
جمهوري اسلامي در طول جنگ با عراق، خسارت هاي مادي و معنوي فراواني ديد که نمي توان آن را ناديده گرفت؛ خساراتي که جمهوري اسلامي بايد براي جبران آن، نه تنها عليه شخص صدام، بلکه عليه برخي کشورها، شرکت ها و سازمان هاي غربي، طرح دعوي کند.
در پرونده مربوط به سکوهاي نفتي- که به دو نوبت حمله نيروهاي امريکايي به سکوهاي نفتي متعلق به ايران در سال هاي 1987 و 1988 مربوط مي شد ك با وجود بهره مندي کشورمان از خدمات 17 نماينده، وکيل، مشاور و کارشناس حقوقي و فني از دستيابي به خواسته خود بازمانديم. در حالي که رابطه سياسي ايران با ايالات متحده به صورت رسمي تاکنون قطع بوده و تنها مستند ايران براي طرح دعوي عليه امريکا در ديوان دادگستري بين المللي واقع در لاهه هلند، معاهده مودت منعقده در سال 1955 بود که مبناي صلاحيت ديوان براي رسيدگي به دادخواست ايران قرار گرفت. ايران بعد از نزديک به يک دهه تحمل جنگ، خسارت جبران ناپذير و قربانيان بي شمار اکنون در هزاره جديد ميلادي خواسته هاي دو دهه پيش را مطالبه مي کند و هنوز اساسنامه ديوان کيفري بين المللي را تصويب نکرده است. ميان ايران و عراق قرارداد استرداد مجرمان هم وجود ندارد که به استناد آن بتوانيم صدام يا ديگر نظاميان و غيرنظاميان فعال عليه مردم ايران و سرزمين و منابع مادي را تحويل بگيريم.
با اين وصف سه راه براي رسيدگي به شکايت ايران قابل پيش بيني بود؛
1) اجماع دولت هاي جهان با هماهنگي سازمان ملل براي ايجاد دادگاه ويژه محاکمه سران حکومت بعث عراق.
2) اقدام شوراي امنيت براي تشکيل دادگاه ويژه رسيدگي به اتهامات حکام سابق عراق.
3) تشکيل دادگاه ويژه اي در عراق که صلاحيت رسيدگي به شکايت دولت هاي زيان ديده را داشته باشد. که از اين ميان گزينه سوم تحت فشار امريکا مورد تصويب حکومت انتقالي قرار گرفت.
سخنان جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده مبني بر همکاري امريکا با عراق براي محاکمه صدام و اظهارات اعضاي شوراي حکومت انتقالي عراق از جمله سيدعبدالعزيز حکيم و هاشم الشبلي وزير وقت دادگستري عراق نيز حکايت از اجراي روش سوم داشت، بدون آنکه مشخص شود آيا ايران و ديگر کشورها يا اتباع کشورهاي همسايه متضرر از اقدامات حکومتي بعثي مي توانند شکايتي مطرح کنند يا نه. در اساسنامه دادگاه صدام حسين و همدستان او که در زمان «پل برمر» حاکم امريکايي تنظيم شده، نامي از جنايات صدام در جريان جنگ تحميلي در ايران و از جمله مناطق کردنشين ايران برده نشد، بنابراين دادگاه اساسا ًوارد اين موضوع نشد.
به موجب کنوانسيون هاي مختلف قانوني از جمله ماده 2 کنوانسيون منع به کارگيري سلاح هاي شيميايي مصوب 1925 ميلادي هيچ کشوري حق ندارد حتي در ميدان هاي جنگ هم سلاح شيميايي به کار گيرد، چه برسد به مناطق غيرنظامي و مسکوني. در اين راه کشور عراق از همان آغاز جنگ در جبهه سلاح هاي شيميايي به کار گرفت و بعدها هم در شش منطقه مسکوني کشور شامل سردشت و اشنويه در آذربايجان، کردستان (بانه و منطقه آلوت)، کرمانشاه (روستاي زرده)، چشمه کلبعلي و سرميل «در شهرستان دالاهو»، ديره «در گيلان غرب و هاني گرمله و نودشه»، سلاح شيميايي به کار برده است و با وجود عنصر قانوني و علم و اطلاع دولت عراق از ممنوعيت به کارگيري اين سلاح و آثار مخرب آن، دولت ايران به هيچ وجه از ابزار حقوقي لازم براي طرح شکايت عليه دولت عراق به عنوان قتل عام مردم با سلاح شيميايي (ژنوسايد) و همچنين شکنجه، تحقير، زنداني کردن، گروگان گيري مظلومان بي گناه و نابودي اماکن ديني و تاريخي، اقدام نکرد.
طبق ماده 3 قرارداد چهارم از «قراردادهاي چهارگانه ژنو»، هرگونه لطمه به حيات بدني از جمله قتل به اشکال مختلف، زخمي کردن مردم غيرنظامي، رفتار بي رحمانه و شکنجه و آزار، گروگانگيري، لطمه به حيثيت اشخاص، محکوميت و اعدام بدون حکم قبلي دادگاهي که صريحاً تشکيل شده باشد، عدم توجه به زخمي ها و بيماران و... از وظايف دولت اشغالگر است که بايد مورد توجه قرار گيرد. اين در حالي است که دولت بعثي عراق و در رأس آن صدام حسين تمامي اين جرائم از جمله بمباران شيميايي را در مناطق مختلف (سردشت، بانه، آلوت، روستاي زرده در کرمانشاه و...) از خاک کشورمان آن هم در سطح وسيعي به انجام رساند که اين خود نشان از نقض حقوق بين المللي و عدم توجه به قانون نوشته شده دارد.
به موجب کنوانسيون هاي چهارگانه ژنو که در سال 1949 به تصويب مجمع عمومي ملل متحد رسيد - که ايران و عراق به عنوان دو عضو از اين سازمان آن را امضا کرده اند- کشورهاي اشغالگر در داخل کشور اشغال شده وظايف و تکاليفي دارند که از آن جمله محروم نکردن مردم، عدم کشتار به هر شکل، عدم تحقير و توهين و ترذيل، تجاوز و تخريب اموال و دارايي هاي آنان و الزام به تامين مايحتاج مردم بخش اشغال شده است، در اين صورت هرگاه مقامات عراقي از هر درجه و رتبه و مقامي نسبت به مردم کشور اشغال شده يکي از موارد فوق را نقض کنند، به موجب پروتکل الحاقي به کنوانسيون چهارم 1949 دولت اشغال شده حق دارد خواهان مجازات مرتکب به جرم و همچنين دستور دهندگان باشد. دولت ايران مي بايست همين اقدامات را در همان زمان جنگ تحميلي انجام مي داد و از دولت عراق به عنوان دولتي که عهدنامه ها و کنوانسيون چهارگانه را نقض کرده، به موجب اساسنامه قابل رسيدگي در دادگاه بين المللي لاهه مطالبه غرامت مي کرد، دولت ايران در آن زمان اهتمامي به اين مساله نکرده و به همين جهت نتوانسته غراماتي را از عراق به عنوان کشور اشغالگر بگيرد. در حالي که کشور يک ميليوني کويت از همان آغاز اشغالش توسط رژيم عراق، به اين امر مبادرت کرد و ميلياردها دلار از پول نفتي که تحت نظر سازمان ملل متحد فروخته مي شد، غرامت جنگي دريافت کرد.
با توجه به اينکه دولت عراق هم قراردادهاي چهارگانه ژنو را و هم کنوانسيون منع استفاده از سلاح هاي شيميايي را امضا کرده و ملتزم به اجراي آن شده بود و از سوي ديگر با توجه به اينکه پروتکل الحاقي و قراردادهاي چهارگانه ژنو راه هاي قانوني مطالبه را تعيين کرده است، دولت ايران مي توانست با استفاده از اين پروتکل هاي قانوني و همچنين با استفاده از منشور ملل متحد، نسبت به اين موضوع عکس العمل نشان داده و اقدام کند.
* کارشناس ارشد حقوق کيفري و جرم شناسي