همه مهمتر سلامتي اش اثر مي گذارد.

چي زميني؛ همه اجزا متعلق به زمين داراي جريان انرژي چي هستند. چي کوه ها، دره ها، رودها، دشت ها، درختان، همگي بر روي شما تاثير مي گذارد. به خاطر همين است کساني که در کوهستان زندگي مي کنند افرادي سرسخت تر، باوفاتر، صادق تر و ثابت قدم تر هستند.چي زميني بستر فنگ شويي است. انسان ها مي توانند نقطه اي از زمين را انتخاب کنند که در آن جا احساس خوبي و تندرستي براي آنها حاصل مي شود و درست برعکس ممکن است با انتخاب مکاني اين حس آنها تغيير يافته و در زندگي آنها مشکلات عديده اي ايجاد شود.پس از نظر فنگ شويي محيطي که شما در آن زندگي مي کنيد، مي تواند در زندگي تان نقش اساسي ايفا کند.

فنگ شويي به شما مي آموزد که در زندگي روزمره تان چگونه چي و تاثيرات آن را تحت نفوذ خود درآوريد. اساس فنگ شويي نيز جريان چي از يک وجود به وجود ديگر است. در واقع هدف اصلي آن اين است که در موقعيتي قرار گيريد که اين جريان طبيعي چي، شما را براي دستيابي به اهداف و آرزوهايتان در زندگي کمک کند. به تعبيري ديگر، هدف فنگ شويي ايجاد محيطي است که در آن انرژي چي به آرامي و راحتي در جريان باشد و بتواند سبب ايجاد سلامتي جسمي و روحي افراد شود.

چي در خانه؛ رنگ ها، فرم ها، موقعيت نور، لوازم، مکان و چيدمان آنها، نحوه کاربرد فضا، ميزان تميزي و نظم يا بي نظمي و شلوغي و از همه مهمتر انرژي افرادي که در آنجا زندگي مي کنند، همگي جريان چي خانه شما را مشخص مي کنند.چگونگي اين جريان بر شرايط زندگي شما در خانه، محيط کارتان، آينده شما و به طور اخص سلامتي جسمي و روحي تان تاثير مي گذارد.

چي در محيط کار؛ در محيط کاري که چي به راحتي و آرامي در جريان است، کارمندان همواره خوشحال و موفق در کارشان خواهند بود، پروژه ها در زمان معين کامل مي شود و استرس کاري به پايين ترين سطح ممکن کاهش مي يابد ولي برعکس اگر جريان چي در محيط با مانع مواجه باشد، بي نظمي همه محيط را فراگرفته و نتيجه کاري ناموفق و کندي حاصل مي شود.

حسادت ديگران را برانگيزيد
به نظر شما من موفقم؟
بادبان ها را بکشيد
آنچه مردان انکار و زنان اهمال مي کنند
تعطيلات پرخطر
دست ها همه بالا
دست انداز لاغري
حفظ کيفيت و سلامت غذا
در جست وجوي هويت از دست رفته
بهترين رنگ براي پنجره ها
سرد و شفاف مثل يخ
دلمه گوجه فرنگي به روشي متفاوت
بستني ماستي ريواس و زنجبيل
چي و بدن شما

نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام