883 شماره
يكشنبه، 27 خرداد 1386
صفحه نخست :: ورزش :: ويژه ليگ اسپانيا
 تنها ايراني لاليگا از بارسلونا و رئال مادريد مي گويد
 
 لاک پشت درس خوبي به خرگوش داد
 

شرق، علي خماند؛ به نظر مي آيد جواد نکونام به غير از بازي کردن براي اوساسونا دغدغه هاي ديگري هم دارد. او کاملاً فوتبال اسپانيا را شناخته و مي توان او را تنها کارشناس در اين حوزه دانست. صحبت هاي جواد نکونام جمع بندي يک فوتباليست باهوش و ذکاوت از يک فصل پرهيجان فوتبال اسپانيا است. فصلي که خود نکونام هم جزيي از فراز و نشيب آن بود.

***
مي خواهيم در مورد بارسلونا و رئال مادريد صحبت کنيم، مي داني که چه اتفاقي در حال رخ دادن است؟

بله مي دانم... اما چرا با من صحبت مي کنيد، آنها مي خواهند قهرمان شوند چرا من مصاحبه کنم.

به هرحال تو تنها ايراني لاليگا هستي. به نظرت اين کافي نيست؟

نمي دانم... تو اين چيزها را بهتر مي داني. من آماده ام به هر سوالي جواب بدهم.

به اولين بازي تو در لاليگا برگرديم، مقابل بارسلونا در نوکمپ، چه حالي داشتي زماني که در نوکمپ بازي کردي؟

خوب يادت مانده، من که آن بازي را هيچ وقت فراموش نمي کنم. وقتي وارد زمين شدم بارسلونا کار را تمام کرده بود و سه گل از اوساسونا جلو بود. فکر مي کنم دقيقه 60 بود که وارد زمين شدم. چندان جوگير نشدم و خيلي راحت بازي کردم. اگرچه بازي با بارسلونا آن هم در نوکمپ سخت است اما چندان تحت تاثير بازي قرار نگرفتم.

چطور با جو نوکمپ کنار آمدي؟

وقتي وارد نوکمپ شدم کاملاً تحت تاثير اين استاديوم بودم. من در ورزشگاه هاي زيادي بازي کردم اما نوکمپ من را تحت تاثير قرار داد. اما وقتي وارد زمين شدم همه چيز عادي بود.

چه چيزي در فوتبال بارسلونا وجود داشت که تو را تحت تاثير قرار داد؟

آنها در اداره بازي بي نظير هستند، خيلي خوب توپ را در کل زمين به گردش درمي آورند و انتقال توپ از دفاع به حمله را بسيار با سرعت انجام مي دهند. موقع گل زدن با سرعت توپ به هجده حريف مي رسد و مهاجم تيم با سرعت (بيشتر اتوئو) توپ را قطع مي کند.

در مورد بازي با رئال بگو؟

ديدار رفت را بازي کردم، شب خيلي بدي بود، چهار گل از رئال خورديم. ما خيلي خوب بازي کرديم اما خاصيت رئال اين است که خيلي راحت گل مي زند. اگر سه گل هم از رئال جلو باشيد و 10 دقيقه از بازي مانده باشد مطمئن نيستيد که بازي را برديد، رئال تا آخرين لحظه خطرناک است.

در طول فصل روند رئال بهتر بود يا بارسلونا؟

تقريباً هر دو تيم يک روند را داشتند، رئال اول فصل را بد شروع کرد اما بارسلونا در آغاز فصل امتيازها را خوب جمع کرد. رئال با برنامه جلو آمد. با توجه به انتقاداتي که از کاپلو در روزنامه ها مي شد او به آرامي توانست تيمش را آنطور که مي خواست بسازد و اکنون با بارسلونا برابر و حتي بالاتر است.

اگر رئال اينجا است به بي تدبيري بارسلونا هم برمي گردد؟

بارسلونا در اواسط فصل شل کرد، تا حدودي هم طبيعي بود، تيم هميشه در طول فصل در اوج نيست. بارسلونا آنقدر بد بازي مي کرد که يکي از روزنامه ها نوشت «اين بارسلونا جام نمي گيرد.»

تصور مي کردي که رئال در کورس قرار بگيرد؟

بله... رئال در اسپانيا هميشه بايد بالاي جدول باشد، اين تصور را همه در اسپانيا داشتند که رئال مادريد به بالاي جدول مي رسد. مخصوصاً که کاپلو بالاي سر آنها بود. در اسپانيا همه از مثلث قهرماني سويا، رئال و بارسا حرف مي زنند. سويا در سه جبهه مي جنگيد و با قهرماني جام يوفا آنها به خواسته شان رسيدند و لاليگا را مثل گذشته جدي نگرفتند. اما داستان رئال و بارسلونا، داستان خرگوش و لاک پشت بود که لاک پشته از پشت سر مي آمد.

يعني رئال نقش لاک پشت را داشت؟

بله، بارسلونا مثل خرگوش خوب استارت زد اما آنقدر دچار مسائل و حواشي شد که رئال لاک پشت وار به آنها رسيد.

چه مثال جالبي، جايي اين مثال را زده بودند؟

نه، چون داستان رئال و بارسلوناي اين فصل کاملاً شبيه خرگوش و لاک پشت است.

حالا خرگوش از خط پايان رد مي شود يا لاک پشت؟

خرگوش آنقدر بازيگوشي کرده که لاک پشت يک قدم هم جلو افتاده. اگر خرگوش مي خواست، تا الان قهرمان بود اما آنها يادشان رفته بود که لاک پشت حتي اگر کند حرکت کند، مي تواند قهرمان شود. در واقع بارسلونا قهرماني را تقديم آنها کرد.

چرا؟

چون بارسلونا به آنها فرصت داد تا در کورس قرار بگيرند. وقتي بارسلونا در کورس بود بزرگ ترين رقيب آنها سويا به حساب مي آمد نه رئال مادريد. جنگ بين بارسلونا و سويا بود نه بارسلونا و رئال، اما آنها به مادريدي ها فرصت دادند تا الان حسرت جام را داشته باشند.

کار کاپلو در اين فصل بهتر بود يا رايکارد؟

رايکارد کارنامه درخشاني در بارسلونا دارد. سال گذشته سه جام براي بارسلونا آورد، کار کمي نيست...

او مربي بزرگي است اما در اين فصل کاپلو کاري کرد که در اروپا کمتر مربي مي تواند اين کار را انجام دهد. او نشان داد که بي دليل به او نمي گويند مربي بزرگ. وقتي به رئال آمد همه چيز به هم ريخته بود، هيچ چيز سرجايش نبود. آنقدر حاشيه در رئال مادريد وجود داشت که کسي به فکر قهرماني نبود اما اين مربي بزرگ همه چيز را درست کرد. يادم هست وقتي رونالدو را فروخت چقدر سروصدا به پا شد اما کاپلو هدف داشت و با فروختن رونالدو به بازيکنانش شوک داد و تيمش را درست کرد.

با بکام هم رفتار خوبي نداشت؟

من که در تيم رئال نبودم اما آن طور که مي ديدم کاپلو هدف داشت. براي او بازيکن مهم نيست، او مي خواست تيمش را درست کند که به هدفش رسيد. کاپلو به ستارگانش انگيزه داد و اينگونه رئال مادريد را پنج سال جلو انداخت.

در اسپانيا کاپلو محبوب تر است يا رايکارد؟

هر دو طرفدارهاي زيادي دارند، اگر کاپلو اين قهرماني را بگيرد محبوبيت اش فوق العاده مي شود.

از نظر ساختار باشگاهي کدام يک از اين دو باشگاه ساختار بهتري دارند؟

نمي شود مقايسه کرد، هر دو فوق العاده هستند. همه تيم هاي اروپايي از اين دو الگو مي گيرند. همه آرزو دارند با اين دو تيم بازي کنند.

نوکمپ وحشتناک تر است يا سانتياگو برنابئو؟

نوکمپ واقعاً وحشتناک است، زمين چسبيده به تماشاگران و هرچقدر بالا را نگاه مي کني تماشاگر است. سانتياگو استاديوم جديدتري به نظر مي رسد. همه چيز تازه و تميز و لاي زرورق است، اما نوکمپ خوفناک.

 تفاوت اين دو باشگاه با ساير تيم هاي لاليگا چيست؟

اين دو باشگاه بيشتر در چشم هستند. خيلي راحت خرج بازيکن و مربي مي کنند، امکانات فوق العاده اي دارند. فکر نمي کنم در اروپا تيمي در سطح آنها باشد.

 از نظر تماشاگر چه شرايطي دارند؟

با ايران خيلي فرق دارد. در اروپا همه تيم ها تماشاگر دارند، مثلاً وقتي ما با رئال مادريد بازي داشتيم انگار قرار بود جنگ شود، کل شهر آماده بودند تا بازي برگزار شود. در پمپلونا کرکري عجيبي با رئال وجود دارد. اين دو باشگاه طرفداران زيادي دارند اما همه اسپانيا طرفدار اين دو تيم نيستند.

 دو بازيکن تاثيرگذار رئال مادريد و بارسلونا را بگو؟

در رئال بعد از کاپلو که نقش اول را دارد، داخل زمين نيستلروي مرد تاثيرگذار رئال بود و رئال با گل هاي او توانست به صدر برسد. گلزن فوق العاده اي است اما در بارسلونا فقط يک نفر را نمي توانم بگويم، رونالدينيو و مسي هر دو نقش پررنگي داشتند.

 کدام بازيکنان در اين فصل خوب نبودند؟

از رايکارد و کاپلو بپرسيد، من مربي اين دو تيم نيستم.

رئال زيباتر بازي مي کند يا بارسلونا؟

براي تماشاگران بارسلونا... چون بازيکنان فانتزي بيشتري دارد اما رئال مادريد کاملاً حرفه اي و هدفمند بازي مي کند. آنها در حفظ توپ فوق العاده اند و در طول بازي هدفشان ديده مي شود. بسيار با برنامه کار مي کنند و مي دانند به دنبال چه هستند.

 يعني بارسلونا بي هدف است؟

من چنين حرفي نزدم. تيمي در سطح بارسلونا فوتبال بي نظيري بازي مي کند اما رئال مادريد کمي حرفه اي تر از بارسلونا است، وقتي بارسا دو گل جلو مي افتد دفاع نمي کند. آنها مي روند تا گل سوم چهارم را بزنند اما رئال در مقاطعي دفاع هم مي کند.

 بازي امشب رئال سخت تر است يا بارسلونا؟

مايورکا با رئال، خيمناستيک با بارسلونا؟، هر دو تيم امشب حريفانشان را له مي کنند، هر دو بازي به عقيده من پرگل مي شود. تقريباً شرايط برابر است.

 ستاره هاي رئال را مي پسندي يا بارسلونا؟

هر دو تيم ستاره هاي فوق العاده اي دارند و ديدني. همه ابرقدرت هاي فوتبال در اين دو تيم بازي مي کنند.

 اما انگار بارسلونا ستاره هاي جذاب تري دارد؟

نه، بکام براي همه ستاره هاي بارسلونا کافي است، شما که مي دانيد او چقدر سوژه است. هيچ ورزشکاري در دنيا اندازه بکام سوژه نيست. تازه کارلوس، کاناوارو، نيستلروي، گوتي و رائول هم هستند. تقريباً ستاره ها در يک سطح اند.

 يادت هست مي گفتي روزنامه هاي اسپانيا روي رونالدينيو زوم کرده اند؟

بله، به او انتقاد کرده بودند که چاق شده است. از اين موارد در اسپانيا زياد است. براي آنها فرق نمي کند، هر بازيکني خوب نباشد روي او زوم مي کنند در صورتي که رونالدينيو خوب بازي مي کرد، اما سوژه اش کرده بودند.

رابطه رسانه ها با کدام تيم بهتر است؟

تقريباً با هر دو تيم ارتباط يکساني وجود دارد، اما مارکا که روزنامه معتبري است بيشتر طرفدار رئال مادريد است. اما به جرات مي توانم بگويم که روزنامه هاي اسپانيا از هيچ کس به اندازه فابيو کاپلو انتقاد نکردند.

مثل اينکه خيلي به کاپلو اعتقاد داري؟

مگر کسي هست در فوتبال که استاد را قبول نداشته باشد.

تو فکر مي کني کدام تيم قهرمان مي شود؟

به رغم اينکه بارسلونا شايسته قهرماني بود اما قدر قهرماني را ندانست تا اکنون شرايط به نفع رئال مادريد باشد. من تصور مي کنم رئال مادريد قهرمان لاليگا مي شود.

رئال لياقت قهرماني را داشت؟

من نمي توانم متر خوبي براي لياقت داشتن يک تيم باشم. اما اين را به عنوان نظر شخصي ام مي گويم که فقط و فقط در فوتبال دنيا کاپلو مي توانست رئال مادريد را قهرمان کند.

تاثير اين قهرماني براي تيم ها چقدر است؟

خيلي مهم است، سه جام براي اسپانيايي ها ارزش دارد؛ جام جهاني، ليگ قهرمانان اروپا و لاليگا. ارزش هر سه جام هم برايشان به يک اندازه است.

فکر مي کني روزي ايران در يکي از اين دو تيم بازيکن داشته باشد؟

بله... يک روزي بازيکن ايراني به رئال و بارسلونا مي رسد. ولي آن يک نفر من نيستم.

 چرا تو نيستي؟

روزي آرزو داشتيم در لاليگا بازيکن داشته باشيم که الان داريم، بازي در جام قهرمانان، جام يوفا و... آرزويمان بود که برآورده شد. الان درها باز شده و رسيدن به رئال مادريد و بارسلونا آسان تر از قبل شده است. ممکن است.

طرفدار خرگوش هستي يا لاک پشت؟

طرفدار بازي هر دو تيم هستم. از تماشاي بازي هر دو لذت مي برم اما لاک پشت درس خوبي به خرگوش داد. بقيه هم بايد درس بگيرند.حتي اگر بارسلونا قهرمان شود کار لاک پشت مهم بوده است.

 شرايط کاملاً نامتعارف لاليگا
 
 گل هاي با ارزش گل هاي بي ارزش
  مهدي غفاري

«بارسلونا در شرايطي در حال از دست دادن عنوان قهرماني است که صاحب بهترين خط حمله است و از نظر تعداد گل هاي خورده پس از ختافه، در جايگاه دوم قرار دارد، در سوي ديگر اما، رئال با کاپلو، کمترين تعداد گل را در هفت سال اخير خود به ثمر رسانده. البته آنچه مهم جلوه مي کند رسيدن به قهرماني است، آمارها را نمي توان چندان مهم دانست.»

آمار گلزني رئال مادريد، به هيچ وجه جالب توجه به نظر نمي رسد. آنها کمتر از تمام هفت فصل گذشته توپ را به تور رسانده اند. اما وضعيت به اندازه اي نامتعارف شده که شانس اول قهرماني هستند، البته در اين ميان بايد ناتواني بارسلونا در دفاع از عنوان فصول گذشته خود را نيز مدنظر قرار داد. کاتالان ها بيشترين تعداد گل را در ميان 20 تيم لاليگا به ثمر رسانده و از نظر دفاعي نيز کارنامه قابل قبولي دارند، اما انسجام و روحيه تيمي که در دو فصل گذشته، آنها را به قهرماني رساند، در مجموعه کنوني، نمود خاصي ندارد و شايد همين مساله، مهم ترين عامل در ناکامي احتمالي باشد. نگاهي به گذشته، وضعيت را به شکل بهتري بيان مي کند. آبي اناري پوشان در دو فصلي که به قهرماني دست پيدا کردند، 25 بار پيروز از ميدان خارج شدند، اما در اين فصل، 21 بار توانسته اند حداکثر امتيازات ديدارها را کسب کنند (در صورت پيروزي در ديدار يکشنبه، اين عدد 22 خواهد شد). مساله ديگري نيز مي تواند جلب نظر کند. در دو فصلي که بارسا به عنوان قهرماني دست پيدا کرد به بيش از 80 امتياز دست يافت. (84 و 82)، اما در حال حاضر که تنها يک هفته باقي مانده، 73 امتياز اندوخته. لغزش هاي بارسلونا به اندازه اي زياد بود که رئال مادريد، به رغم آغاز نه چندان خوشايند، عملاً بخت اول قهرماني محسوب مي شود. 

اتفاقات عجيب

با به ثمر رساندن 25 گل، رود فن نيستلروي در کنار فرانچسکو توتي دريافت کننده توپ طلاي اروپا است، البته يک گل مي تواند مهاجم هلندي را از شراکت خارج کند. شيوه بازي نيستلروي، دقيقاً همان چيزي بود که شيوه موثر و غيرجذاب کاپلو را به نتيجه مي رساند. مهاجم فصل گذشته منچستريونايتد، بهترين گلزن لاليگا است اما مجموعه تحت هدايت کاپلو، نسبت به تيمي که در سال 2001 قهرمان شد، 18 گل و نسبت به رئالي که در سال 2003 بر بام فوتبال اسپانيا ايستاد، 23 گل کمتر به ثمر رسانده، تيم ويسنته دل بوسکه حقيقتاً بهتر از رئال ايتاليايي است.مسائل ديگري نيز در مورد رئال وجود دارد که چندان عادي نيستند. آنها در خارج از خانه، مشکلي براي گلزني ندارند، اما در برنابئو، نتوانسته اند چهره مقتدري را از خود به نمايش بگذارند. در سال 2001 رئال موفق شد 53 بار دروازه حريفان را در خانه باز کند و در سال 2003، تنها يک گل کمتر به ثمر رساند، اما تا اين مقطع، تنها 29 گل در خانه زده و بعيد است ديدار مقابل مايورکا، تغيير محسوسي را در اين آمار به وجود بياورد.شيوه بازي رئال عملاً متفاوت با گذشته شده و با حضور امرسون و ديارا در مرکز ميدان، حرکات مجموعه، ماشيني يا به زعم رسانه هاي اسپانيايي، صنعتي به نظر مي رسد. آنها بيشتر از آنکه از خطاهاي حريفان گله مند باشند، رقبا را با خطاهاي بي شمار خود آزار داده اند. آمار تعداد کارت هاي زرد و قرمز رئالي ها، بيشتر از گذشته شده، آنها نسبت به تيمي که در سال 2001 جام قهرماني را بالاي سر برد، 8 اخراجي بيشتر داشته اند، البته آنچه بيشتر مي تواند جلب نظر کند، اين است که از حيث تعداد خطاهاي انجام داده، صدرنشين کنوني ، در جايگاه دوم قرار دارد و تنها لوانته را بالاي سر خود مي بيند. 

هراس از تکرار داستان منوتي

در سوي ديگر، بارسلونا از نظر آمار، عملکرد موفقي داشته، اما تکرار خاطره تلخ فصل 1984 ـ 1983 آنها را به شدت آزار مي دهد. مردان نوکمپ بهترين خط حمله (62 گل) و بهترين خط دفاع (28 گل) را به خود اختصاص دادند، اما مجموعه اي که هدايتش برعهده منوتي بود، نتوانست به قهرماني برسد. رئال مادريد و اتلتيکومادريد، رقباي سرسخت کاتالان ها بودند که در نهايت نيز مانع از قهرماني آنها شدند. گل هاي ستارگاني چون مارادونا، شوستر و مارکوس تنها براي فتح سوپرجام موثر بودند.وضعيت کنوني بارسلونا تا حدي مشابه 23 سال پيش است. با به ثمر رساندن 73 گل، بهترين خط حمله به آنها اختصاص پيدا کرده و از نظر تعداد گل خورده، پس از ختافه، برترين است، اما اين مساله براي حفظ صدر جدولي که 25 هفته در اختيارشان بود، کافي نشان نداد. تفاوت عمده مجموعه کنوني با قهرمان دو فصل گذشته، کاهش تعداد پيروزي ها و افزايش شمار تساوي ها است (10 مساوي)، البته اگر به سياق گذشته اي نه چندان دور، هر پيروزي به جاي سه امتياز، دو امتياز داشت، صدر جدول در اختيار شاگردان فرانک رايکارد بود، هرچند نمي توان چندان هم اين مساله را دستاويز قرار داد. اگر بارسا در خانه مقابل بتيس (1-1) و اسپانيول (2-2) به بيش از يک امتياز دست مي يافت، اکنون ديگر کسي بحث تعداد کمتر پيروزي ها و بيشتر تساوي ها را به ميان نمي آورد.گل هاي رونالدينيو که بهترين گلزن بارسا محسوب مي شود (20 گل) و قابليت هاي منحصر به فرد ليونل مسي، براي تثبيت جايگاه آبي اناري پوشان در صدر جدول کافي نبودند. «حقيقتاً عجيب است تيمي که بهترين خط حمله لاليگا را در اختيار دارد، تنها يک گل براي پيروزي کم آورده. اگر يکي از شش گلي که مقابل اتلتيکومادريد به ثمر رسانديم را به بتيس يا اسپانيول زده بوديم، قهرماني عملاً در دست مان بود.» يکي از افراد کادر فني بارسلونا اينگونه اظهارنظر مي کند و يوهان نيسکنز کمک اول رايکارد نيز وضعيت را اينگونه بيان مي کند؛ «هيچ عذر و توجيهي پذيرفتني نيست. عملکرد نامطلوبي داشتيم تا حسرت روزهايي را بخوريم که اتوئو به دليل مصدوميت، قادر به همراهي مجموعه نبود. با اين وجود، دلايل قابل قبولي نيز وجود دارد. اگر براي فدراسيون، تفاضل گل ملاک برتري در هنگام برابري امتيازات باشد، بالاتر از رئال قرار مي گيريم، اما قوانين لاليگا با تمام اروپا متفاوت است. اينجا براي بازي هجومي، امتياز و اهميتي قائل نمي شوند.»

«خوسه ماريوباکرو» ستاره پيشين نوکمپ نيز عقيده اي مشابه دارد. «قوانيني که بر لاليگا حاکم است، عملاً اهميتي براي تعداد گل هاي به ثمر رسانده قائل نشده. پيروزي هاي رئال، با حداقل اختلاف حاصل شده، اما بارسا با شمايلي مقتدرتر و باکيفيت تر به برتري دست پيدا کرده.»

 مهم ترين عوامل

شرايط نامتعارف لاليگا، کاملاً به سود رئال رقم خورده، البته پايتخت نشينان بيش از آنکه روي برنامه هايشان در صدر قرار گرفته باشند، مديون چند لحظه اي هستند که همه چيز را تحت تاثير قرار داد. گل روبرتر کارلوس به اوئلوا، پنالتي اي که رونالدينيو مقابل سويا از دست داد و گلي که تامودو به بارسا زد، مهم ترين عوامل در تغيير صدر جدول لاليگا بودند، عواملي بسيار موثرتر از شيوه و روش بازي تيم ها. کاتالان ها نتوانستند مانند فصول گذشته، مقتدر نشان دهند و اين حقيقت در ديدارهاي بزرگ، کاملاً عيان بود. «بارسا مقابل تيم هاي کوچک با اختلاف گل به پيروزي مي رسد، اما در مصاف با حريفان بزرگ، نمي توانست چندان متقاعدکننده ظاهر شود.»کوکو سيگاندا مربي اوساسونا نگاه کاملاً درست و منطقي اي به بحث روز فوتبال اسپانيا دارد و آنتوني زوبي زارتا دروازه بان پيشين تيم ملي نيز ديدگاه هاي تقريباً مشابهي دارد. «رئال گل هاي زيادي وارد دروازه حريفان نکرد، اما درصد زيادي از اين تعداد بسيار مهم و موثر بود. تيم کاپلو، مجموعه اي منسجم است. اما در مورد بارسا فقط مي توانم بگويم، تاوان عدم توازن مجموعه اش را پرداخت.»
 گفت وگو با بودو ايلگنر دروازه بان سابق رئال
 
 برگ برنده دست مادريدي هاست
 مارتين فولکمار  مترجم : محمد مهوار


سرنوشت قهرماني فصل جاري لاليگا در هفته پاياني رقم مي خورد. جايي که سه تيم بر سر رسيدن به عنوان قهرماني رقابتي جذاب و نفس گير خواهند داشت. رئال مادريد به عنوان صدرنشين، پيش از بازي هاي روز پاياني بهترين و بيشترين امکان موفقيت را در قياس با بارسلوناي هم امتياز که البته عنوان مدافع قهرماني را هم يدک مي کشد و سويا (با اختلاف دو امتيازي اش) داراست. اين مي تواند نخستين قهرماني رئال پس از سال 2003 باشد. فابيو کاپلو هم پس از قهرماني سال 1997 مي تواند دومين عنوانش در فوتبال اسپانيا را جشن بگيرد. در نخستين عنوان قهرماني کاپلو در رئال مادريد «بودو ايلگنر»، سنگربان وقت تيم ملي آلمان، درون دروازه تيم پايتخت نشين اسپانيا قرار داشت. ايلگنر که اکنون چهل ساله شده است، تا پايان دوران بازيگري اش در سال 2001 يک قهرماني ديگر در لاليگا و دو قهرماني در ليگ قهرمانان اروپا را با سفيدپوشان مادريدي تجربه کرد. اين دروازه بان اکنون در آستانه برگزاري هفته سي و هشتم و پاياني لاليگا در گفت وگويي رئال مادريد را داراي بخت بيشتري براي رسيدن به قهرماني دانست.

او که در جام جهاني 1990 سنگربان شماره يک قهرمان جهان يعني آلمان بود، اکنون با خانواده اش در نزديکي Alicante زندگي مي کند. گفت وگوي اين دروازه بان بازنشسته در زير مي آيد. دروازه باني که در سال 2004 همراه با «بيانکا» همسرش کتاب «همه چيز» را نوشته است، کتابي درباره يک بازيکن فوتبال و همسرش که از قضا مدير برنامه هايش نيز هست.

***

آقاي ايلگنر، در هفته پاياني سه تيم همچنان شانس قهرماني دارند. شما کدام يک را قهرمان جديد لاليگا مي بينيد؟

رئال مادريد به عنوان صدرنشين از بيشترين بخت براي قهرماني بهره مند است. علاوه بر اين آنها بازي پاياني را در ورزشگاه خانگي شان برگزار مي کنند. به گمان من رئال مادريد در سانتياگو برنابئو برابر مايورکا پيروز خواهد شد و به اين ترتيب تکليف قهرماني را روشن خواهد کرد.

آيا به عنوان سنگربان پيشين رئال مادريد براي کهکشاني ها آرزوي موفقيت مي کنيد؟

طبيعي است. يک بازيکن همواره پيگير اخبار باشگاه هايي است که زماني در آنها بازي کرده است. من تنها در دو باشگاه بازي کرده ام، از اين رو علاقه ويژه اي به پيشرفت کلن و رئال مادريد دارم. دوست دارم شاهد جشن قهرماني رئالي ها باشم. وانگهي خودم زماني با رائول، روبرتو کارلوس و گوتي همبازي بودم.

فابيو کاپلو در سال 1996 شما را به مادريد برد. اما يک سال بعد پس از رسيدن به مقام قهرماني آنجا را ترک کرد. آيا اين بار هم چنين رخدادي شدني است؟

اين مساله کاملاً محتمل است. کاپلو فردي بسيار جاه طلب و در عين حال منطقي است. اگر دريابد که ديگر نمي تواند به راهش ادامه دهد، عزم رفتن مي کند. در باشگاه هم نارضايتي هايي وجود دارد. چرا که هواداران تنها نتيجه گيري نمي خواهند، بلکه خواهان تماشاي فوتبال زيبا هم هستند. بنابراين از اين نظر هم مي توان انتظار جدايي کاپلو از رئال مادريد را کشيد.

آيا انتقادها از کاپلو را بجا و منصفانه مي دانيد؟

من يکي از هواداران و طرفداران کار و عملکرد کاپلو هستم و چنانچه او در رئال بماند، خوشحال خواهم شد. اما اين را هم مي دانم که مادريدي ها انتظار فوتبالي هجومي تر را دارند. تيم کنوني در بيشتر بازي هاي فصل نتوانست اين گونه فوتبالي را بازي کند. رئال اکنون هم بيشتر نتيجه گراست و بيشتر يکسان بازي مي کند تا درخشان و نمايشي. به خوبي پيداست که براي کاپلوي ايتاليايي کارهاي دفاعي در اولويت قرار دارند؛ نه بازي رو به جلو.

پس در اين صورت ماندن کاپلو در مادريد به سود کريستف متزلدر خواهد بود.

دست کم به ضررش نخواهد بود. در عين حال انتظارهاي زيادي از او مي رود. چرا که خط دفاع رئال از گذشته ها با انتقاد روبه رو بوده است. کريستف مي تواند با نمايشي هميشگي همانند آنچه در تيم ملي آلمان از خود بروز مي دهد، به سرعت توجه مثبت همگان را معطوف خود کند. ميزان سرعت سازگاري او برايش بسيار مهم و اثرگذار خواهد بود. علاوه بر اين او بايد بي چون و چرا زبان اسپانيايي را فرا بگيرد، آنگاه او در تيم هيچ مشکلي نخواهد داشت.

متزلدر به احتمال زياد به جمع بازيکنان قهرمان آتي لاليگا خواهد پيوست. در حالي که آنها فصل را تا دو ماه پيش از دست رفته مي ديدند. اين دگرگوني و تحول را چگونه مي توان توضيح داد؟

در واقع آنها پس از شروع خوب شان دوران افت باورنکردني اي را سپري کردند. درست همان زماني که برابر بايرن مونيخ شکست خوردند و از ليگ قهرمانان اروپا کنار رفتند. اما اکنون در روزهاي پاياني فصل فوق العاده کار کردند و در کنار اين از ضعف بارسلونا در دور برگشت هم بهره بردند.

پس اگر بارسا جام را از دست بدهد، رئال آن را به دست خواهد آورد. بارساي بازنده يا رئال برنده؟

بارسا در تمام فصل قهرماني را در دست داشت، اما نتوانست اين برتري را به قهرماني تبديل کند. اين تيم در مقايسه با سال گذشته فصلي ضعيف را تجربه کرد. آنها اکنون شخصيت قهرماني را ندارند.

آيا بحث هايي بر سر آينده فرانک ريکارد در بارسلونا وجود خواهد آمد؟

اين اتفاق در هر صورت رخ خواهد داد. ريکارد از هفته هاي پيش با انتقاد روبه رو است و اگر قهرماني و پيروزي به دست نيايد ديگر دليل يا توجيهي هم باقي نخواهد بود. به خوبي ممکن است تغييرات بزرگي در بارسلونا پديد آيد. من حتي مي توانم تصور کنم که اتوئو از اين تيم جدا بشود.

گلزني با دست ليونل مسي برابر اسپانيول بحث هاي فراواني را به پا کرد. ارزيابي شما به عنوان يک دروازه بان از اين حرکت چيست؟

چنين چيزهايي همواره بي اندازه ناراحت کننده هستند. با اين حال در پايان گلي است که به ثمر رسيده است و بايد به آن تن داد. آن هم درحالي که اين گل با گل تساوي ديرهنگام اسپانيول اهميت خود را به احتمال فراوان از دست داده است. براي همين جنجال ها در اين ميان فرو نشسته اند. در حال حاضر همه چيز معطوف به بازي هاي هفته آخر است.

آيا ليگ اسپانيا هنوز هم بهترين ليگ اروپايي است؟

حقيقت آن است که مدت هاست ديگر فصلي اين چنين جذاب وجود نداشته است. لاليگا از آن رو اين اندازه جذاب است که در اين جا ستارگان بزرگي چون رونالدينيو، اتوئو يا بکام بازي مي کنند. من پيشرفت آلمان را پس از جام جهاني بسيار مثبت مي دانم، اما فوتبال در اسپانيا هنوز هم اهميت و حساسيت بيشتري دارد.

با رفتن به امريکا آيا شما اين حساسيت را گم نخواهيد کرد؟

اين خبر چندان هم درست نيست. ما براي آينده برنامه هايي براي رفتن به آنجا داريم. يک زماني، من که هنوز که چمدا ن هايم را نبسته ام در حال حاضر با خانواده ام در اسپانيا هستيم.

منبع؛ Sport1

 لاليگا به ندرت اين قدر داغ بوده است
 
 بليت رفت و برگشت به جهنم
  حميد اعتمادي

تکليف ليگ امسال فوتبال اسپانيا امشب و فقط پس از برگزاري آخرين بازي هاي فصل و در هفته پاياني اين ليگ مشخص مي شود و در پايان يکي از حادترين رقابت هاي ايام معاصر يکي از سه تيم رئال مادريد، بارسلونا و سويا بر سکوي نخست مي نشيند.

به رغم قهرماني هاي بالنسبه يک طرفه بارسا در فصل پيش، والنسيا در 2004 و رئال در 2003 رقابت هايي فشرده مانند آنچه در فصل جاري ديده ايم در اسپانيا بي سابقه نبوده و يک چيز به کلي نادر و بي مقدمه نيست. يکي از جالب ترين نمونه هاي آن در همان دوراني شکل گرفت که تيم محبوب ايالت کاتالونيا با مربيگري يوهان کرويف هلندي و معروف در يک مقطع زماني (نيمه اول دهه 1990) چهار بار متوالي قهرمان ليگ شد. در سال مورد بحث (1993) بارسا و دپورتيوو لاکرونيا رقابتي پاياپاي داشتند و اگر در هفته آخر دپور با هر نتيجه اي حريفش را مي برد، ضمن حفظ صدرنشيني اش قهرمان مي شد. دپور از شانس لازم هم در اين زمينه برخوردار شد و در واپسين دقايق و ثانيه هاي بازي صاحب يک ضربه پنالتي در برابر رقيبش شد و کافي بود آن را گل کند تا نتيجه حاصله تا آن لحظه (تساوي) را به پيروزي بدل کند. اما لاکرونيا که در آن ايام «به به تو» ستاره فروزان وقت برزيل را هم در خدمت داشت، نتوانست آن کار را صورت دهد و پنالتي را از دست داد تا بارسا که در ديداري همزمان حريفش را برد قهرمان شود و يکي از بزرگترين افسوس هاي تاريخ لاليگا را بر دل تيمي بگذارد که هرگاه در ريازور به ميدان مي آمد، خيل هوادارانش را همراه خود مي ديد و خيلي ها دوست داشتند به قهرماني برسد و حلقه قهرماني هاي هميشگي رئال و بارسا شکسته شود.

در فصل بعد از آن نيز دپور سخت به پاي مردان کرويف پيچيد و باز يکي از نزديک ترين رقابت هاي سال هاي دهه 1990 را پايه گذاشت اما کار به يک ضربه پنالتي در دقيقه 90 مسابقه پاياني فصل کشيده نشد و بارسا باز با مرارت مفرط ولي بدون جان به لب شدن و رفت و برگشت از جهنم قهرمان شد و بليتي هم براي اين سفر ذخيره نکرد، اين که چطور 14 سال بعد از آن سفر مدهش اما ميمون و خوش فرجام باز بارسا چنين بليتي را ابتياع کرده است، بيش از آن که به تقدير و طالع و اقبال و اين جور چيزها مربوط شود يا حتي به خاطر هموطن بودن فرانک رايکارد با کرويف و حمايت تام و تمام کرويف از رايکارد در تمام سال هاي اخير باشد، از يک سري ضعف هاي فني در مربي هلندي فعلي حاکم بر نوکمپ و وجود اشتياق سوزنده چشمگير در اردوي رقيب قديمي (رئال مادريد) براي جبران قصور سال هاي اخير نشات مي گيرد. رايکارد در 3 ، 4ماه اخير که بارسا با قبول شکست در برابر ليورپول وداعي زودهنگام با جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا در هيئت يک «مدافع عنوان قهرماني ناکام» داشت، هرگز نتوانست بين اين حقيقت و نياز به بازيابي سريع خود به قصد هدر ندادن هر جام ديگر فرارويش يک اعتدال و رابطه عقلايي برقرار کند. در نتيجه ابتدا بازي 2-5 برده از ختافه در مسابقه رفت مرحله نيمه نهايي جام حذفي اسپانيا (Kings Cup) را در نهايت با قبول شکست 4 بر صفر در ديدار برگشت به تيم برندشوستر سپرد و سپس برتري محسوس اش بر رئال مادريد و سويا در جدول رده بندي ليگ اسپانيا را ذره ذره و قدم به قدم از دست داد. تا اين که در وضعيت اخير قرار گرفت که فقط در صورت توقف رئال در برابر مايورکا شادکام خواهد شد. نقطه اکثر آسان نگري هاي ستارگان تنبل بارسا و کم آوردن هاي فني مربي شان هفته پيش رويت شد؛ موقعي که بارسا بازي 1-2 برده از همشهري اش اسپانيول را با خوردن يک گل بسيار ساده در فاصله يک دقيقه به پايان در نوکمپ با تساوي 2-2 عوض کرد و نتوانست به لحاظ امتيازي از رئال پيش بيفتد و اينک ديگر سرنوشت تنها در دست خودش نيست. عده اي اينگونه رقابت ها و نيمه جان شدن و دوباره برخاستن را از محسنات و شيريني هاي هر ليگي مي شمرند، اما اين را هرگز به خوان لاپورتا و رامون کالدرون روساي دو باشگاه نگوييد.

آنها ميليون ميليون يورو را هزينه نکرده اند تا سرنوشت فصل برايشان اينگونه به روز آخر کشيده شود و به چند ثانيه وابسته و با يک گل يا يک پنالتي همه چيز دود شود.

از طرف ديگر منحصر بودن همه چيز و همه کس در لاليگا به همان دو تيم پرطرفدار در درازاي تاريخ باعث شده است که تعداد دفعات رقابت حاد و موارد تعليق و هيجان مفرط و نمونه هايي که برايتان برشمرديم، در دوران معاصر بسيار کم باشد. درست است که باسکي ها با کودتاي ورزشي اتلتيک بيلبائو و رئال سوسيه داد در نيمه اول دهه 1980 در چهار نوبت متوالي، دپورتيوو لاکرونيا پس از دهه ها صبر در سال 2001 و البته والنسياي رافا بنيتس در سال 2004 حصار امنيت ابدي آبي و اناري پوشان کاتالونيا و سفيدهاي پايتخت را شکستند و برخلاف سنت لاليگا قهرمان شدند اما تعداد دفعات اين قهرماني ها در قياس با ايام سرفرازي رئال و بارسا به حدي کم بوده که تا حدي از يادها رفته اند و در بسياري از سال ها اين دو تيم از 4 ، 5 هفته مانده به پايان ليگ کار را به سود خود تمام کرده اند و اگر در آلمان سناريويي مثل مثلث امسال «اشتوتگارت، شالکه و وردربرمن» ديده شده و کار به هفته آخر وابسته شده، در اسپانيا مثل فرانسه (منهاي سال 2002 که ليون فقط در آخرين هفته و بعد از شکست لانس قهرمان شد) تعداد اين تجربيات اندک و دقيقاً به همين خاطر سفر به جهنم، لااقل براي تماشاگران (و نه صاحبان و اعضاي باشگاه ها) شيرين تر بوده است.
 
 
 مادريد خاکي مقابل بارسلون متکبر
  بهمن فروتن
اگر دنيا را دور زده باشيد خيلي سريع متوجه خواهيد شد؛ شهر خاکي و شهر متکبر يعني چه. شهر مادريد در مرکز اسپانيا واقع شده و تابستان گرم بدون دريايي دارد. مادريد براي خوش آمدن بايد زور زيادي بزند به همين دليل آغوش بازي براي پذيرش غيرمادريدي ها دارد. جامعه چندمليتي با نژاد و رنگ هاي متفاوت افتاده و خاکي است. آنهايي که براي کار به مادريد مي آيند پس از چندي به سادگي لقب مادريدي مي گيرند و به اين ترتيب احساس مي کنند که شهر آنها را پذيرفته است. در حقيقت مادريد شهر برگزيدگان محسوب نمي شود، برعکس تيمش رئال شايد اين مساله نتيجه ضمير ناخودآگاه مادريدي ها باشد. اگر شهرمان شهر برگزيدگان نيست؛ چرا تيم مان تيم برگزيدگان نباشد، مادريد هميشه به تيم ستارگان مشهور است ولي در اين فصل به غير از بکام و روبينيو بقيه زحمتکش اند. نگاهي به اين اسامي بيندازيد، کاسياس، سرجيو راموس، روبرتو کارلوس، هلگوئرا، کاناوارو، امرسون، ديارا، رائول و فن نيستلروي. اينها که نام بردم همه زحمتکش اند. بکام و روبينيو هم در طول فصل از کاپلو ياد گرفتند که ستاره بودن و زحمت کشيدن نبايد با هم تناقضي داشته باشند. به کاپلو در اين فصل خيلي سخت گذشت. او صاحب تيمي شد که چندين فصل متوالي ول شده بود. ستاره هاي تنبل، نخبگان و زبدگان راحت طلب هرچه که رتبه بود باخته بودند تا مربيان خوب را يکي پس از ديگري با مهر بي کيفيتي روانه منزل کنند. کاپلو ماه ها ستارگان را وادار به کار کرد. او به آنها ديکته کرد که در فوتبال براي موفقيت بايد زحمت کشيد. ديگر آن دوران گذشت که مي توانستي با رقص بالت حريفانت را شکست دهي؛ حتي گوتي که مي توانست يک بالرين مرد باشد مي آيد؛ مي جنگد؛ از دروازه اش دفاع مي کند؛ پاس گل مي دهد گل هم مي زند.يکي از خصلت هاي بارز ستارگان تاثير گذاري بر روي تماشاگران و هواداران تيم است. بازيکنان رئال، از اين در حقيقت قدرت، عليه کاپلويي که با توسل به زور از آنها کار مي کشيد؛ سوءاستفاده کردند تا در نمايشي فريبنده سرمربي را وادار به ايفاي نقشي منفي کرده، شرايط بازيکن سالاري را دوباره به رئال بازگردانند. کاپلو بالاخره مجبور به ايفاي نقش منفي شد با وجود اينکه به او انگ رفتار فاشيستي زده شد؛ با همه اين احوال اين مربي خوب فشارها را تحمل کرد و يک گروه نخبه تنبل را با پروسه کار آشنا کرد تا با زحمت و کوشش بوي خوش و رايحه دل انگيز موفقيت را دوباره به مشام مادريدي ها برسانند.

استان متکبر

کاتالوني، استان متکبري است. آنها زبان خودشان را به اسپانيولي ترجيح مي دهند. در مدرسه زبان اول زبان کاتالان هاست و اسپانيولي زبان دوم محسوب مي شود. کاتالوني يک استان صنعتي است و پرچم خودش را دارد.

زبان ويژه، پرچم مستقل، قدرت مالي بالا به دليل صنعتي بودن و حزبي محافظه کار شرايط را براي متکبر بودن فراهم مي کند. کاتالان ها هر چقدر هم که شما در ميان آنها باشيد؛ اين احساس را به شما القا مي کنند که شما هيچ وقت کاتالان نخواهيد شد.

بارسلون برخلاف مادريد شهر شيک و پيکي است که براي خوش آمدن و جلب توجه احتياجي به زور زدن ندارد. دريا و پلاژ زيبايي که چسبيده به شهر است کشش و جاذبه خاصي براي توريسم و درآمد حاصله از آن دارد. خيابان هاي عريض، ترافيک کم و ساختمان هاي شيک و زيبا به انسان آرامش خاصي مي بخشند.اف ث بارسلونا يا بارسا تيم فوتبال اين شهر است. از زماني که بارسا «يوهان کرويف» ستاره هلندي را به خدمت گرفت انگاري که اين تيم پايگاه خارجي فوتبال هلند شد.

سيستم 3-3-4 هلندي هم اکنون بازي اين تيم را با مهره هاي دلخواه و مورد لزوم به جذابيت حداکثر رسانده است. در جلوي والدز پويول (مارکز يا تورام) سمت راست (بلتي يا زامبروتا) و سمت چپ فان برونکهورست چهار يک خطي را تشکيل مي دهند. سه هافبک وسط، ژاوي، دکو و اينيستا تشکيل دهنده مثلث مرکزي هستند و رونالدينيو، اتوئو و مسي گوش چپ، نوک حمله، گوش راست، در حقيقت سه فورواردي هستند که قادرند هر دفاعي را به هم بريزند. با اينکه رايکارد خودش در پست مدافع بازي مي کرده است ولي تيمش يک تيم صد درصد هجومي است. جواني و کم تجربگي رايکارد در مقايسه با کاپلو و روحيه تهاجمي خوش خيالانه بارسا، در همين بازي قبل در مقابل همشهري اسپانيول که از اسم شان پيداست که زياد کاتالان نيستند کار دست شان داد. رايکارد ياد مي گيرد که تيمي که با يک برد قهرمان مي شود؛ نبايد در دقايق آخر يک پيشي دو بر يک باز هم مثل بچه مدرسه اي ها براي گل سومي بکوشند که در نهايت هيچ تاثيري در تفاضل گل نخواهد داشت. کاش من هم از اين شانس ها داشتم که مربيگري را با بارسا تجربه کنم. بارسا در اين فصل فقط در دور رفت تيم بود. در دور برگشت روحيه تيمي مقهور فردگرايي هاي ناپيدا شد. زماني رسيد که فرد ديگر قدرتش را از جمع نگرفت. انسجام تيمي جايش را به گسيختگي داد. تيم منسجم و موفق نيم فصل اول به افراد کم نيرو و ناموفق تيم فصل دوم تبديل شدند.ستاره ها تا زماني موفق هستند و مجموعه شان را به موفقيت مي رسانند که بدرخشند اگر ندرخشيدند بايد که زحمت بکشند. چندي است که دکو نمي درخشد، رونالدينيو به همين درد گرفتار شده است؛ اتوئو بعد از مصدوميت ديگر آن اتوئو قديم نيست؛ مسي هم گاه مي درخشد و گاه نمي درخشد؛ پويول در کنار تورام، پويول در کنار مارکز نيست؛ والدز هم آن دروازه بان يک، که بايد باشد نيست گرچه زحمت را در هر بازي مي کشد. بارسا از نظر تيمي کمي لق مي زند انگاري چفت و لولايش شل شده است.

نيروي کمکي براي بارسا

خيمناستيک د تاراگونا تيم ته جدولي، قبل از صعود، به خاطر علاقه به بارسلونا، پيراهن رسمي شان

پيراهن خود بارسلونا بود. تاراگونا در ايالت خودمختار کاتالوني قرار دارد و همسايه بارسلونا است. مثل همدان و کاشان. خيمناستيک، مانند اسپانيول، مطمئن خنجر به بارسا نخواهد زد. مايورکا که يکي از جزاير بالئار است تيم مشترک منورکا، ايبيتزا و فورمن ترا هم به حساب مي آيد. زبان بالئاري ها هم زبان کاتالان ها است و مطمئناً مايورکا مي رود تا رئال را متوقف کند. احتمال برد بارسلونا نود و نه درصد است و احتمال مساوي رئال پنجاه درصد در شرايط عادي.به نظر شما در وضعيت کنوني مي تواند شرايط عادي باشد؟ شما فکر مي کنيد که اين قهرماني چقدر مي ارزد؟ به نظر من 30 ميليون يورو. البته، اگر رئال و مايورکا نتيجه را از قبل بدانند؛ رئال مي تواند 30 ميليون يورويي را که از شرط بندي مي برد؛ به مايورکا بدهد و خود مايورکا هم، با دانستن نتيجه مي تواند 30 ميليون شرط بندي را نصيب خود کند، 60 ميليون بودجه خوبي براي فصل آينده است. بايد صبر کرد و ديد که مايورکا 60 ميليون را انتخاب مي کند يا که ميهن پرستي محلي را؟زياد آشفته نشويد، اين فقط يک تئوري توهم است؛ فرضيه اي خيالي يا که گمانه زني طنزآلود. براي قهرماني بايد صبر کرد، تا امشب. ولي من فکر مي کنم که رئال قهرمان مي شود يک بر صفر آن هم بين دقيقه 80 تا 90 بازي. شرط مي بنديد؟
 
 
 دشمنان ابدي
  امير حاج رضايي
زماني که «اسپانيول» در وقت هاي تلف شده نيمه دوم گل مساوي را وارد دروازه بارسلونا کرد، عملاً به خصم ديرينه بارسلونا يعني رئال مادريد کمک کرد تا همچنان در کورس قهرماني بماند و يک بار ديگر اختلاف عميق و ريشه دار دو نماينده ايالت کاتالونيا آشکار شده تا فرجام کار به روز آخر کشيده شود.

باسلوني ها که اسپانيول را نماينده حکومت در ايالت خود مي دانند، چنانچه رئال به قهرماني برسد هرگز «اسپانيول» را نخواهند بخشيد و از سوي ديگران رئال است که وام دار تيم دوم کاتالونيا خواهد بود.

اما خصومت دو باشگاه بزرگ اسپانيا که به کينه اي ابدي تبديل شده است، ريشه در تاريخ سياسي و اجتماعي اسپانيا دارد و کاتالان ها «رئال مادريد» را يک تيم حکومتي و وابسته به حکومت مي دانند، درحالي که از منظر مردم اين ايالت «بارسلونا» تيمي مردمي است که همواره از سوي قدرت مرکزي مورد ظلم قرار گرفته است. اين تنش و جنگ بدون تيراندازي در دل تاريخ معاصر اسپانيا از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و فراتر از استاديوم ها تمامي اسپانيا را درنورديده است و حالا برگ ديگري از مبارزات اين دو تيم در حال ورق خوردن است و چنانچه رئال مادريد تيم جزيره مايورکا را در سانتياگو برنابئو شکست دهد به عنوان قهرماني دست خواهد يافت. زيرا بر اساس قوانين فوتبال در اسپانيا دو تيمي که در امتيازات مساوي هستند نتيجه بازي مستقيم آنها قهرمان را تعيين خواهد کرد و تفاضل گل در نظر گرفته نخواهد شد و اين مادريد است که به دليل پيروزي دو بر صفر در بازي رفت و تساوي 3-3 در مسابقه برگشت به لطف همين قانون فاتح جام خواهد شد.

رئال مادريد تيم محبوب نسل ما است. زماني که «الفردو دي استفانو» آرژانتيني، «فرانتس پوشکاش» مجار، «ريموند کوپا» گوش راست افسانه اي فرانسه، «جنتو» سريع ترين گوش چپ جهان در عصر خويش و سرانجام «خوزه سانتاماريا» سانتر هافبک باشکوه اسپانيايي ها در اين تيم بازي مي کردند، آنها در ذهن ما که نوجوان بوديم شمايل و اسطوره هايي بودند که روياهاي شيرين آن خردينه سالي ما را مي آفريدند و بايد اعتراف کنم عنوان کهکشاني ها که در آغاز هزاره سوم به اين تيم داده شد، برازنده آن تيم جادويي دوره نوجواني ما است و هميشه در نگاهم اندوه زمان از دست رفته و گذشته اي که هرگز بازنخواهد گشت موج مي زند. و حالا که به مدد تکنولوژي و تبديل جهان پهناور به دهکده جهاني گستره اطلاعاتي مان توسعه يافته نمي توانيم تنها حسرت خوار گذشته و جست وجوگر همه دلخوشي هايمان در سيماي رئال مادريد باشيم. دانستيم تيم دلپذير ديگري هم با نام بارسلونا وجود دارد که سه سال جلوتر از رقيب پرآوازه خود در سال 1899 تاسيس شده و شايد اين تيم پيرانه سري ما يک بار ديگر در خيالي دل انگيز ما را به دوران نوجواني بازگرداند هرچند که رئال را دوست داشته باشيم.

اصولاً بايد گفت فوتبال بارسلونا متاثر از فوتبال هلند است و اين نيز به دليل حضور مربيان هلندي در اين تيم است و صاحب نام ترين اين مربيان «يوهان کرايف» است که از سال 1988 تا 1996 مربي اين تيم بود و توانست فوتبال شناور و تهاجمي هلند دهه هفتاد را با سيستمي که معروف به «آکاردئوني» بود به دليل باز و بسته شدن سريع به بارسلونا انتقال دهد و بعد از آن در دو نوبت متناوب «لوئيس ون گال» و سرانجام فرانک رايکارد اين تيم را رهبري کردند که اين دومي به توصيف و توصيه «کرايف» بود همان طور که براي جانشيني رايکارد «مارکو فن باستن» مربي کنوني تيم ملي هلند را پيشنهاد کرده است. رايکارد جوان در طول سه سال گذشته دو قهرماني لاليگا و يک قهرماني اروپا را براي بارسلونا به ارمغان آورد و علاوه بر آن فوتبالي ارائه کرد که همه را به وجد آورد. ستارگان پرشمار اين تيم رونالدينهو، اتوئو، مسي، رافائل مارکز به همراه ساير بازيکنان اين تيم تحت رهبري رايکارد به تجديدحيات بارسلونا در قالب فلسفه فوتبال نائل آمدند اما در فصل جاري آنها در اروپا و در جام حذفي اسپانيا ناکام ماندند و حالا همه اميد خود را براي قهرماني در شکست رئال مادريد در بازي امشب مقابل مايورکا جست وجو مي کنند. فرانک رايکارد که زماني در باشگاه ميلان شاگرد «فابيو کاپلو» مربي کنوني رئال بود اينک درحالي که فوتبال اروپا در آرامش به سر مي برد و تمامي ليگ هاي اين قاره مدت ها است که به کار خود پايان داده اند، هنوز به رقابت طولاني و سهمگين خود با استاد سابقش ادامه مي دهد. حضور «دن فابيو» که يکي از بزرگترين مربيان حال حاضر جهان است در اردوگاه رئال براي هراس همه کاتالوني ها کافي است و چنانچه با رئالي که چهار سال است هيچ عنواني را به دست نياورده به قهرماني برسد، عصر جديدي را در رئال مادريد آغاز مي کند که مي تواند سرآغاز «رنسانس» و «نوزايي» و بازگشت به دوران باشکوه رئال تلقي شود. او با سماجت تمام «روبينيو» را براي بازي امشب حفظ کرد و حضور او را در تيم ملي برزيل جهت مسابقات جام ملت هاي امريکاي جنوبي موسوم به «کوپا آمه ريکا» به بعد از مسابقه سرنوشت ساز خود موکول کرد، همان تصميمي که براي «ديارا» هم گرفته شد.از ميانه بازي هاي برگشت اين رئال مادريد بود که به رقابت قهرماني بازگشت و بعد از اينکه ابتدا والنسيا و سپس «سويا» از کورس قهرماني جا ماندند، رئال در مسير پيروزي قرار گرفت و درحالي که بارسلونا در دقايق پاياني گل مي خورد اين رئال مادريد بود که در همين اوقات به گل پيروزي مي رسيد و سرانجام در هفته سي و هفتم بارسلونا گل مساوي را در دقايق تلف شده از اسپانيول دريافت کرد و اين درحالي بود که «رود فان نيستلروي» در ثانيه هاي باقيمانده گل تساوي را به «ساراگوسا» زد.

آيا اين مي تواند نمادي از بخت بيدار رئال باشد؟امشب مشخص خواهد شد پرچم هاي قرمز و زرد کاتالونيا به اهتزاز درخواهد آمد يا در سانتياگو برنابئو هزاران تماشاچي سفيدپوش پرچم هاي رئال را بالا مي برند؟ اما به زعم تلقي الکس فرگوسن که اعتقاد دارد شکست و پيروزي دوقلو هستند و در هنگام باخت بايد بازنده خوبي بود، هر دو تيم در صورت شکست عملاً نظريه فرگوسن را زيرپا خواهند گذاشت.
 احتمالات هفته آخر لاليگا
 
 قهرماني رئال، سقوط سوسيه داد و سلتا
 
«هرچند سرنوشت قهرماني در دستان رئال مادريد است، اما بارسلونا و سويا نيز بخت فتح لاليگا را دارند، البته قرار گرفتن اندلسي ها در صدر جدول احتمال بسيار کمي دارد.»رئال براي قهرماني تنها بايد به نتيجه ديدار خودش فکر کند تا در صورت پيروزي، بي اهميت به ساير ديدارها، پس از مدت ها جام قهرماني را به دست بياورد. مجموعه اي که با حضور رامون کالدرون در راس تيم مديريتي، بهتر از سال هاي گذشته عمل کرده، عملاً بخت اول قهرماني است، ولي در اين بين وضعيت به گونه اي است که بارسلونا و تا حدي هم سويا اميدوارانه به هفته پاياني چشم دوخته اند.

 احتمالات قهرماني

هفته آخر در حالي برگزار مي شود که رئال و بارسلونا در امتياز 73 مشترک هستند و سويا با دو امتياز کمتر در جايگاه سوم قرار دارد. فاتح دو فصل اخير جام يوفا در صورتي قهرمان لاليگا مي شود که مقابل ويارئال به پيروزي برسد و دو تيم ديگر شکست بخورند. اگر اندلسي ها با رئال مادريد هم امتياز شوند، قهرمان خواهند شد. اما در صورت برابري امتيازات با کاتالان ها، پايين تر از مجموعه تحت هدايت رايکارد قرار خواهند گرفت.اگر سويا نتواند حداکثر امتيازات هفته پاياني را کسب کند، در صورتي که رئال و بارسا به نتيجه اي مشابه دست پيدا کنند، با توجه به ديدار مستقيم دو تيم، پايتخت نشينان قهرمان خواهند شد. اگر هر سه تيم در نهايت در امتياز برابري قرار بگيرند، باز هم رئال به عنوان فاتح لاليگا معرفي مي شود. تنها در صورتي بارسلونا قهرمان مي شود که نتيجه اي بهتر از رئال به دست بياورد. تساوي بارسا و شکست رئال يا پيروزي آبي اناري پوشان و عدم کسب 3 امتياز از سوي تيم کاپلو مي تواند بارسا را براي سومين سال متوالي به قهرماني برساند.در نظرسنجي هايي که در رسانه هاي اسپانيايي انجام شده، رئال مادريد با 2/59 درصد بخت اول قهرماني است. بارسلونا 3/33 درصد شانس قهرماني دارد و براي سويا نيز اين عدد تنها 4/7 درصد ذکر شده است.

 پايين جدول

در ميان تيم هايي که در منطقه سقوط قرار دارند، بتيس از بيشترين بخت براي بقا برخوردار است. سقوط خيمناستيک قطعي شده و سوسيه داد و سلتاويگو نيز احتمالاً همراه اين تيم به دسته پايين تر مي روند، اما بتيس و بيلبائو، هنوز به طور کامل از اين کابوس رهايي نيافته اند، هرچند سرنوشت خود را در اختيار دارند، البته با يک پيروزي آنها مي تواند فصل آينده را نيز در دسته اول سپري کنند. سلتا براي بقا بايد مقابل ختافه به سه امتياز دست پيدا کند. اما اين برتري زماني مي تواند آنها را نجات دهد که بيلبائو و بتيس، هيچ کدام نتوانند به پيروزي برسند. در اين ميان سوسيه داد بدترين شرايط را دارد. آنها بايد ديدار خود را با برد به پايان برسانند و منتظر نتايج رقم خورده در سه ديدار ديگر بنشينند تا در صورت وقوع معجزه از سقوط رهايي يابند، اتفاقي که رخ دادنش بعيد به نظر مي رسد.
 16 نتيجه اي که عوض شد
 
 بارسا، مديون اشتباهات داوري
 

شايد مقامات بارسلونا از قوانين فدراسيون گله مند باشند که چرا مانند اکثر ليگ هاي دنيا، هنگام برابري امتيازات، به تفاضل گل بي توجه است، اما اگر هفته هاي سپري شده بررسي شوند، آبي اناري پوشان درمي يابند اگر اشتباهات داوري تا اين اندازه به سودشان نبود، هرگز نمي توانستند امتيازاتي برابر با مردان برنابئو کسب کنند و چه بسا اکنون تنها در فکر کسب سهميه چهارم ليگ قهرمانان و شايد يوفا بودند. تعداد سوت هاي اشتباهي که نتيجه بازي ها را به سود کاتالان ها رقم زد، حقيقتاً غير قابل باور است.

هفته اول؛ سلتا 2- بارسلونا 3

دو اشتباه تاثير گذار در همان هفته نخست رقم خورد. اتوئو در شرايطي گل اول را به ثمر رساند که حضور ژولي در منطقه آفسايد، در باز شدن دروازه ميزبان کاملاً موثر بود. در دقيقه 88 و در حالي که بازي با تساوي 2 - 2 جريان داشت، خطاي واضح گوديانسن روي آنخل ناديده گرفته شد تا مرد ايسلندي اولين گل خود را در لاليگا به ثمر برساند.

هفته پنجم؛ بيلبائو يک- بارسلونا 3

حرکت نه چندان خشن کاساس که سزاوار کارت زرد بود، با اخراج جواب داده شد تا بيلبائو از دقيقه 19، يک بازيکن کمتر داشته باشد.

هفته ششم؛ بارسلونا 3- سويا يک

بازي با نتيجه صفر - صفر در جريان بود که ضربه سر اسکوده به گل بدل شد، اما مشخص نشد چگونه داور در اين صحنه، خطاي مهاجم سويا را روي موتا گرفت تا گل سالم اندلسي ها، به اشتباه، مردود اعلام شود.

هفته هشتم؛ بارسلونا 3- اوئلوا صفر

برخورد عادي ماريو و گوديانسن، يک پنالتي بحث برانگيز براي بارسا دربرداشت. رونالدينيو موفق شد گل اول بازي را از روي نقطه پنالتي به ثمر برساند.

هفته نهم؛ دپورتيوو يک- بارسلونا يک

ضربه بسيار شديد رونالدينيو روي پاي لوپو، سزاوار اخراج بود، اما داور به کارت زرد بسنده کرد. در ادامه مهاجم برزيلي موفق شد تک گل بارسا را به ثمر برساند.

هفته دهم؛ بارسلونا 3- ساراگوسا يک

دو اشتباه ديگر. در حالي که دو تيم يک- يک مساوي بودند، يک ضربه ايستگاهي اشتباه به سود بارسلونا اعلام شد تا رونالدينيو تيمش را پيش بيندازد. گل سوم نيز در حالي به ثمر رسيد که ساويولا در منطقه آفسايد قرار داشت.

هفته دوازدهم؛ بارسلونا 4- ويارئال صفر

گوديانسن براي ضربه زدن به توپ به هوا برخاست تا برخورد کاملاً طبيعي اش با سيگان پنالتي اعلام شود. گل اول کاتالان ها اينگونه به ثمر رسيد.

هفته چهاردهم؛ بارسلونا يک- سوسيه داد صفر

رونالدينيو ضربه کرنر را نواخت و توپ در شرايطي به گل بدل شد که گوديانسن روي دروازه بان مهمان مرتکب خطا شد.

هفته بيستم؛ بارسلونا 3- سلتا يک

جيو در سمت چپ تعادلش را از دست داد و در شرايطي که در بيرون از ميدان جلوي له کي به زمين افتاد، توانست يک پنالتي براي تيمش به ارمغان بياورد تا کاتالان ها 2 بر يک پيش بيفتند.

هفته بيست و يکم؛ اوساسونا صفر- بارسلونا صفر

دکو ارائه گر نمايشي درخشان بود، اما بيش از حد خشن به نظر مي رسيد. او دومرتبه مستحق دريافت کارت زرد بود، اما تنها يک بار و در دقيقه 85 اخطار گرفت.

هفته سي و يکم؛ ويارئال 2- بارسلونا صفر

در دقايق پاياني که ويارئال 2 بر صفر پيش بود، اتوئو با آرنج به صورت کاني کوبيد، اما برخلاف آنچه بايد انجام مي شد، کارت قرمز مستقيم را مقابل خود نديد تا ديدار بعدي را از دست ندهد.

هفته سي و دوم؛ بارسلونا يک- لوانته صفر

رونالدينيو مقابل مولينا به زمين افتاد و توپ به اتوئو رسيد. پاس مهاجم کامروني در شرايطي توسط رونالدينيو به گل تبديل شد که او در منطقه آفسايد قرار داشت.

هفته سي و پنجم؛ اتلتيکو مادريد صفر- بارسلونا 6

خطاي کاملاً واضح اد ميلسون روي مانش گرفته نشد تا توپ بعدي توسط مسي به گل نخست بارسلونا بدل شود.

هفته سي و هفتم؛ بارسلونا 2- اسپانيول 2

در لحظات پاياني نيمه اول، ارسال زامبروتا از سمت راست با ضربه دست مسي بر فراز دست هاي کامني به گل تساوي بدل شد.

 گفت وگو با دکو؛
 
 رئال قهرماني اش را از دست نمي دهد
 ام. يورنس مترجم : محمد حسيني

دکو بدون شک چه بيرون و چه درون زمين يک فوق ستاره است. او يکي از هافبک هايي است که امروز در فوتبال دنيا نمونه اش کم است. هافبک هايي خلاق که قدرت بازي سازي فوق العاده اي دارند. هافبک هايي که مي توانند به آساني نتيجه بازي را عوض کنند. دکو در مسابقه نفس گير بارسلونا و اسپانيول در هفته گذشته اين ويژگي هاي ارزشمندش را به رخ کشيد. گل دوم مسي به کمک خلاقيت و هنر گلسازي اين هافبک پرتغالي به ثمر رسيد. کلاً بارسلونا در طول يکي دو فصل گذشته گل هاي زيادي را با اتکا بر ديد بالاي دکو به ثمر رسانده و به همين دليل مي داند که به هر قيمتي شده بايد او را براي فصل بعد حفظ کند. اينترميلان يکي از باشگاه هايي است که براي خريد او تلاش زيادي مي کند اما بارسا هنوز حاضر به مذاکره نشده است. مسوولان بارسلونا مي دانند که اگر دکو از اين تيم برود ديگر توپي به خط حمله اش نمي رسد. به همين دليل بايد با ساز او برقصند.

***

 روز يکشنبه به نظر شما کدام تيم قهرمان خواهد شد؟

اينکه رئال مادريد قهرمان نشود باورش تا حدودي مشکل است. ما فرصتمان را از دست داديم و دستمان ديگر بسته است. مي توانستيم قبل از اينکه کار به اينجا بکشد تکليف خودمان را مشخص کنيم. همه چيز تقصير خودمان بوده.

 چه شد که صدر جدول را از دست داديد؟

آن وقتي که بايد ديدارهايمان را با پيروزي پشت سر مي گذاشتيم اين کار را نکرديم. اما نااميد هم نيستيم و تلاشمان را خواهيم کرد. با آرامش همه چيز درست مي شود. شايد با آرامش و با کسب سه امتياز از مسابقه با خيمناستيک، ورق ناگهان برگردد. البته همان طور که قبلاً گفتم بعيد به نظر مي رسد رئال در بازي آخر اشتباه کند.

 بعد از پايان ليگ چه خواهيد کرد؟

منظورتان چيست؟

 يعني چه خواهيد کرد؟

من از بودن در بارسا راضي ام و تا سال 2010 قرارداد دارم. گرچه باز هم به خودم بستگي دارد که بمانم يا بروم بايد ببينم چه مي شود.

 تهديد مي کنيد؟

نه. ولي خيلي چيزها بايد عوض شوند. اوضاع ما بايد تغيير کند.

 يعني چه چيزهايي؟

فکر مي کنم بازيکناني را که به خدمت مي گيريم بايد براي ايفاي صحيح وظايف در پست هاي مختلف زمين باشند، نه اينکه جلوي رسانه هاي گروهي نمايش بدهند. چيزي که همه ما مي خواهيم اين است که بارسلونا دوباره مثل گذشته بتواند در جام هاي مختلف قهرمان شود. امسال به جاي اينکه حواسمان به مسابقات و زمين فوتبال باشد متوجه حواشي و بيرون از زمين بود.

 و تيم تان براي اينکه بتواند دوباره در زمين فوتبال موفق ظاهر شود بايد چه بازيکناني را به خدمت بگيرد؟

مردم از خيلي ها نام مي برند اما من قصد ندارم وارد اين مقوله شوم. مسوولان باشگاه خودشان مي دانند چه کنند.

مقصر اصلي تمام وقايع اين فصل بارسلونا کيست؟

همه... همه مقصرند.

منبع؛AS
 گفت وگو با روبرتو کارلوس؛
 
 هيچ جايزه اي بهتر از نشان رئال نيست
 

امروز (يکشنبه) در ورزشگاه سانتياگو برنابئو بهترين شماره 3 تاريخ باشگاه رئال مادريد قوهاي سفيد را ترک خواهد کرد. از او خاطره استارت هاي انفجاري، ضربات تمام کننده، گل هايي که به ثمر رسانده، دوازده جامي که برنده شده و کلاً تاريخي يازده ساله بر جاي خواهد ماند. اين مرد برزيلي قصد دارد سانتياگو برنابئو را با بالاي سر بردن چهارمين جام قهرماني اش در لاليگا ترک کند.

***

سه جام اروپايي، سه قهرماني در لاليگا، دو جام بين قاره اي، يک سوپرجام اروپا و سه سوپرجام اسپانيا، شما با يازده سال حضور در رئال مادريد برنده اين دوازده جام مختلف بوده ايد،

(چند ثانيه اي را در مورد اين سوال و جام هاي گفته شده فکر مي کند) بازيکنان زيادي نيستند که به چنين موفقيت هايي دست يافته باشند به همين دليل من نمي توانم ناراضي باشم. حس مي کنم يک سر و گردن نسبت به بقيه بالاترم و مي دانم که اين همه جام به دليل پوشيدن لباس رئال مادريد عايد من شده است. ديدن اين همه کاپ قهرماني کنار هم مرا تحت تاثير قرار مي دهد اما هنوز يکي کم است؛ دوست دارم با بردن چهارمين جام قهرماني لاليگا از اينجا بروم.

امروز روز سرنوشت ساز اين فصل است و نيز روز آخرين بازي شما در اين لباس سفيد،

من از يک طرف خيلي دوست دارم اين بازي زودتر شروع شود و از طرف ديگر مي دانم که در اين لحظات آخر بايد کمال لذت را ببرم چون ديگر زمان رفتن از رئال فرارسيده است. من يازده سال را در اينجا توپ زده ام که تاريخ پرافتخاري هم بوده است به همين دليل وقتي به آن فکر مي کنم غم وجودم را فرا مي گيرد. به هر صورت بعد از بازي با مايورکا براي انديشيدن به اين موضوع وقت خواهم داشت.

خيلي ها مي گويند بعد از دي استفانو شما بزرگترين بازيکن تاريخ فوتبال اين باشگاه هستيد.

دي استفانو هميشه يک بازيکن بزرگ بوده، هست و خواهد بود. اينکه نام روبرتو کارلوس در کنار نام اسطوره اين باشگاه آورده شود باعث افتخار من است.

 به نظر شما اينکه دست خالي از اينجا برويد يا اينکه با کسب جام قهرماني رئال را ترک کنيد با هم يکي هستند؟

معلوم است که نه. اينکه بتوانم با کسب عنوان قهرماني از اينجا بروم براي من مثل يک رويا مي ماند، چون بدين طريق مي توانم مهم ترين پرونده زندگي ورزشي ام را با خاطره اي خوش ببندم. اگر توانستيم مايورکا را شکست بدهيم و قهرماني را به دست بياوريم اين جام قهرماني براي من يک جايزه خيلي ويژه خواهد بود چون چند ماه پيش کسي براي ما تره هم خرد نمي کرد ولي رئال مادريد اکنون در شرف بالاي سر بردن جام است.

 تمام بليت هاي بازي به فروش رفته و در بازار سياه هم قيمت تا 800 يورو (حدود يک ميليون تومان) رسيده است،

همه مي دانيم که امروز در برنابئو جشن بزرگي بر پا خواهد شد اما نبايد پيشاپيش به استقبال آن رفت. همان طور که گفتم جو برنابئو بازيکنان مايورکا را تحت تاثير قرار خواهد داد. تشويق هواداران ما در نوع خود بي نظير است. ما الان بيش از هر زمان ديگري به اين حمايت نيازمنديم و مي دانيم که مردم پشتمان را خالي نخواهند کرد.

فکر مي کنيد رقبا مايورکا را تطميع کرده باشند؟

اهميتي ندارد. هيچ چيزي مهم تر از اين علامت رئال مادريد روي لباس هاي ورزشي ما نيست. هيچ پولي با اين احساس برابري نمي کند. 

با پيراهنتان چه کار خواهيد کرد؟

آن را نگه مي دارم.

 به نظر شما کاپلو بايد در رئال بماند؟

اين تصميم در حوزه صلاحيت باشگاه است اما اگر نظر مرا مي خواهيد بايد بگويم مربي بزرگي است و معتقدم کاري که در رئال انجام داده در نوع خود شايان توجه است.

 ديويد بکام در مصاحبه مطبوعاتي خداحافظي اش از شما به نيکي ياد کرد،

من از بابت آشنايي با ديويد احساس غرور مي کنم چون او علاوه بر اينکه يک بازيکن بزرگ است انسان خوبي نيز هست. از اينکه او هم از رئال مي رود غمگينم. بکام يکي از باکلاس ترين فوتباليست هاي دنياست.

 فکر نمي کنيد با توجه به زحماتي که براي اين باشگاه کشيده ايد نحوه خروج تان چندان جالب نبود؟

الان تمام حواسم روي بازي امروز است به همين دليل قصد ندارم در مورد اين موضوع حرف بزنم. همه مي دانند چه مسائلي در اين قضيه مطرح بود و ديگر لازم نيست در مورد آن صحبت شود. من فقط از خداوند شاکرم که فرصت خداحافظي درست و مناسب از اين باشگاه در سانتياگو برنابئو و در حضور تماشاگران را در اختيارم قرار داد. منبع؛AS
 
 
 بودو ايلگنر در يک نگاه
 


متولد هفتم آوريل 1967 درکوبلنس

باشگاه ها

هاردتبرگ (1983 ،1982)

کلن (1996 ، 1983)

رئال مادريد (2001 ، 1996)

افتخارها
؛54 بازي ملي

326 بازي در بوندس ليگا (کلن)

91 بازي براي رئال مادريد (لاليگا)

بهترين دروازه بان آلمان در سال هاي

1989 ، 1990 ، 1991 ، 1992

قهرماني ها
قهرمان زير 16 سال هاي اروپا (1984)

قهرمان جام جهاني ايتاليا (1990)

قهرماني در لاليگا (2000 ، 1997)

قهرمان ليگ قهرمانان اروپا (2000 ، 1998)

قهرمان جام باشگاه هاي جهان (1998)
 
 
 کاپلو؛ رستگاري در شب تولد
 
پيروزي و موفقيت زيبا است. هميشه زيبا است. حتي براي کسي مثل فابيو کاپلو که نيازي به اثبات چيزي ندارد. خيلي ها هستند که به موفقيت بزرگي مي رسند، ديگر جلو نمي روند. مي ايستند و نيازي نمي بينند که جلوتر بروند. چون به عقيده شان هر توفيقي بوده به دست آمده و ديگر ارزش تلاش ندارد. کاپلو اما برخلاف آنها است. از آن دست آدم هايي است که موفقيت براي او مسير است نه مقصد. مسيري که انتها ندارد. دون فابيو پيش از اينکه براي بار دوم به مادريد بيايد به تمام افتخارات باشگاهي رسيده بود. با آ.اس.رم قهرمان سري A شد. با يک تيم رويايي. تيمي که تهاجمي بود و دلپذير بازي مي کرد. رم او در آن سال با توتي، مونتلا، باتيستوتا و بالبو تيمي خارق العاده بود که خيلي از مربي ها آرزوي تيمي نظير آن را دارند. قبل از آن و بعد از آن هم کاپلو در سري A قهرماني را تجربه کرده بود چه با ميلان و چه با يوونتوس. قهرماني هاي ميلان در نوع خود بسيار خاطره انگيز بودند. سال هاي 92 ، 93 ، 94 و 96 اسکودتو با ميلان به دست آمدند که در کنار قهرماني سال 94 در ليگ قهرمانان اروپا کارنامه او را بسيار درخشان کردند. کاپلو اين بار اما براي نزديک شدن به قهرماني سختي هاي زيادي کشيد. از همان ابتدا همه چيز و همه کس عليه او بودند. از مربيان سابق رئال گرفته تا مسوولان فعلي اين باشگاه همه به نوبت ضد او حرف زدند. حتي رامون کالدرون رئيس باشگاه نيز دوره اي از مربي اش ايراد گرفت. کاپلو اما ماند و همه را شکست داد. رونالدو پس از اخراجش بارها مخالف خواني کرد و بکام نيز به خاطر نيمکت نشيني هايش از انتقادهاي گاه و بي گاه دل نمي کند، دون فابيو اما هيچ وقت در مقام پاسخگويي برنيامد و سکوت کرد. حوصله کرد تا همه چيز عوض شود. 8 بار بازي باخته را با برد عوض کرد تا همه به معجزات او ايمان آورند. کاپلو در سال 92 که ميلان با آن همه ستاره به فينال ليگ قهرمانان رسيده بود درس خوبي گرفت که ظاهراً هميشه همراهش بوده. او در آن مسابقه با المپيک مارسي روبه رو شد که مربي اش ريموند گوتال بلژيکي بود. کاپلو آن موقع جوان بود و با آن همه بازيکن خوب دور و برش باد زيادي در سر داشت. مي گفت المپيک مارسي را له مي کند. مربي پير بلژيکي مارسي نيز به خبرنگاراني که در اين باره از او سوال کرده بودند پاسخ داد به اين ايتاليايي جوان درس هاي خوبي خواهم داد.
 
 
 رايکارد؛ فصل پر فراز و نشيب مرد هلندي
 

چه کسي باور مي کرد که فرانک رايکارد، آن هافبک دفاعي سيه چرده سورينامي روزي سرمربي بارسلونا شود. فرانکي مربي هر جايي مي شد کسي زياد تعجب نمي کرد ولي مربيگري تيمي مثل بارسا واقعاً شگفت انگيز بود. اين درست است که اگر حمايت هاي يوهان کرويف پدرخوانده بارسلونا و فوتبال هلند نبود، شايد کسي مثل او به چنين موقعيتي نمي رسيد، اما خب خود او هم پس از شروع فعاليتش نشان داد که قابليت مربيگري در اين تيم افسانه اي را دارد. رايکارد حتي در فصل 2006 - 2005 ليگ قهرمانان نيز توانست نماينده کاتالان را براي بار دوم به قهرماني اروپا برساند. افتخاري که طي تاريخ يکصد ساله اخير بارسا تنها يک بار اتفاق افتاده بود. اين فصل در مجموعه بارسلونا مخصوصاً مابين ساموئل اتوئو و ديگر ستاره هاي اين تيم درگيري هاي زيادي رخ داد که رايکارد در واکنش به آن مسائل بسيار منفعلانه برخورد کرد. آسان گيري هاي او به حدي است که مسوولان بارسا حتي به فکر تعويض او هم افتاده اند و اتفاقاً گزينه مورد نظرشان کسي به غير از مارکو فن باستن همبازي سابق رايکارد نبود. کسي که هم مورد حمايت کرويف است و هم اينکه در تيم ملي هلند نشان داده برابر ستاره قاطع و سختگير است. داستان برکناري رايکارد امروز اما کم رنگ شده است و به احتمال فراوان بازيکنان قديمي بارسا مثل لوئيس انريکه مارتينز پپ گوارديولا که نزد طرفداران اين تيم نيز محبوبيت دارند در فصل بعد به رايکارد اضافه خواهند شد. رايکارد در کارنامه مربيگري خود در بارسا، دو قهرماني در سال هاي 2005 و 2006 لاليگا و سوپرکاپ اسپانيا را دارد. کسي که امسال وارد چهل و چهارمين سال زندگي اش شده و در دنياي مربيگري تازه يک مربي تازه کار است. شروع کارش در سال 97 در تيم ملي هلند بود که در کنار رونالد کومان، يوهان نيکسکنز دستياران گاس هيدينک را تشکيل مي دادند. رايکارد يک سال بعد خودش سرمربي تيم ملي هلند شد و تا سال 2000 در اين سمت ماند. دو سال بعد رايکارد سرمربي اسپارتا رتردام شد که آن را مستقيم به دسته دوم برد. همان موقع مي گفتند که با آن شکست پايان دوران مربيگري رايکارد زودتر از موعد فرارسيده ولي رايکارد برخلاف پيش بيني ها به جايي آمد که همه مربيان دنيا آرزويش را دارند.

 
 
 رونالدينيو؛ سال خوبي نبود
 

«لحظات خوبي داشتيم و همين طور بد. بدشانسي و مصدوميت بسياري از بازيکنان کليدي. يک جدال باقي مانده است و مثل هميشه از طرفداران پروپاقرص معجزه هستم.» جملات رونالدينيو در واپسين روزهاي يک فصل آزاردهنده هم مثل اندام هايش از خستگي حکايت دارند. برد برابر خيمناستيک در صورتي که رئال آخرين پرده از نمايش اين فصل خود را با برد پشت سر گذارد بي اثر خواهد شد و بي شک نام رونالدينيو و فرم ضعيف و کم اثر او که در اکثر مقاطع سال بيش از همه به چشم آمد در صدر يکي از عوامل ناکامي بارسا قرار خواهد گرفت. جادوگر طلسم شده برزيلي پس از پايان جام جهاني نتوانست در رقابت هاي لاليگا و ليگ قهرمانان اروپا مثل دو سال قبل مهمترين عامل پيش روي کاتالان ها قرار بگيرد و غرق شدن در حواشي که رسميت آنها از حد دشمني روزنامه هاي چاپ پايتخت با اين ستاره فراتر رفته است پررنگ تر از هميشه به نظر مي رسد.فراز و نشيب هاي زندگي شخصي، مشکل با برخي از ستارگان تيم و درخشش لئو مسي رونالدينيو را طي چند ماه اخير تا حد قابل ملاحظه اي تنزل داده است. شايد عمق مشکلات با قهرماني احتمالي بارسلونا که نمي تواند دور از ذهن باشد کمتر از حد واقعي شود اما به نظر مي رسد پس از اين، روزهاي سختي در انتظار ستاره بارسا خواهد بود. خستگي اي که بارها به آن اشاره کرده است در خلال تعطيلات تابستاني و فراغت از رقابت هاي کوپا آمه ريکا مي تواند به بهترين شکل برطرف شود اما در صورتي که داستان داراي لايه هاي پنهان تري باشد شايد ديدن رونالدينيو آماده براي هواداران کاتالان به يک رويا تبديل شود. بارسا براي هواداران خود پس از ورود رايکارد هميشه حامل خوش بيني بوده است و اين بار باور مثبت در بين علاقه مندان به برزيلي محبوب اين است که دردسرها و افول او مقطعي خواهد بود. اتوئو آمار گلزني هاي فوق العاده خود را هميشه به عنوان برگ برنده اي براي کسب محبوبيت در برابر رفتارهاي بعضاً عصبي و عصيانگرانه داشته است، لئو مسي توانسته است از نظر هنر فوتبال خود را تا قواره هاي مارادونا بالا بکشد و ستاره هايي چون ژاوي و کارلس پويول که ذاتاً محبوب هستند.

 
 
 بکام؛ خداحافظي با اسپانيا
 

ديويد بکام امسال نشان داد که تنها يک بازيکن «تين ايجر» پسند نيست. البته او بارها و بارها اين نکته را به اثبات رسانده بود، ولي در فوتبال پرفشار اروپا هر ستاره هر سال بايد در اوج باشد وگرنه او را به زير مي کشند.اينچنين نيست که يک سال به موفقيتي رسيده باشد و بعد ساليان سال نان آن را بخورد. فابيو کاپلو در همان شروع کارش عقيده داشت که «بکس» شومني بيش نيست و فقط به درد نمايش مي خورد نه فوتبال. کاپلو تصور مي کرد که بکام هم مثل الکس دل پيرو ستاره اي ضدتيم و ضدسيستم است که در درون زمين زياد به خود زحمت نمي دهد. بي مهري آن روزهاي کاپلو دقيقاً مصادف با زماني شد که مک لارن سرمربي تيم ملي انگليس نيز کاملاً او را از ليست بازيکنانش بيرون گذاشته بود. دقيقاً زندگي برخلاف خواسته هاي او پيش مي رفت. کار به جايي رسيد که بکام در ميانه فصل خودش را به ليگ امريکا و باشگاه گالکسي تسليم کرد تا از زير فشار رواني اين قضيه رها شود. رفتن بکام به «MLS» همان موقع به فرار او از فوتبال سطح بالاي اروپا تعبير شد و تاييدي بر رفتارهاي مک لارن و کاپلو با او بود. مرد انگليسي اما ناگهان بازگشت. بکام به اندازه اي خوب بود که حتي شرافت کاپلو اجازه نداد تا از او در کنفرانسي خبري و به صورت رسمي معذرت خواهي نکند. دن فابيو حتي سفارش هافبک انگليسي اش را به مک لارن کرد و به همکارش در تيم ملي انگلستان توصيه کرد تا حتماً از او بهره ببرد. مک لارن هم به ناچار و به خاطر مشورتي که با تري ونبلز دستيارش داشت بکام را دعوت کرد تا او در دو مسابقه با تيم ملي برزيل (دوستانه) و با تيم ملي استوني (مقدماتي يورو 2008) با دو نمايش استثنايي ديگر تمام نگاه ها را معطوف خود کند. بکام در مسابقه واپسين رئال در مقابل ساراگوسا نيز عصاي دست کاپلو بود. تصاوير تلويزيوني نشان مي دادند که او به شدت خسته است ولي دارد با هر زحمتي شده خودش را تا آخر بازي مي رساند. بکام حتي در اواخر بازي مصدوم شد ولي چون کاپلو تمام سه تعويض اش را انجام داده بود، «بکس» مجبور شد لنگان لنگان تا انتهاي بازي سر کند. اگر رئال قهرمان شود اين اولين قهرماني بکام پس از چهار سال بازي در مادريد خواهد بود.

 همه روزنامه هاي مطرح اسپانيا
 
 پرخبر پرفروش جريان ساز
 
پرتيراژترين روزنامه اسپانيا، يک روزنامه ورزشي نيم قطع رنگي است به نام مارکا (Marca). مارکا نه تنها در اسپانيا بلکه در سراسر اروپا پرتيراژترين روزنامه ورزشي شناخته مي شود. از نخستين ساعات بامداد مي توانيد مارکا را روي دکه هاي روزنامه فروشي سراسر اسپانيا ببينيد در حالي که به فاصله چند ساعت يعني تا ظهر اين روزنامه بانفوذ، خود را به شهرها و پايتخت هاي بزرگ اروپا مي رساند.گرچه مارکا عنوان «ورزشي» را يدک مي کشد نه «فوتبالي»، اما هر روز به طور متوسط 32 صفحه از 48 برگ آن به فوتبال اختصاص داده مي شود. دو رقيب ورزشي اصلي مارکا يکي «آس»- AS- و ديگري «ال موندو دپورتيوو»- Elmundo Deportivo- به معناي جهان ورزش هستند. آس يک روزنامه بي طرف است و گرچه در مادريد منتشر مي شود اما سعي مي کند نگاهي همگن و تحليلي به رويدادهاي ورزشي داشته باشد.هر چند که در سال هاي اخير حمايت هاي روزنامه از رئال مادريد حتي مانند يک نشريه هوادار مشخص بوده است. در مقابل دپورتيوو روزنامه اي است درست در فاز مقابل مارکاي رئال دوست که به رويدادها از زاويه نگاه کاتالان ها مي نگرد.

مارکا اگرچه سعي مي کند تمايل خود به مسائلي عميق تر از «صبحانه خوردن يا نخوردن زيدان» را نشان دهد، اما در نهايت يک نشريه عوام پسند است که به رغم قلم پاکيزه اش حاوي مطالبي سطحي است. البته بايد در پس ساده نگري و ساده پردازي مارکا به دنبال استراتژي هاي ژورناليستي پيچيده تري بود. استراتژي هايي که منافع رئال مادريد را در اولويت نخست خود قرار مي دهند. جالب اينجاست که مارکا در خيابان هاي بارسلونا هم فروش خوبي دارد و در کل بايد گفت مارکا همان اندازه که در بين عموم مردم به «سخنگوي رسمي رئال مادريد» شهره شده، همان قدر هم از اعتبار برخوردار است.اما آغاز انتشار مارکا با ترفندهاي سياسي جناح دست راستي هوادار فرانکو ملقب به «فاشيست ها» همراه بود. نخستين شماره اين روزنامه درست يک هفته پس از ديدار فرمايشي رئال سوسيه داد- تيم دوم ايالت آزاديخواه باسک- با تيم ملي اسپانيا در دسامبر 1938 انتشار يافت. اين مسابقه اي بود که توسط ارتش اشغالگر فرانکو بلافاصله پس از تصرف باسک به مردم سن سباستين تحميل شده بود و به پيروزي تيم ملي اسپانيا بر تيم رئال سوسيه دادي منجر شد که بسياري از مهره هاي کليد ي اش را در شمار کشته شدگان يا اسيرشدگان پروسه دفاع از شهر سن سباستين مي ديد. اين مسابقه فرمايشي در واقع پاسخي بود از سوي فرانکوئيست ها به افشاگري هاي تيم اصلي باسک، اتلتيک بيلبائو، که همزمان در يک تور اروپايي به سر مي برد. بدين ترتيب جلد نخستين شماره مارکا به چنين طرحي اختصاص يافت؛ يک مرد جاافتاده با لباس فاشيست ها دست راستش را به نشانه اداي احترام نظامي به فاشيسم بالا برده و بر فراز سر او چنين تيتري نقش بسته بود؛ «دست راست به افتخار ورزشکاران اسپانيا به اهتزاز درآمد». البته با گذشت چند دهه ديگر کسي بر اين باور نيست که مارکا در دوران مدرن نيز هنوز همان خط و خطوط سياسي سابق را دنبال مي کند چرا که امروز اگر نگوييم کاملاً اما تا حد زيادي کرسي هاي تحريريه مارکا توسط مقاله نويسان مشهور چپ گرا يا منطقه گرا پر شده که اين به خاطر تغيير بافت سياسي اسپانيا به خصوص در دهه اخير است. اگرچه اين ژورناليست هاي حرفه اي در عالم دموکراتيک فوتبال، دست راستي محسوب مي شوند. آنها مطابق يک فرمول معروف که در نشريات تيراژ بالا رواج دارد، نسبت انعکاس تابوها به مجموع حقايق را عکس نسبت مجموع تابوها به کل حقايق درنظر مي گيرند و بدان نسبت 20 به 80 يا «اصل 20 به 80» مي گويند و مشخص است که بزرگ ترين تابوي فوتبال اسپانيا چيست. «رئال مادريد 80 درصد، سايرين 20 درصد.»

***

دپورتيوو- رقيب کاتالان مارکا- که آن هم روزنامه اي نيم قطع و تمام رنگي است با غالبيت فوتبال، شيوه هايي مشابه مارکا را البته بر ضد رئال و به نفع بارسلونا پي مي گيرد و همان طور که مارکا در بارسلونا خوب مي فروشد آنها هم در مادريد خوب مي فروشند. اين پديده ناشي از نگاه وسواس آميز دو طرف مادريدي و کاتالان به يکديگر است. آنها بسيار حساسند بدانند طرف مقابل چه حرف هايي درباره شان مي زند. اين تصويري از تمامي حقايق موجود در ژورناليسم ورزشي اسپانيا بود. اما وراي تمام تضادها که بعضاً وجهه اي منفي مي يابند، رقابت هايي از اين دست نقش مهمي در پررونق ماندن جدال «مادريد- کاتالان» دارند. همين رقابت ها سبب شده اند که پس از يک قرن، دو طرف نزاع بزرگ اسپانيا يعني کاتالان ها و پايتخت نشين هاي مادريد با سرعتي به مراتب بالاتر از سرعت رشد و توسعه ساير نقاط اسپانيا خود را در همه عرصه ها بالا بکشند و تبديل به دو قطب اصلي کشور شوند. دو روزنامه رقيب در شرايطي عادي از طريق رد و بدل کردن افترا و ناسزا و کري هاي سنتي با آن سوي حصار فرهنگي تيراژ خود را بالا نگاه مي دارند.
 فينال ال کلاسيکواين بار در بسکتبال
 
 رئال - بارسا و هيجاني اندازه فوتبال
 

پس از 7 سال تيم هاي بسکتبال رئال ماديد و بارسلونا به فينال پلي آف رقابت هاي اين فصل بسکتبال اسپانيا راه يافتند. بازي هاي فينال پلي آف بين رئال مادريد و بارسلونا هميشه بيش از يک ديدار معمولي بوده و هيجان انگيزترين اتفاق در رقابت هاي بسکتبال اسپانيا به شمار مي رود خصوصاً امسال که هر دو تيم در جريان مسابقات اين فصل در بازي هاي رودررو در خانه هاي خود به پيروزي رسيده اند.

انجام بازي هاي پلي آف از 20 سال پيش در ليگ بسکتبال اسپانيا به کار گرفته شده. در اين مدت تيم هايي که مزيت بازي در خانه را نداشته اند تنها 5 بار قهرمان شده اند و رئال مادريد با کسب دو عنوان قهرماني در ليگ بدون داشتن مزيت بازي خانگي از اين حيث رکورددار است. اين درحالي است که بارسلونا با شکست دادن رئال مادريد در فصل

1997 - 1996 براي اولين بار به اين مهم دست يافت. همانند تيم هاي فوتبال رئال مادريد و بارسلونا تيم هاي بسکتبال اين دو باشگاه هم دشمناني قديمي به حساب مي آيند. اين دو تيم 8 بار در فينال مقابل هم قرار گرفته اند که سهم هر يک از آنها 4 قهرماني بوده است. آخرين فينالي که رئال مادريد و بارسلونا در رقابت هاي ليگ اسپانيا برگزار کرده اند به فصل 2001-2000 بازمي گردد که در آن ديدارها بارسلونا در سه ديدار پلي آف به پيروزي رسيد و جام قهرماني را به دست آورد.

بازي هاي پلي آف ليگ بسکتبال اسپانيا بين 8 تيم برتر فصل انجام مي شود و تنها دو تيم به فينال مي رسند. در رقابت هاي اين فصل رئال مادريد و بارسلونا به ترتيب در جدول رده بندي مسابقات دوم و چهارم شده اند. تاکنون تنها دو بار تيم هايي که در جدول رده بندي دوم و چهارم شده اند به فينال بازي هاي پلي آف راه يافته اند. اين اتفاق براي اولين بار در فصل 2002- 2001 رخ داد.

در آن سال يونيکاخا رده دومي در فينال به مصاف تائو رده چهارمي رفت که در نهايت تائو قهرمان شد و دو سال بعد بارسلونا که در ليگ دوم شده بود به مصاف استوديانتس رده چهارمي رفت و در نهايت با کسب نتيجه سه بر دو پيروز شد.

در آستانه بازي هاي پلي آف فينال خوان پلاسا مربي تيم بسکتبال رئال مادريد معتقد است تيمش شانس اول قهرماني در رقابت هاي اين فصل است.

خوان پلاسا مربي تيم بسکتبال رئال مادريد که تيمش با غلبه بر خونتوت به فينال پلي آف ليگ اسپانيا رسيده اکنون اميدوار است قهرمان اين رقابت ها شود. اين مربي مي گويد؛ «رومن کالدرون به داخل زمين آمد تا به ما تبريک بگويد. او به ما گفت بدون آنکه به اين فکر کنيم که در فينال چه اتفاقي خواهد افتاد همين گونه به کارمان ادامه دهيم. او از پيروزي ما بسيار خوشحال بود. براي باشگاه رئال مادريد کسب دو عنوان قهرماني در فوتبال و بسکتبال موفقيتي بزرگ خواهد بود.»

اين درحالي است که در فينال کينگزکاپ رئال مادريد با تحمل شکست مقابل بارسلونا قهرماني را از دست داد. پلاسا در اين خصوص گفت؛ «ما آنچه در فينال کينگزکاپ رخ داد را به دست فراموشي سپرده ايم. ما از آن ديدار درس هاي فراواني آموختيم. آن ديدار سرآغاز فصلي خوب براي ما شد. در مورد مسابقات فينال پلي آف هم بايد بگويم ما مي خواهيم در بازي اول مقابل آنها پيروز شويم و از مزيت بازي خانگي مان نهايت استفاده را ببريم. در رقابت هاي پلي آف مرحله يک چهارم نهايي سال گذشته ما نتوانستيم بارسلونا را شکست دهيم. اما اين دفعه ما تيم برتر هستيم و فکر مي کنم مي توانيم امسال قهرمان شويم. اگر تکليف قهرمان به بازي پنجم برسد ما مي توانيم از مزيت بازي در خانه استفاده کنيم. در هر حال بارسلونا اخيراً در بازي هاي خارج از خانه اش خيلي خوب ظاهر شده و در بسياري از اين بازي ها پيروز هم شده است. ما هم در بازي هاي پيچيده اي چون والنسيا و بادالونا در خارج از خانه به پيروزي رسيده ايم . هم اکنون هم براي قهرماني آماده هستيم.»

 
 
 بازار داغ ستاره ها در گرماي تابستان اسپانيا
  آرش محمدي

تابستان که مي شود، در اسپانيا مردم اين کشور به بسياري از چيزهاي دوست داشتني که در کل سال شايد منتظرش بودند نزديک مي شوند. ميوه هاي خوش طعم و رنگارنگ، هواي خوب و راه افتادن کارناوال هاي موسيقي و بازديد دوباره از همان نوازنده هاي قديمي. پيچيدن بوي زيتون در فصل تابستان و شنيده شدن موسيقي از يک ضبط صوت کنار پيرمرد، با سبيلي بلند شبيه به مکزيکي ها و با شنيدن ملودي هايي از خوليو ايگلسياس، چهره اي از يک ظهر تابستاني در اسپانيا است. در تابستان آنها انتظار خيلي چيزها را در چنين رنگ و بويي مي کشند، انتظار فوتبال و انتظار حضور ستارگان بزرگ در کشورشان. اسپانيايي ها مدت ها است که عادت کرده اند بازيکنان بزرگ فوتبال را در کشور خودشان ببينند. در واقع به واسطه حضور دو قدرت بزرگ باشگاهي دنيا يعني رئال مادريد و بارسلونا خود به خود براي هر ستاره اي اين انگيزه و آرزو وجود دارد که روزي راهي يکي از اين دو تيم شود. دو تيم ثروتمند، معتبر و همين طور پرطرفدار که در همه جاي دنيا براي خودشان چندين هزار کلوپ هواداري دارند.

هر سال و در تابستان خبرنگاران به هر ترتيبي منتظر اعلام ليست دو باشگاه مي مانند. مردم هم مي دانند وقتي روزنامه ها را ورق بزنند در ليست خريد دو باشگاه حداقل چند ستاره بزرگ مي بينند. هر چند که اسپانيا تيم هاي معتبر ديگري هم دارد و حتي گهگاهي آنها هم بازيکنان اسم و رسم دار مي خرند. اما واقعيت را مي توانيد در بارسلونا و مادريد ببينيد. دو جايي که آنقدر جذاب هستند که هر بازيکني در روياهايش با نام تيم ها بازي کند و احتمالاً هم ديديد وقتي هر کدام از اين ستاره ها به مادريد يا بارسلونا مي روند يک جمله معروف دارند که ما در روياهايمان و در دوران کودکي هميشه دوست داشتيم در بارسلونا بازي کنيم يا کسي که به رئال مي رود از اين تيم به عنوان روياي زمان کودکي اش حرف مي زند. در سال هاي اخير اسپانيا محل حضور بزرگاني چون زيدان، رونالدينيو، بکام و بسياري ديگر در لاليگا بوده است؛ ستارگاني که از کشورهاي ديگر و از ليگ هاي معتبري مثل ايتاليا و انگليس به اسپانيا مي آمدند. در تابستان 2007 دوباره «ميز مذاکره» نقش محوري پيدا کرده. ميزي که يک طرفش ستاره اي با مدير برنامه هايش قرار مي گيرد و در طرف ديگر، اين مسوول آن باشگاه است که بايد سر قيمت با مدير برنامه بازيکن چانه بزند. امسال هم بازار نقل و انتقالات مثل هميشه داغ است. البته هنوز انتقال خيلي مهمي (در حد زيدان يا بکام) در اسپانيا شکل نگرفته؛ اما ممکن است مهمترين انتقال اين فصل در همين روزها رقم بخورد. گزارشي که فرانس فوتبال از بارسلونا و پيشنهادش به مهاجم مطرح آرسنال منتشر کرده، گواه همه چيز است. تيري آنري هر روز يک گام به بارسلونا نزديک مي شود. حتي نويسنده فرانس فوتبال او را از حالا بازيکن بارسلونا حساب کرده. هرچند که با توجه به ناراحتي چند روز اخير آنري از دست آرسنال بعيد نيست انتقال مهم اسپانيا با ورود آنري به بارسلونا رقم بخورد. ظاهراً قرار است آنري در صورت حضور در بارسا چهل درصد بيش از چيزي که در آرسنال مي گرفت دريافت کند. حتي به نوشته فرانس فوتبال بارسلونا حاضر است براي به خدمت گرفتن آنري، اتوئو را هم با اضافه مبلغي به آرسنال واگذار کند. ديگر انتقال مهم اسپانيا باز هم مربوط به بارسلوناست. فرانک لمپارد ستاره مطرح چلسي که به دنبال فضايي جديد است بعد از شنيدن پيشنهاد رسمي يوونتوس ممکن است به بارسلونا ملحق شود. اما آن طرف و در مادريد، رئالي ها بعد از تقريباً نااميد شدن از حضور کاکا در تيم شان نزديک به نااميدي از جذب آدريانو برزيلي هم شدند. رئال هنوز نتوانسته در فصل نقل و انتقالات امسال، اقتدار سال هاي قبل را تکرار کند. هرچند که آنها هنوز وقت براي خريد يک ستاره دارند. قرار است روبرتو کارلوس هم بعد از گذراندن سال هاي درخشان در رئال مادريد راهي تيمي ديگر شود. او اولين سالي هم که به رئال ملحق شده بود زيرنظر کاپلو بود و حالا در آخرين سال حضور در مادريد وداع را با حضور کاپلو برگزار مي کند. احتمال دارد مدافع بزرگ برزيلي راهي فنرباغچه ترکيه شود. در بارسلونا هم دو بازيکن هستند که از اين تيم مي روند. ژولي که احتمالاً به فرانسه مي رود و جيوواني فن برونکهورست که هنوز تيم جديدش مشخص نشده است. مسوولان بارسلونا براي پر کردن جاي او در منطقه چپ خط دفاع آبيدال و هاينتزه را موردنظر خودشان قرار دادند. ديگر مساله مهم و انتقال مهم مربوط به مادريد است. جايي که کاپلو با وجود کسب نتايج خوب در تيم بزرگ پايتخت، به علت اختلاف رامون کالدرون مجبور به ترک مادريد است. هرچند که بزرگي نام او آن قدر هست که بتواند به راحتي در هر تيم معتبري که مي خواهد مربيگري کند. قرار است برند شوستر جوان جايگزين کاپلو در رئال شود. مارسلينهو سرمربي رکرتيوو هم جانشين او در ختافه مي شود و لادروپ هم جاي او را در رکرتيوو خواهد گرفت، درحالي که قرار است ديويد بکام هم با مبلغ جنجالي 250 ميليون يورو راهي گالکسي امريکا شود. اما همه اخبار مربوط به دو تيم بزرگ اسپانيا نيست و والنسيا هم با مربي مطرح خودش خبرساز شده است. در والنسيا سانچس فلورس دوست داشتني سرمربي اين تيم به دليل اختلاف با آمادئوکاربوني ايتاليايي قرار است از والنسيا برود. شايد اسپانيا مانند سال هاي قبل در فصل نقل و انتقالات پرخبر نباشد اما همچنان اسپانيا است و آن ليگ معتبري که معمولاً ستاره ها را به راحتي به طرف خودش مي کشاند.
 کل کل اسپانيش ها قبل از روز سرنوشت
 
 اميد هنوز نمرده است“
 

امير آريايي؛ هم بارسلونا هم رئال مادريد ادعا دارند که جزء پرطرفدارترين تيم هاي فوتبال جهان هستند. بارسلونايي ها حتي ادعا دارند که پس از منچستريونايتد پرطرفدارترين تيم فوتبال جهان هستند (اين تيم 150 هزار طرفدار ثبت نام کرده در سايت رسمي باشگاه که حق عضويت مي پردازند، دارد). طبيعي است در اين روزها که رقابت کسب قهرماني لاليگا حسابي داغ شده اين طرفداران پرشمار به کري خواني و رجزخواني براي هم بپردازند و دامنه اين کري خواني ها به اينترنت هم کشيده شود، البته در سايت هاي رسمي دو باشگاه شما نمي توانيد اين کل کل ها را ببينيد چرا که طرفداران هر دو تيم براي عضويت در کلوب هواداران باشگاه بايد عضو رسمي شوند و يکي از شرايط عضويت رعايت قوانين مربوط به تالارهاي گفت وگو و نظردهي (Forum) است که در آن هرگونه توهين به تيم ها و بازيکن هاي ديگر ممنوع است و اين مساله به شدت توسط ناظران سايت کنترل مي شود (در سايت رسمي بارسلونا اصلاً امکان بحث و گفت وگو ميان طرفداران وجود ندارد و صرفاً بخشي از نظرات طرفداران به صورت گزيده Comment نقل مي شود) اما در عوض سايت هاي غيررسمي طرفداران در باشگاه ها و اتاق هاي گفت وگو سايت هاي فوتبالي معروف در روزهاي اخير پر از رجز خواني ها، کل کل ها و اظهارنظرهاي طرفداران دو باشگاه است، که البته با توجه به بيشتر بودن شانس قهرماني رئال طبيعي است که طرفداران اين تيم در اين حيطه فعاليت بيشتري داشته باشند. در سايت جالب «سايت رسمي طرفداران رئال مادريد» 103 کاربر تا 48 ساعت مانده به برگزاري ديدار رئال مادريد- مايورکا گفته بودند که رئال مادريد قطعاً قهرمان لاليگا خواهد شد. يکي از ارسال هاي جالب اين سايت که مورد توجه بقيه کاربران هم قرار گرفته بود اين بود که «براي جشن قهرماني رئال چه کنيم»، نظرات زيادي در اين مورد ارسال شده بود که در يکي از آنها خواسته شده بود همه طرفداران رئال آن روز با پيراهن هاي سفيد يا مشکي تيم در ميدان هاي اصلي شهر جمع شوند تا بعد از پايان بازي جشن بگيرند. يکي از کاربران ديگر به نام «ويوو آلبينو» اما پيشنهاد جالبي داشت؛ «به نظر من ما مي توانيم پرچم هاي بارسلونا را آتش بزنيم تا جشنمان کامل کامل شود.» يک ارسال ديگر در اين پست که مورد توجه قرار گرفته بود، سوال ميدروکي سي بود که از سايرين پرسيده بود؛ «اگر رئال قهرمان شود شما چه کاري براي ديگران انجام مي دهيد تا آنها را خوشحال کنيد؟» پاسخ به اين سوال طيف وسيعي از اقدامات را شامل مي شد؛ از مهمان کردن دوستان به يک نوشيدني گرفته تا هديه دادن پرچم رئال مادريد به همکاران و از گل خريدن براي همسر گرفته تا پرداخت مبلغي به کليساي سنت پدرو مادريد. در سايت طرفداران انگليسي زبان بارسلونا اما تب و تاب به اندازه سايت طرفداران رئال نبود، در قسمت گفت وگوي اين سايت هم يک موضوع جالب مطرح شده بود با عنوان اينکه «ما هنوز اميدوار هستيم».

 
 
 گزارشگران سيما و لاليگا
 
آرش راهبر؛ گزارشگران تلويزيون سهم عمده اي در تبديل شدن مسابقات فوتبال به خاطره هايي به يادماندني دارند. صداي آنها با ضرباهنگ بازي بالا و پايين مي شود و در نهايت با عبور توپ از دروازه به اوج مي رسد. گزارشگران فوتبال هم البته پشت آن صداي گرم و لذتبخش علاقه مندي هاي خاص خود را دارند و گهگاه در ذهن آنها نيز خاطراتي جذاب از صحنه هاي بديع فوتبال به ياد مي ماند. گزارشگران تلويزيون از لحظات به يادماندني مسابقات ليگ اسپانيا و جام حذفي اين کشور گفته اند و از هيجان نابي که آنها را هم به وجد آورده...

1- عادل فردوسي پور

خيلي راحت مي شود حدس زد که عادل فردوسي پور طرفدار پروپاقرص بارسلونا است. اين را مي توان از هيجان فوق العاده اش هنگام گزارش بازي هاي بارسا دريافت. او درباره بازي به يادماندني در ذهنش مي گويد؛ «بازي برگشت رئال- بارسلونا را با هيجان خاصي گزارش کردم. دوست داشتم بارسلونا برنده بازي باشد اما نشد. اين اوله گر آنقدر سوتي داد که بازي نهايتاً 3-3 مساوي تمام شد.» عادل البته بازي هاي زيادي از رئال را هم گزارش کرده که به قول خودش کهکشاني ها کاپلويي يعني 0-1 برده اند. او چندان از اين بازي ها خوشش نيامده اما در اجراي گزارش کوتاهي نکرده است. صحنه گل مسي به ختافه هم جذاب ترين و به يادماندني ترين صحنه اي است که از مسابقات امسال در ذهن فردوسي پور باقي مانده. فردوسي پور دوست دارد بارسلونا جام قهرماني را بالاي سر ببرد هرچند که چندان شانسي براي اين تيم وجود ندارد.

2- پيمان يوسفي

«فرصت براي...» اين جمله معمولاً وقتي با صداي بلند از طرف پيمان يوسفي ادا مي شود که مهاجم يک تيم در موقعيت گل قرار گرفته باشد. پيمان يوسفي معمولاً با هيجان زيادي فوتبال را گزارش مي کند به خصوص اگر پاي بارسلونا وسط بيايد. او هم چند بازي از بازي هاي لاليگا را گزارش کرده که به زعم خودش بازي بارسلونا و اتلتيکو مادريد از همه جالب تر بوده.

همان ديداري که با برتري خردکننده 0-5 بارسا همراه بود. «اصلاً فکر نمي کردم بارسلونا اينقدر گل بزند. به هر حال اتلتيکو به خاطر مادريدي بودنش هميشه جلوي بارسا خوب بود و چند سالي بود که در برابر اين تيم مقاومت مي کرد. اما آن شب داستان عجيبي بود. بارسلونا تيم دوم مادريد را له کرد.» يوسفي هم در مورد گل مسي به ختافه احساس فوق العاده اي دارد. «گل عجيبي بود. با اينکه گل رونالدينيو به ويارئال را خيلي ها بهترين گل سال مي دانستند اما اين گل فرق مي کرد. چون شبيه گل مارادونا بود مسي را حسابي سر زبان ها انداخت.» يوسفي هم دوست دارد بارسلونا را قهرمان لاليگا ببيند هرچند که اين موضوع را چندان محتمل نمي داند. «اميدم به بازي يکي مانده به آخر بود اما ورق در عرض 5 دقيقه برگشت... فکر نمي کنم بارسا قهرمان شود.»

3- عليرضا عليفر

برخلاف يوسفي و فردوسي پور، عليرضا عليفر يک رئالي تمام عيار است. شايد به همين خاطر است که بازي رئال مادريد و سويا را به او واگذار کردند. عليفر اتفاقاً از آن بازي خاطره خوبي دارد. «من دو بازي از لاليگا را گزارش کردم که يکي اش همين بازي بود. رئال تا آخرين دقايق 1-2 عقب بود اما در آخرين دقايق بازي راموس گل تساوي را زد و در ثانيه هاي پاياني هم گل نيستلروي بازي را سه بر دو به سود رئال کرد.»

عليفر از بازي خواني کاپلو تعريف مي کند که در ده دقيقه پاياني ايگوئن را به زمين فرستاد و اين بازيکن هم نقش زيادي در پيروزي رئال ايفا کرد.

عليفر خيلي محکم مي گويد که رئال قهرمان است. «شک نکنيد رئال اول مي شود، صددرصد.»

4- مزدک ميرزايي

نظرات مزدک ميرزايي تفاوت هاي جالبي با بقيه همکارانش دارد. بيشترين تصويري که در ذهن او باقي مانده، لحظاتي است که اتوئو فرصت هاي گل را از دست داد. «اگر يک مقدار اتوئو دقت کرده بود الان بارسلونا قهرمان بود...» اما اشتباه نکنيد شما با يک طرفدار بارسا مواجه نيستيد، ميرزايي يک رئالي تمام عيار است. «رئال را بيشتر دوست دارم. کاپلو هم که اگر تيمي را قهرمان نکند کاپلو نيست. البته اين را هم بگويم که بارسلونا قشنگ تر بازي مي کند اما متحول کردن رئال توسط کاپلو هم فراموش شدني نيست.» براي مزدک هم گل مسي به ختافه با وجود آنکه در جام حذفي بوده اما لحظه اي به يادماندني است. مزدک با اطمينان مي گويد رئال قهرمان است آن هم 90 درصد...

5- جواد خياباني

مي شود خياباني را آقاي ممتنع ناميد. او نه طرفدار بارساست و نه هوادار رئال. او رئال سوسيه داد و اتلتيک بيلبائو را از قديم دوست داشته است که از شانس او هر دو تيم در معرض سقوط به دسته دوم هستند.

در عين حال جالب ترين خاطره از لاليگا براي او کنار هم نشستن مديران باشگاه ها در طول بازي است. «اينکه کالدرون و لاپورتا کنار هم مي نشينند خيلي زيباست. اصلاً حضور اين دو نفر به ورزشگاه آرامش مي دهد. اين صحنه ها فقط خاص فوتبال اسپانيا است...» جواد با آنکه طرفدار هيچ يک از دو تيم نيست اما در مقام مقايسه بارسا را ترجيح مي دهد. «به هر حال بارسا تيم مارادونا و مهمي است. زيبا بازي مي کند و فقط فکر نتيجه گرفتن نيست. فوتبال آنها خيلي نمايشي است...»

با اين حال جواد خياباني شانس قهرماني را به رئال مي دهد آن هم 90 درصد نه 99 درصد.
 
 
 وقتي رشوه قانوني مي شود
 
در اسپانيا چهره هايي مثل «خوان لاپورتا» و «رامون کالدرون» نقش مهمي دارند. مخصوصاً وقتي پاي تشويق ها در فوتبال اين کشور وسط مي آيد دو مديرعامل باشگاه هاي بارسلونا و رئال مادريد با دسته چک هاي باشگاه وسط مي آيند و باشگاه هاي ضعيف تر را به بردن رقبايشان با مبلغي خوب تشويق مي کنند. در واقع اين تشويق ها يک جور رشوه قانوني است که در اسپانيا رواج پيدا کرده است. داستان هم تنها مربوط به امسال و سال قبل نيست. سال هاي سال است که در اسپانيا قدرتمندان به ضعيف ترها کمک مالي مي کنند تا در راه مدعي بودن به مشکل برنخورند. امسال هم از اين نمونه و تشويق ها در اسپانيا کم نبود. که شايد يکي از مطرح ترين نمونه ها ماجراي تشويق رئال به ختافه بود براي اينکه بارسلونا را شکست دهد. و جالب بود که وقتي از کالدرون در مورد اين موضوع سوال پرسيدند او به شدت ماجرا را تکذيب کرد. در حالي که ماجراي تشويق ها بارها توسط اشخاصي مثل او به عنوان امري قانوني اعلام شده بود. اما فکر نکنيد اين مسائل بيشتر مربوط به رئال است. کاتالاني ها هم زياد از اين تشويق ها مي دهند و بارسلونا هم نمونه هاي زيادي از اين تشويق ها را در پرونده اش دارد. در اسپانيا اين تشويق ها همواره وجود دارد و مسوولان فوتبال اين کشور هم ظاهراً نگران رسوايي بزرگ براي خودشان (چيزي مثل اتفاقات سال قبل ايتاليا) نيستند. چون هم براي مقامات قضايي خودشان و هم افراد خارج از اسپانيا اين موضوع را جا انداخته اند و از «رشوه» به شکل زيرکانه اي اصطلاح «تشويق» را ساخته اند.

لاک پشت درس خوبي به خرگوش داد
گل هاي با ارزش گل هاي بي ارزش
برگ برنده دست مادريدي هاست
بليت رفت و برگشت به جهنم
مادريد خاکي مقابل بارسلون متکبر
دشمنان ابدي
قهرماني رئال، سقوط سوسيه داد و سلتا
بارسا، مديون اشتباهات داوري
رئال قهرماني اش را از دست نمي دهد
هيچ جايزه اي بهتر از نشان رئال نيست
بودو ايلگنر در يک نگاه
کاپلو؛ رستگاري در شب تولد
رايکارد؛ فصل پر فراز و نشيب مرد هلندي
رونالدينيو؛ سال خوبي نبود
بکام؛ خداحافظي با اسپانيا
پرخبر پرفروش جريان ساز
رئال - بارسا و هيجاني اندازه فوتبال
بازار داغ ستاره ها در گرماي تابستان اسپانيا
اميد هنوز نمرده است“
گزارشگران سيما و لاليگا
وقتي رشوه قانوني مي شود

نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام